حالت تاریک
  • جمعه, 1405/08/01 شمسی | 2026/10/23 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
بیرق استقلال، فراتر از وابستگی
یادداشت؛

بیرق استقلال، فراتر از وابستگی

ستارخان در روزهای محاصره تبریز، با رد پیشنهاد کنسول روسیه، استقلال‌خواهی و ایستادگی در برابر نفوذ بیگانگان را به یکی از ماندگارترین درس‌های تاریخ مشروطه تبدیل کرد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، یک فعال رسانه‌ای در یادداشتی اختصاصی نوشت: در روزهای محاصره تبریز، کنسول روسیه به ستارخان پیشنهاد کرد با نصب پرچم روسیه بر خانه‌اش، از تعرض نیروهای مهاجم در امان بماند؛ پیشنهادی که سردار ملی نپذیرفت و در پاسخ، بر پایبندی خود به بیرق اباالفضل‌العباس تأکید کرد.
پاراگراف بعدی را پاک نکن؛ همان‌جا که نقل‌قول «من می‌خواهم هفت دولت زیر سایه بیرق امیرالمؤمنین باشند...» آمده، ادامه طبیعی این روایت است.

بر اساس روایت نقل‌شده در منابع تاریخی، ستارخان در پاسخ به پیشنهاد کنسول روسیه گفت: من می‌خواهم هفت دولت زیر سایه بیرق امیرالمؤمنین باشند، شما می‌خواهید من زیر بیرق روس بروم؟ هرگز چنین کاری نخواهد شد... من زیر بیرق اباالفضل‌العباسم؛ من زیر بیرق هیچ‌کس دیگر نمی‌روم.

این سخن، فراتر از یک پاسخ به پیشنهاد کنسول روسیه، بیانگر نگاه ستارخان به استقلال و هویت دینی جامعه ایران بود. او در شرایطی که می‌توانست برای حفظ امنیت خود به حمایت یک قدرت خارجی تکیه کند، چنین پیشنهادی را نپذیرفت و بر موضع خود پافشاری کرد.

رهبر انقلاب اسلامی نیز در دیدار مردم آذربایجان شرقی در ۲۸ بهمن ۱۳۸۵، با اشاره به همین رویکرد، تأکید کردند که جهت‌گیری ستارخان و باقرخان در مشروطه، در برابر جریان‌هایی قرار داشت که می‌خواستند این جنبش را به سمت وابستگی به بیگانگان سوق دهند.

اهمیت این موضع زمانی روشن‌تر می‌شود که آن را در بستر تاریخی مشروطه بررسی کنیم. پس از به توپ بستن مجلس به دستور محمدعلی‌شاه، تبریز به یکی از کانون‌های اصلی مقاومت در برابر استبداد صغیر تبدیل شد. در روزهایی که فشار نیروهای حکومتی و محاصره شهر، ادامه مبارزه را دشوار کرده بود، ستارخان و یارانش در محله امیرخیز به مقاومت ادامه دادند؛ ایستادگی‌ای که به حفظ روحیه مشروطه‌خواهان کمک کرد.

با این حال، تاریخ ستارخان تنها به روزهای مبارزه و پیروزی مشروطه‌خواهان محدود نمی‌شود. پس از فتح تهران و برکناری محمدعلی‌شاه، اختلاف میان نیروهای مشروطه‌خواه ادامه یافت. حضور ستارخان در تهران و درگیری‌های پارک اتابک در سال ۱۲۸۹، که به زخمی شدن او انجامید، از فصل‌های تلخ زندگی او پس از پیروزی مشروطه بود. ستارخان سرانجام در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ در تهران درگذشت.

این فراز از تاریخ، یادآور نکته‌ای مهم است: رسیدن به هدف مشترک، پایان مسئولیت‌ها نیست. حفظ دستاوردها، تقویت اعتماد متقابل و جلوگیری از اختلاف‌هایی که توان جمعی را فرسوده می‌کند، به اندازه ایستادگی در برابر دشواری‌ها اهمیت دارد.

بازخوانی زندگی ستارخان برای امروز ایران نیز می‌تواند از همین زاویه معنا پیدا کند. استقلال‌خواهی، تعلق خاطر به هویت ایرانی و دینی و تلاش برای حل مسائل کشور، مفاهیمی جدا از یکدیگر نیستند. تجربه تاریخی او یادآوری می‌کند که دفاع از منافع ملی، در کنار ایستادگی در برابر فشارهای بیرونی، به همبستگی اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و مشارکت مردم نیز نیاز دارد.

البته شرایط امروز با روزگار مشروطه تفاوت‌های اساسی دارد و نمی‌توان آن دو دوره را یکسان دانست؛ اما پرسش‌هایی مانند چگونگی حفظ استقلال، ضرورت همبستگی و مسئولیت نیروهای اثرگذار در برابر آینده کشور، همچنان ارزش بررسی دارند.

ستارخان در حافظه تاریخی ایران، نماد مقاومتی است که در روزهای دشوار به میدان آمد و حاضر نشد استقلال خود را با امنیتی وابسته معامله کند. زنده نگه داشتن یاد او زمانی معنا پیدا می‌کند که میراثش را به مسئولیتی برای امروز تبدیل کنیم: پاسداشت استقلال، تقویت اعتماد و همبستگی و تلاش مشترک برای ساختن آینده‌ای بهتر برای ایران.

یادداشت: محسن زمانپور - فعال رسانه‌ای

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!