حالت تاریک
  • چهارشنبه, 1404/11/08 شمسی | 2026/01/28 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
افشای سه‌گانه نفوذ آمریکا برای استثمار جهانی
از دلار تا کودتا؛

افشای سه‌گانه نفوذ آمریکا برای استثمار جهانی

در حالی که واشنگتن خود را منادی ثبات جهانی می‌خواند، سندی تازه نشان می‌دهد که سیاست خارجی این کشور بر یک ساختار دوگانه استوار است.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»؛ سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، ترکیبی پیچیده و چندوجهی از همکاری‌های نمایشی و اعمال نفوذ ساختاری است که هدف اصلی آن حفظ و تعمیق منافع واشنگتن در سراسر جهان است.

 این رویکرد، که اغلب در زیر پوشش تأمین ثبات یا گسترش دموکراسی پنهان می‌شود، بر سیستمی از وابستگی متکی است که در آن ملت‌ها به تدریج حاکمیت ملی خود را در ازای مزایای کوتاه‌مدت یا اجتناب از تنبیهات از دست می‌دهند.

تحلیلگران بر این باورند که این نفوذ از طریق سه اهرم اصلی اعمال می‌شود:

۱. ابزارهای اقتصادی (کنترل مالی): مهم‌ترین ابزار، تحمیل سیاست‌های تعدیل ساختاری از طریق نهادهایی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی است. این سیاست‌ها که شامل خصوصی‌سازی گسترده و حذف یارانه‌ها می‌شوند، ساختار اقتصادی کشورها را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که وابستگی به بازارهای غربی افزایش یابد. علاوه بر این، کنترل مطلق بر سیستم مالی دلاری و استفاده از تحریم‌های یک‌جانبه به عنوان ابزاری برای انزوای اقتصادی عمل می‌کند.

۲. ابزارهای سیاسی و ژئوپلیتیکی (مهندسی داخلی): واشنگتن از طریق حمایت مالی و پشتیبانی لجستیکی از نخبگان و گروه‌های سیاسی همسو در داخل کشورها، فرآیندهای سیاسی را جهت‌دهی می‌کند. این مداخله، که گاهی از طریق کودتاهای پنهان و گاهی با حمایت آشکار از جناح‌های خاص صورت می‌گیرد، تضمین می‌کند که رهبران محلی، حتی در ظاهر، در چارچوب منافع استراتژیک آمریکا باقی بمانند.

۳. ابزارهای نظامی و امنیتی (اهرم فشار): حضور نظامی گسترده در پایگاه‌های استراتژیک و فروش تسلیحات پیشرفته، به عنوان ابزاری برای بازدارندگی در برابر هرگونه گرایش ملی‌گرایانه یا استقلال‌طلبانه به کار می‌رود. این تعاملات اغلب تحت “توافق‌نامه‌های امنیتی نابرابر” صورت می‌گیرد که امتیازات زیادی را به آمریکا اعطا می‌کند.

تاکتیک‌های مواجهه: مدیریت تعارض و کنترل روایت

در مواجهه مستقیم با دولت‌هایی که سعی در مقاومت دارند، ایالات متحده از تاکتیک‌های ظریف و در عین حال مخربی استفاده می‌کند:

تفرقه بینداز و حکومت کن : شکاف‌های موجود قومی، مذهبی یا سیاسی در جامعه هدف با تزریق منابع مالی به سازمان‌های غیردولتی (NGOs) و گروه‌های مدنی خاص، تقویت می‌شوند تا دولت مرکزی تضعیف شود.

برچسب‌زنی و مشروعیت‌زدایی: دولت‌های مخالف هدف، به‌سرعت با عناوینی چون دولت سرکش، تهدید دموکراسی یا حامی تروریسم برچسب‌زنی می‌شوند. این کار، توجیهی دیپلماتیک و رسانه‌ای برای اعمال تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی فراهم می‌سازد.

سیاست عصا و هویج : این سیاست، تعاملی دوگانه است که همزمان کمک‌های اقتصادی را به عنوان هویج و تهدیدات نظامی یا اقتصادی را به عنوان عصا به کار می‌گیرد. 

پیامدها و مقاومت‌های زیرپوستی
نتیجه نهایی این سبک مواجهه، وابستگی اقتصادی بلندمدت، تخلیه منابع طبیعی و انسانی، و از بین رفتن فرصت‌های توسعه مستقل برای ملت‌های تحت نفوذ است. با این حال، این فشارها همواره موجب ظهور جنبش‌های مقاومت ضدامپریالیستی و تلاش برای بازیابی حاکمیت ملی می‌شود.

نتیجه‌گیری: سبک مواجهه آمریکا، سبکی سیال، عمل‌گرایانه و کاملاً سلسله‌مراتبی است که بر پایه حفظ نظم جهانی مطلوب واشنگتن بنا شده است. این رویکرد، تعادلی ناپایدار میان همسویی اجباری و نارضایتی‌های فزاینده زیرپوستی ایجاد کرده است.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!