حالت تاریک
  • چهارشنبه, 1404/11/15 شمسی | 2026/02/04 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
اعلامیه‌ها را نیمه‌شب و مخفیانه پخش می‌کردیم
روایت یک مبارز انقلابی از روزهای پرالتهاب سمنان:

اعلامیه‌ها را نیمه‌شب و مخفیانه پخش می‌کردیم

احمد دهرویه مبارز انقلابی سمنان که از ۱۴سالگی، در کوچه‌های محله جهادیه سمنان، مبارزه را با اعلامیه‌های دست‌نویس و جلسات مخفی آغاز کرد و برای پیروزی انقلاب، زندگی مخفی را به جان خرید.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، جوانان دهه پنجاه، در روزگاری که ترس و سرکوب بر فضای جامعه سایه انداخته بود، آگاهانه خطر را پذیرفتند تا سرنوشت ایران را تغییر دهند.

 آن‌ها به میدان آمدند نه برای نام و نان، بلکه برای آنکه کشورشان از تحقیر، وابستگی و سلطه بیگانه رها شود و ایرانی دوباره احساس عزت و اختیار کند.

سال‌ها مبارزه، زندان، تعقیب و شهادت جوانان، سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به ثمر نشست و نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران رقم خورد؛ روزی که اراده نسل جوان بر ترس غلبه کرد و مسیر آینده کشور را دگرگون ساخت.

احمد دهرویه یکی از مبارزان انقلابی شهر سمنان است که از سال‌های نوجوانی، هم‌زمان با اوج‌گیری نهضت اسلامی، به صف نیروهای مردمی پیوست و در سازماندهی فعالیت‌های انقلابی نقش داشت.

 او از چهارده‌سالگی، در قالب گروه‌های جوانان محلات، در مبارزات مخفی، پخش اعلامیه‌ها، برگزاری جلسات فرهنگی و مذهبی و همچنین همراهی با راهپیمایی‌های مردمی حضور فعال داشت؛ فعالیت‌هایی که زیر نظر روحانیون مبارز و با وجود فشارهای شدید ساواک و نیروهای امنیتی انجام می‌شد.

خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت» با این مبارز انقلابی نشسته است تا از زبان او، روایتی دست‌اول از روزهای پرالتهاب منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در سمنان، شیوه مبارزات جوانان، سختی‌ها، تعقیب‌ها، بازداشت‌ها و خاطراتی ناگفته از آن دوران را بشنود؛ روایت نسلی که با کمترین امکانات و بیشترین خطر، برای استقلال، عزت و آزادی ایران ایستاد.

مرآت: لطفاً بفرمایید فعالیت‌های انقلابی خود را از چه سنی آغاز کردید و در چه فضایی شکل گرفت؟

دهرویه: فعالیت‌های من از حدود چهارده‌سالگی شروع شد. آن زمان در محله جهادیه زندگی می‌کردیم. در همان محله مرحوم حاج‌آقا ادب حضور داشتند و با محوریت وی، یک گروه منسجم از جوانان شکل گرفت که خیلی زود به یک مجموعه فعال و تأثیرگذار تبدیل شد.

مرآت: این گروه جوانان چگونه سازماندهی شده بود؟

دهرویه: گروه جوانان در سه بخش اصلی فعالیت می‌کرد: مبارزات، پشتیبانی و ورزش. بچه‌ها در همین سه بخش تقسیم شده بودند و هرکدام وظایف مشخصی داشتند. این ساختار باعث شده بود کارها هدفمند، منظم و هماهنگ پیش برود و هر بخش، پشتیبان بخش دیگر باشد.

مرآت: درباره بخش مبارزات و نحوه فعالیت آن توضیح می‌دهید؟

دهرویه: بخش مبارزات یکی از جدی‌ترین و حساس‌ترین بخش‌ها بود. سرپرست ما یک روحانی و طلبه جوان به نام حاج‌آقا ادب قرار داشت که هدایت فکری و عملی کارها را بر عهده داشت. جلسات این بخش کاملاً مخفیانه و با نهایت دقت برگزار می‌شد. در این جلسات تصمیم‌های مهمی گرفته می‌شد و تا نزدیک پیروزی انقلاب، اعلامیه‌ها و نامه‌های دست‌نویس تهیه می‌کردیم و معمولاً ساعت یک یا دو نیمه‌شب، آن‌ها را مخفیانه درِ خانه‌ها می‌انداختیم و پخش می‌کردیم.

مرآت: آیا فعالیت‌های فرهنگی هم در کنار این مبارزات وجود داشت؟

دهرویه: بله، در کنار فعالیت‌های مبارزاتی، یک گروه سرود انقلابی بسیار قوی هم تشکیل شده بود. این گروه نقش فرهنگی مهمی داشت و در برنامه‌ها و تجمعات، با اجرای سرودهای انقلابی، روحیه مردم و جوان‌ها را تقویت می‌کرد.

مرآت: وظیفه گروه پشتیبانی چه بود؟

دهرویه: گروه پشتیبانی عملاً ستون اصلی کارها بود. هر چیزی که گروه‌ها نیاز داشتند، از تغذیه و لباس گرفته تا امکانات و حتی وسیله نقلیه، توسط همین گروه تأمین می‌شد. چه برای گروه سرود، چه بخش ورزشی و چه مبارزات، اگر نیازی پیش می‌آمد، گروه پشتیبانی مسئول برطرف کردن آن بود.

