یادداشت؛
یمن؛ رقص پابرهنه بر خاکستر غرور سلطهگران
سالها محاصره، بمباران و فشار سیاسی قرار بود یمن را به نماد شکست تبدیل کند، اما آنچه از دل این سرزمین برخاست، روایت ملتی بود که با تکیه بر اراده خود، تصویر تازهای از مقاومت در برابر غرور قدرتهای سلطهگر ساخت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، یک فعال سیاسی در یادداشتی نوشت: حالا جورج گالووی، سیاستمدار کارکشته و ضدجنگ بریتانیایی، بیلکنت مینویسد: «من به تناسخ باوری ندارم؛ اما اگر قرار بود دوباره زاده شوم، آرزو میکردم یک یمنی باشم»، جهان باید در برابر این اعتراف درنگ کند.
این یک رجز ژورنالیستی نیست؛ تعظیم عقلانیت غرب است در برابر مکتبی که تمام کتابهای آکادمیک نظامی، نظریههای روابط بینالملل و محاسبات مادی قدرت را در سواحل دریای سرخ به آتش کشید.
یک دهه تمام، ماشین تبلیغات غرب و دلارهای ریاض، یمن را با سهگانه وبا، قحطی و آوار بمبهای لیزری تصویر کردند تا نشان دهند ملتی گرسنه و محاصرهشده در برابر رژه فناوری تسلیم میشود. اما نبرد نوار ساحلی و باراندازهای «المخا»، دفن تاریخی همین پندار باطل بود.
در یکسو، ارتشی تحتالحمایه مجهز به جنگندههای غربی، رادارهای فرانسوی رازیت، زرهپوشهای ضدکمین اوشکوش و هدایت زنده ماهوارههای پنتاگون ایستاده بود؛ در سوی دیگر، رزمندگانی با کلاشنیکفهایی خاکگرفته و دمپاییهای پلاستیکی روی شنهای تفتیده تهامه.
در محاسبات مهندسی جنگ، نتیجه این برخورد نابرابر تنها یک چیز بود: قتلعام پابرهنهها! اما معادله ایمان ورق را برگرداند؛ ظرف چند ساعت، بیش از ۲۶۰۰ کیلومتر مربع از نوار راهبردی غرب کشور شامل حیس، الخوخه و شهر و بندر کلیدی «المخا» در مدخل بابالمندب فتح شد تا شاهرگ تجارت و انرژی جهان در مشت انصارالله قرار گیرد.
با این حال، قله حماسه در فتح باراندازها خلاصه نشد؛ معجزه واقعی در ساحت اخلاق رخ داد. درست در لحظهای که بوی انتقام از ده سال جنایت میآمد، دست فاتح پابرهنه گلوی متجاوز را نفشرد؛ قمقمههای آب گشوده شد، آغوش اماننامه و عفو صنعا به روی صدها اسیر باز گردید و تابلویی درخشان از مروت و فتوت علوی پیش چشم جهانیان نقش بست .
این همان گره کوری است که ژنرالهای پنتاگون و میلیاردرهای ریاض هرگز در مانیتورهای ماهوارهای نخواهند فهمید. آنها نفهمیدند آهن و دلار بدون ایمان کارایی ندارند؛ ملتی که با دمپایی خاکی پای شرافت فلسطین و آزادی قدس ایستاد، مرگ پیش چشمش کوچک شد و گلوگاههای تاریخ را با دستان خالی فتح کرد .
«یمنی بودن» دیگر یک خط مرزی نیست؛ شناسنامه شرف، حماسه و عزت در عصر تسلیم امپراتوریهاست.
نویسنده: حسن عرفانیان
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!