حالت تاریک
  • شنبه, 1405/05/03 شمسی | 2026/07/25 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
تجربه ونزوئلا؛ سرنوشت اعتماد به آمریکا
یادداشت؛

تجربه ونزوئلا؛ سرنوشت اعتماد به آمریکا

تجربه ونزوئلا نشان داد اعتماد به آمریکا و عقب‌نشینی از مؤلفه‌های قدرت، نه‌تنها به رفاه و توسعه منجر نمی‌شود، بلکه استقلال اقتصادی و اختیار منابع ملی کشورها را نیز در معرض تهدید قرار می‌دهد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، فعال رسانه‌ایی در یادداشتی اختصاصی برای مرآت نوشت: این روزها عده‌ای تلاش می‌کنند چنین القا کنند که راه رسیدن ایران به رفاه و توسعه، کنار آمدن با آمریکاست؛ کنار آمدنی که در عمل معنایی جز عقب‌نشینی از مؤلفه‌های قدرت ملی ندارد.

براساس این تفکر، ایران باید برای کاهش فشارها، از توان دفاعی، نفوذ منطقه‌ای، ظرفیت‌های راهبردی و حتی موقعیت خود در تنگه هرمز صرف‌نظر کند؛ گویی می‌توان بخشی از استقلال و امنیت کشور را واگذار کرد و در مقابل، رفاه و توسعه به دست آورد.

اما تجربه کشورهایی که به وعده‌های آمریکا اعتماد کرده‌اند، نشان می‌دهد واشنگتن با دریافت یک امتیاز متوقف نمی‌شود. هر عقب‌نشینی، مقدمه‌ای برای مطالبه امتیاز بعدی خواهد بود و هر نقطه ضعف، زمینه‌ای برای افزایش فشار فراهم می‌کند.

ونزوئلا یکی از نمونه‌های قابل تأمل در این زمینه است. این کشور با وجود برخورداری از ذخایر عظیم نفتی، سال‌هاست با فشارهای سنگین سیاسی و اقتصادی آمریکا مواجه است. تحولات این کشور نشان داد که آمریکا بیش از آنکه به دنبال رفاه مردم ونزوئلا باشد، در پی تسلط بر منابع نفتی و جهت‌دهی به ساختار سیاسی آن است.

وقتی اختیار فروش مهم‌ترین منبع درآمد یک کشور تحت تأثیر اراده قدرتی خارجی قرار گیرد، دیگر نمی‌توان از استقلال اقتصادی سخن گفت. ملتی که برای دریافت درآمد حاصل از ثروت خود نیز به تصمیم دیگران وابسته باشد، نه به توسعه رسیده است و نه از رفاه پایدار برخوردار خواهد شد.

اوکراین نیز نمونه دیگری است. این کشور برای دریافت حمایت آمریکا، ناچار شد در زمینه منابع طبیعی و درآمدهای آینده خود امتیازاتی در اختیار واشنگتن قرار دهد. این تجربه نشان می‌دهد کمک‌های آمریکا رایگان نیست و معمولاً با مطالبات سیاسی، امنیتی یا اقتصادی همراه می‌شود.

هیچ‌کس با مذاکره و تعامل متوازن با جهان مخالف نیست؛ اما مذاکره زمانی مفید خواهد بود که از موضع قدرت، عزت و منافع متقابل انجام شود. مذاکره‌ای که در آن یک طرف دائماً امتیاز بدهد و طرف مقابل تنها وعده مطرح کند، تعامل نیست؛ بلکه تسلیم تدریجی است.

امنیت، توان دفاعی، منابع طبیعی، انسجام داخلی و موقعیت جغرافیایی، موانع توسعه نیستند؛ بلکه پشتوانه‌های اصلی پیشرفت یک کشور به شمار می‌روند. کشوری که این مؤلفه‌ها را از دست بدهد، حتی در صورت دستیابی به آرامشی موقت، توان دفاع از منافع بلندمدت خود را نخواهد داشت.

اگر نسخه برخی برای رفاه مردم، واگذاری مؤلفه‌های قدرت و سپردن اختیار کشور به آمریکاست، این نسخه را نمی‌توان توسعه نامید؛ چنین مسیری چیزی جز وابستگی و کاهش قدرت تصمیم‌گیری ملی به دنبال نخواهد داشت.

تجربه ونزوئلا و اوکراین یک پیام روشن دارد: عقب‌نشینی در برابر زیاده‌خواهی، طرف مقابل را متوقف نمی‌کند؛ بلکه او را برای مطالبه بیشتر جسورتر می‌سازد.

ملت ایران برای پیشرفت به کارآمدی، مبارزه با فساد، رونق تولید، استفاده از ظرفیت‌های داخلی و تعامل عزتمندانه با جهان نیاز دارد؛ نه معامله‌کردن استقلال و قدرت ملی.

از سوی دیگر، تجربه تاریخی ملت ایران نیز ثابت کرده است که هر زمان بر ظرفیت‌های داخلی، وحدت ملی و توان بومی تکیه کرده‌ایم، توانسته‌ایم از دشوارترین فشارها عبور کنیم. دشمنی آمریکا با ایران به یک موضوع مقطعی یا اختلافی محدود مربوط نیست؛ مسئله اصلی، استقلال کشوری است که حاضر نیست منافع خود را به اراده قدرت‌های خارجی گره بزند.

بنابراین راه درست، نه انزوا و نه تسلیم، بلکه دیپلماسی فعال در کنار حفظ قدرت ملی است. مذاکره باید ابزاری برای تأمین منافع مردم باشد، نه مسیری برای واگذاری دارایی‌ها، امنیت و آینده کشور به طرفی که سابقه قابل اعتمادی ندارد.

نویسنده: مقداد احمدی - فعال رسانه‌ای

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!