یادداشت؛
برجام؛ آزمون تلخ اعتماد
در پی اظهارات اخیر روحانی درباره مذاکره و توافق،تجربه برجام بار دیگر به یکی از محورهای مهم نقد و ارزیابی سیاست خارجی تبدیل شده است؛توافقی که خروج آمریکا و بازگشت تحریمها، آن را به آزمونی تلخ برای اعتماد به طرف مقابل بدل کرد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، دبیر حزب مؤتلفه اسلامی استان سمنان در یادداشت اختصاصی نوشت: سخنان اخیر حسن روحانی، رئیسجمهور اسبق، درباره مذاکره، جنگ، صداوسیما و نگاه به دیدگاه «اکثریت مردم»، بار دیگر موضوع نسبت میان دیپلماسی، قدرت ملی و تجربه توافق هستهای را به عرصه بحث عمومی کشانده است؛ موضوعی که نمیتوان بدون مرور کارنامه برجام درباره آن اظهارنظر کرد.
روحانی در سخنان خود از مذاکره و توافق دفاع کرده و تجربه مذاکرات هستهای دولت خود را نیز نمونهای قابل استناد دانسته است، اما پرسش مهم اینجاست که آیا میتوان از برجام بهعنوان یک تجربه موفق یاد کرد، بدون آنکه سرنوشت این توافق و خروج آمریکا از آن مورد توجه قرار گیرد؟
برجام قرار بود با محدود کردن فعالیتهای هستهای ایران، زمینه رفع تحریمها و گشایش اقتصادی را فراهم کند؛ اما چند سال پس از اجرای توافق، دولت آمریکا از آن خارج شد و تحریمهای گسترده علیه ایران بازگشت. همین تجربه نشان داد که توافق سیاسی، بدون تضمینهای مؤثر و پشتوانه قدرت، لزوماً نمیتواند تأمینکننده منافع بلندمدت یک کشور باشد.
تجربهای که نباید فراموش شود
پرسش درباره میزان دستاوردهای پایدار برجام، صرفاً یک پرسش جناحی یا سیاسی نیست؛ بلکه موضوعی تاریخی و ملی است. افکار عمومی حق دارد بداند در برابر امتیازاتی که ایران در جریان مذاکرات پذیرفت، چه دستاوردهای ماندگاری حاصل شد و چرا توافقی که قرار بود مسیر تحریمها را هموار کند، در نهایت با خروج طرف آمریکایی و بازگشت فشارهای اقتصادی مواجه شد.
از این منظر، تجربه برجام باید نه بهعنوان ابزاری برای تسویهحساب سیاسی، بلکه بهعنوان یک درس مهم در سیاست خارجی کشور مورد بررسی قرار گیرد.
روحانی همچنین بر این نکته تأکید کرده که دیپلماسی و قدرت دفاعی در مقابل یکدیگر قرار ندارند؛ گزارهای که میتواند مورد پذیرش باشد. اما همین مسئله یک نتیجه روشن نیز دارد: دیپلماسی زمانی از قدرت چانهزنی بیشتری برخوردار است که بر توان اقتصادی، سیاسی، دفاعی و انسجام داخلی کشور تکیه داشته باشد.
ایران میتواند و باید مذاکره کند، اما مذاکرهای که پشتوانه آن قدرت ملی باشد و منافع کشور را به وعدههای طرف مقابل گره نزند.
«اکثریت مردم» را نمیتوان مصادره کرد
بخش دیگری از این اظهارات به ادعای نمایندگی دیدگاه «اکثریت قاطع مردم» بازمیگردد. در این زمینه نیز باید میان خواستههای عمومی جامعه و برداشت سیاسی جریانهای مختلف تفاوت قائل شد.
جامعه ایران مجموعهای متنوع با دیدگاهها و مطالبات متفاوت است. مردم در عین مطالبه رفاه و آرامش، استقلال و عزت ملی را نیز دنبال میکنند و در عین حمایت از دیپلماسی، نسبت به تکرار تجربههای ناموفق و اعتماد بدون تضمین نیز حساس هستند.
