یادداشت؛
کربلا و نبرد روایتها
کربلا با پایان نبرد نظامی به پایان نرسید؛ نبرد روایتها از همانجا آغاز شد؛ جایی که حضرت زینب کبری(س) با روشنگری و ایستادگی در برابر تحریف، نگذاشت حقیقت عاشورا در انحصار فاتحان باقی بماند.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، یک فعال رسانهایی در یادداشتی اختصاصی نوشت:گاهی شکست یک انسان یا یک جریان، نه در لحظهای که قدرتش را از دست میدهد، بلکه زمانی رقم میخورد که دیگر نتواند معنای آنچه رخ داده است را تعیین کند. ممکن است کسی میدان را ببرد، اما نتواند حقیقت را به سود خود به پایان برساند. تاریخ، بارها صحنه چنین تناقضی بوده است؛ و کربلا یکی از روشنترین صورتهای آن است.
در عاشورا، نبرد نظامی به پایان رسید، اما پرسش اصلی باقی ماند: از آنچه رخ داده بود، چه روایتی در ذهن مردم خواهد ماند؟ آیا واقعه در همان تصویری خلاصه میشد که حاکمان میخواستند، یا حقیقتی که در کربلا آشکار شده بود، راهی برای رسیدن به آینده پیدا میکرد؟
اینجاست که میتوان جایگاه حضرت زینب کبری(س) را فراتر از روایتهای معمول مناسبتی فهمید. مسئله فقط حضور او در مصیبت نبود؛ مسئله مسئولیتی بود که پس از آن بر عهده گرفت.
قدرت میتواند بر بدنها مسلط شود، صداها را محدود کند و حتی برای مدتی تصویری یکسویه از یک واقعه بسازد؛ اما میان آنچه قدرت اعلام میکند و آنچه حقیقتاً رخ داده، همیشه فاصلهای وجود دارد. پرکردن این فاصله، کار آگاهی و شجاعت است. حضرت زینب(س) در کوفه و شام، با سخنگفتن در برابر مخاطبانی متفاوت، همین فاصله را آشکار کرد. او نگذاشت واقعه کربلا تنها با زبان فاتحان معنا شود.
در گزارشی از خطبه حضرت زینب(س) در کوفه آمده است که ایشان با اشاره، مردم را به سکوت فراخواند و پس از آرامشدن جمعیت، سخنان خود را آغاز کرد. اهمیت این روایت فقط در فصاحت خطبه نیست؛ بلکه در لحظهای است که صدای یکی از بازماندگان کربلا، روایت رسمی قدرت را به چالش میکشد.
اما چرا این نقش تا این اندازه اهمیت دارد؟
زیرا انسان تنها در ساختن رویدادها سهم ندارد؛ در فهم و انتقال معنای آنها نیز مسئول است. گاهی امکان تغییر یک اتفاق از دست میرود، اما هنوز میتوان در برابر تحریف آن ایستاد. اینجا مسئولیت، شکل دیگری پیدا میکند: دیگر سخن از بازگرداندن گذشته نیست، بلکه سخن از جلوگیری از نابودی حقیقت آن است.
در چنین نگاهی، صبر نیز معنایی فراتر از تحمل رنج مییابد. صبر یعنی رنج، آخرین تعریف ممکن از انسان نباشد؛ یعنی فرد در موقعیتی که بسیاری از امکانهایش را از دست داده، هنوز بتواند تشخیص دهد چه مسئولیتی بر عهده دارد. حضرت زینب(س) گذشته را تغییر نداد، اما در برابر این احتمال ایستاد که حقیقت آن گذشته، زیر سایه قدرت فراموش شود.
این تصویر، ما را با وجه دیگری از جایگاه زن در تاریخ روبهرو میکند. زن در اینجا صرفاً شاهد یک حادثه یا همراه شخصیتهای اصلی آن نیست؛ خود به کنشگری تبدیل میشود که با شناخت موقعیت، انتخاب موضع و بیان حقیقت، بر حافظه تاریخی جامعه اثر میگذارد. نقش حضرت زینب(س) نشان میدهد که حضور تاریخی، همیشه به معنای در اختیار داشتن قدرت رسمی نیست؛ گاهی اثرگذاری از توانایی فهم لحظه و سخنگفتن در همان لحظه آغاز میشود.
این پرسش امروز نیز، هرچند در شرایطی کاملاً متفاوت، پیش روی ماست: وقتی یک واقعه در معرض روایتهای متعارض قرار میگیرد، مسئولیت ما چیست؟ آیا صرفاً آنچه را شنیدهایم تکرار میکنیم، یا میکوشیم میان واقعیت و تفسیر فاصله بگذاریم؟ آیا حذف بخشی از حقیقت را نادیده میگیریم، چون روایت کامل پیچیدهتر و دشوارتر است؟
رسانه، تاریخنگار و هر انسان مسئول، در برابر آنچه از واقعیت به دیگران منتقل میکند، وظیفهای دارد. روایت درست به معنای بیطرفی تصنعی در برابر حقیقت نیست؛ به معنای پایبندی به شواهد، پرهیز از تحریف و فراهمکردن امکان فهم آگاهانه است. این درس را نباید با یکسانانگاری کربلا و مسائل امروز آمیخت؛ پیوند اصلی در اصل مسئولیت انسان در برابر حقیقت است.
ولادت حضرت زینب کبری(س) فرصتی است برای اندیشیدن به همین مسئولیت؛ به اینکه گاهی تاریخ در لحظه وقوع یک حادثه ساخته نمیشود، بلکه در مواجهه انسانها با معنای آن ادامه پیدا میکند.
کربلا در میدان به پایان رسید، اما حقیقت آن در اختیار فاتحان باقی نماند. شاید راز ماندگاری این واقعه را باید در همین فاصله جستوجو کرد: فاصله میان قدرتی که میتواند حادثهای را رقم بزند و انسانی که نمیگذارد معنای آن برای همیشه در انحصار قدرت بماند.
یادداشت: محسن زمانپور - فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!