مرآت: فعالیت‌های شما تا چه زمانی ادامه داشت و چگونه گسترده‌تر شد؟

دهرویه: این فعالیت‌ها تا نزدیکی‌های پیروزی انقلاب ادامه داشت و هرچه به آن روزها نزدیک‌تر می‌شدیم، دامنه کارها گسترده‌تر و جدی‌تر می‌شد. جلسات مسجدی هم به‌طور منظم برگزار می‌شد و بسیاری از بچه‌هایی که در آن جلسات حضور داشتند، بعدها در دوران جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند. آن‌ها جوانانی مؤمن، شجاع و کاملاً پای کار بودند.

مرآت: با نزدیک شدن به روزهای پایانی انقلاب، راهپیمایی‌ها چگونه شکل می‌گرفت؟

دهرویه: در روزهای پایانی، بیشتر راهپیمایی‌ها از خود محله‌ها و مناطق مرکزی سمنان شروع می‌شد. علمای بزرگی از سمنان نقش مهمی در هدایت این حرکت‌ها داشتند. عملاً اگر قرار بود راهپیمایی‌ای در سمنان شکل بگیرد، محور آن شهر و محله‌های اطراف بود.

مرآت: رهبری و سازماندهی این راهپیمایی‌ها بر عهده چه کسانی بود؟

دهرویه: افرادی مانند حاج‌آقا ادب، نژادلو و جلالی مسئولیت هدایت راهپیمایی‌ها را بر عهده داشتند. مسیرها از قبل مشخص می‌شد و معمولاً یک روز پیش از راهپیمایی، اطلاع‌رسانی انجام می‌گرفت. مردم از محله‌های مختلف سمنان جمع می‌شدند و راهپیمایی‌های بسیار بزرگی شکل می‌گرفت.

مرآت: برخورد نیروهای حکومتی با این تجمعات چگونه بود؟

دهرویه: در طول مسیر، شعارهای انقلابی داده می‌شد. نیروهای شهربانی، ساواک و اطلاعات حضور داشتند، اما عملاً توان مقابله نداشتند و نمی‌توانستند جلوی جمعیت را بگیرند. فضای شهر کاملاً انقلابی شده بود و فعالیت بچه‌ها تأثیر خودش را گذاشته بود.

مرآت: از ماجرای پایین کشیدن مجسمه میدان شاه چه خاطره‌ای دارید؟

دهرویه: با نزدیک‌تر شدن به پیروزی انقلاب، این موضوع مطرح شد که در بسیاری از شهرها مجسمه‌ها پایین کشیده شده اما در سمنان هنوز این اتفاق نیفتاده است. پس از یک سخنرانی در بلوار قائم، جمعیت بسیار زیادی به سمت میدان حرکت کرد. چند نفر از بچه‌ها با ابزارهایی که از ماشین‌های عمرانی اطراف تهیه کرده بودند، مجسمه را پایین آوردند. مدتی مجسمه روی زمین افتاده بود و سر آن جدا شده بود و بچه‌ها آن را در محله نگه داشته بودند. این صحنه برای ما نماد فروپاشی رژیم بود.

مرآت: در زمینه سخنرانی‌ها و جابه‌جایی سخنرانان چه فعالیت‌هایی انجام می‌دادید؟ 

دهرویه: سخنرانان انقلابی از تهران یا قم به سمنان دعوت می‌شدند و با توجه به حضور نیروهای امنیتی، جابه‌جایی آن‌ها با برنامه‌ریزی دقیق انجام می‌گرفت. حتی در مواردی، بعد از سخنرانی لباس سخنران عوض می‌شد و به‌صورت کاملاً عادی از محل خارج می‌شد تا شناسایی نشود. این کارها با حساسیت زیادی انجام می‌شد، چون خطر دستگیری همیشه وجود داشت.

مرآت: آیا خودتان هم بازداشت شدید؟

دهرویه: بله، در یکی از مقاطع، ساواک فشار زیادی آورد و شبی چند نفر از ما را دستگیر کردند؛ که بعدها بعضی از آن‌ها به شهادت رسیدند. بعد از چند روز، مردم با تجمع و فشار، آزادی ما را مطالبه کردند و در نهایت با گرفتن تعهد، ما را آزاد کردند. از آن به بعد، تا پیروزی انقلاب عملاً زندگی مخفی داشتیم و بیشتر در باغ‌ها و مکان‌های امن رفت‌وآمد می‌کردیم.

مرآت: در روزهای منتهی به ورود امام خمینی (ره) چه کردید؟

دهرویه: در روزهای پایانی، به تهران رفتیم و در اطراف دانشگاه تهران مستقر شدیم تا برای استقبال از حضرت امام آماده باشیم. چند روزی همان‌جا ماندیم تا امام وارد کشور شدند. بعد از سخنرانی تاریخی ایشان در بهشت زهرا، دوباره به شهر خودمان برگشتیم و عملاً انقلاب به پیروزی رسید.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!