از همین رو، هیچ جریان سیاسی نمیتواند دیدگاه خود را بهسادگی معادل نظر اکثریت جامعه معرفی کند. صدای مردم زمانی شنیده میشود که همه طیفهای اجتماعی و مطالبات متنوع آنان در نظر گرفته شود.
رسانه ملی؛ نیازمند اصلاح، نه تقابل
در موضوع صداوسیما نیز نقد عملکرد رسانه ملی و مطالبه برای حرفهایتر، جذابتر و اقناعکنندهتر شدن آن، مطالبهای قابل توجه است. رسانه ملی برای حفظ مرجعیت خود باید بتواند مسائل واقعی جامعه را بهتر منعکس کند و زمینه شنیده شدن نقدها و دیدگاههای مختلف را فراهم آورد.
با این حال، نقد صداوسیما نباید به تقابل با نهادهای ملی تبدیل شود. اصلاح رسانه ملی نیازمند ارتقای حرفهای، افزایش اعتماد عمومی و توجه جدیتر به مطالبات جامعه است؛ نه اینکه تریبون ملی به عرصه رقابت جریانهای سیاسی تبدیل شود.
صلح، بدون قدرت پایدار نیست
در موضوع جنگ نیز پایان یافتن درگیری و رسیدن به صلح، خواسته طبیعی هر جامعهای است؛ اما صلح پایدار و عزتمندانه بدون قدرت بازدارندگی و توان دفاع از منافع ملی قابل تصور نیست.
تجربه تاریخی ایران نشان داده است که امنیت و استقلال کشور با هزینههای سنگین به دست آمده و حفظ آن نیازمند ترکیبی از قدرت دفاعی، اقتصاد توانمند، دیپلماسی فعال و انسجام داخلی است.
در چنین شرایطی، مذاکره نه یک تابو است و نه راهحل همه مشکلات. مذاکره زمانی میتواند به تأمین منافع ملی منجر شود که از موضع اقتدار انجام شود و توافق نیز از ضمانتهای عملی و قابل اتکا برخوردار باشد.
درسهای گذشته برای تصمیمهای امروز
مسئله اصلی در این میان، بازخوانی گذشته برای تکرار منازعات سیاسی نیست؛ بلکه استفاده از تجربههای گذشته برای تصمیمگیری بهتر در آینده است.
برجام، وعدههای مطرحشده درباره آن، خروج آمریکا از توافق و بازگشت تحریمها، بخشی از حافظه سیاسی و اقتصادی جامعه ایران است. نمیتوان از مردم انتظار داشت این تجربه را نادیده بگیرند و صرفاً به وعدههای جدید اعتماد کنند.
کشور امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت، عقلانیت، قدرت ملی، اقتصاد قوی، دیپلماسی فعال و توان دفاعی مقتدر نیاز دارد.
از سیاستمداران، بهویژه رؤسای جمهور سابق، انتظار میرود به جای بازخوانی گزینشی گذشته، درباره نقاط قوت و ضعف تصمیمهای گذشته و درسهایی که از آن میتوان برای امروز آموخت، صریحتر سخن بگویند.
مطالبه جامعه نیز روشن است: مذاکره میتواند انجام شود، اما با دست پُر؛ توافق میتواند شکل بگیرد، اما با تضمینهای معتبر؛ صلح مطلوب است، اما نه به قیمت از دست رفتن عزت و منافع ملی.
مردم ایران حافظه تاریخی دارند و تجربه برجام نیز بخشی از این حافظه است؛ تجربهای که باید به جای فراموشی، به درسی برای سیاستگذاریهای آینده تبدیل شود.
یادداشت: نجفعلی انتظاری- دبیر حزب مؤتلفه اسلامی استان سمنان
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!