یادداشت؛
اگر اینجا را از دست بدهی، همهچیز میلرزد
کنترل یا بیثباتی در تنگه هرمز زنجیرهی تجارت جهانی را مختل میکند. هیچ منطقهی دیگری چنین «اهرم جهانی» فشردهای ندارد و برای آمریکا و اروپااز دستدادن نفوذ در غرب آسیا یعنی ضربه به دلار، بی ثباتی انرژی و قدرت گیری رقبا...
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، فعال سیاسی در یادداشت اختصاصی نوشت: غرب آسیا به قول استعمارگران غربی <<خاورمیانه>>، «مهمترین» است، چون محل تلاقی انرژی، جغرافیا، تاریخ، قدرت و هویت است. نفت شرط لازم بود و هست، اما هرگز شرط کافی نبود و نیست. این منطقه جغرافیای بیبدیل و چهارراه جهان، ادیان و دارای هویت تاریخی و تمدن است. غرب آسیا منطقهای است که همزمان، سه قاره (آسیا، اروپا، آفریقا) را به هم وصل میکند و بر گلوگاههای و تنگه های حیاتی جهان همچون هرمز، باب المندب، کانال سوئز مسلط است.
در جهان، چندین تنگه وگلوگاه وجود دارد که عرض آنها کمتر از ۴۰ کیلومتر است و از این میان انگشتشماری از تنگهها به دلایلی دیگر نظیر تعداد کشتیهای عبوری، اهمیت اقتصادی، نظامی و سیاسی، اهميت راهبردی دارند.
تنگهی هرمز در جنوب ایران (بین خلیج فارس و اقیانوس هند)، تنگه مالاکا( بین دریای آندامان در اقیانوس هند به دریای چین جنوبی در اقیانوس آرام). تنگهی جبل الطارق (بین دریا مدیترانه و اقیانوس اطلس) تنگهباب المندب (بین دریای سرخ و اقیانوس هند)، تنگه بسفر در غرب ترکیه (بین دریای سیاه و دریای مرمره) وتنگهی داردانل در شمال غرب ترکیه (بین دریای اژه و دریای مرمره) و کانال پاناما، مهمترین تنگهها و کانالهای جهان محسوب میشوند.
در این میان تنگه هرمز در ميان تنگههای راهبردی جهان، اهميت ويژه ای دارد؛ اين تنگه از ارزشهای خاص ارتباطی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و ژئوپليتيكی برخوردار است؛ از نظر مكيندر استراتژيست معروف، هر قدرتی كه به تنگه هرمز دست يابد به خليج فارس دست خواهد يافت و هر قدرتی كه به خليج فارس دست يابد بر منابع عظيم انرژی دست خواهد يافت و هر قدرتی كه به منابع عظيم انرژی جهانی تسلط يابد بر اقتصاد جهان تسلط خواهد يافت پس حضور استعمارگران نوین در غرب آسیا بیش از آنکه یک انتخاب تاکتیکی باشد، یک ضرورت ساختاری برای حفظ نظم جهانی غربمحور است. غرب آسیا به همراه تنگه هرمز، هستهی ژئوپلیتیک قرن بیستم و بیستویکم» است.
کنترل یا بیثباتی در اینجا زنجیرهی تجارت جهانی را مختل میکند. هیچ منطقهی دیگری چنین «اهرم جهانی» فشردهای ندارد.اگر نفت «طلا»ی غرب آسیاست، جغرافیا «اهرم» و اسرائیل (یک پایگاه آمریکایی) در قلب منطقه غرب آسیا است.
برای آمریکا و اروپا از دستدادن نفوذ در غرب آسیا یعنی ضربه بهدلار، بی ثباتی انرژی و قدرت گیری رقبا، لذا مجبور به تغییر رویکرد است. غرب از «حضور هژمونیک مستقیم» به «مدیریت از راه دورِ پرهزینه» گذار میکند. و مجبور به بازتوزیع ابزارها و مسئولیتها است. غرب هنوز توان تأثیرگذاری دارد، اما دیگر «تضمینکننده نتایج» نیست. کما اینکه آثار و شواهد آن در جنگ تحمیلی رمضان هویدا شده است و بر سر آن معامله و مذاکره می کند.
در بسیاری حوزهها، این حضور به یک معادله زیانده بلندمدت تبدیل شده است: سود جزئی، هزینه بالا، و ریسک سیاسی و مشروعیت اندک بسیار جدی برای استعمارگران فرا نو ایجاد کرده است. پیشران تحولات غرب آسیا ،گلوگاه و تنگه هرمز است، تنگه هرمز از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. تنگه هرمز ومردمانش، پیروز نهایی را در جنگ مشخص می کنند. اين تنگه در طول تاريخ، صحنه رقابت ابرقدرت های جهانی بوده است.
در حال حاضر اما تنگه هرمز در اختيار قدرت های جهانی و دایره داران نظم نوین جهانی، نيست و حاكميت بر آن گسسته شده است. به تبع اهميت بالای اين تنگه در مباحث ژئواستراتژيكی و ژئواكونوميكی، نقش ژئوپليتيكی تنگه هرمز به خوبی نمايان میشود و می توان آن را به عنوان كم نظيرترين يا حتی بینظيرترين آبراه و گلوگاه دنيا لقب داد كه توجه قدرتهای استعمارگر بزرگ را هميشه به سمت خود معطوف كرده و برای كشور ايران كه در صدد تبديل كردن خود به يك قدرت و بازیگر منطقه ای است از اهميت زيادی برخوردار است و در حال حاضر بعنوان یکی از مهمترین کارت های بازی ایران در جنگ رمضان ایفای نقش میکند.
منطق نهایی امپراتوری پوشالی و امپریالیسم غربی امروز این است: «اگر اینجا را از دست بدهی، همهچیز میلرزد»
سعید کامیابی - فعال رسانه اییانتهای خبر /
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!