یادداشت؛
کتاب؛ دغدغهای فراموششده
در حالی که نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بار دیگر نام کتاب را در صدر اخبار قرار داده، واقعیت این است که مطالعه در زندگی روزمره به حاشیه رفته؛ مسئلهای که سالها پیش در گلایه رهبر شهید آیتالله خامنهای نیز مطرح شده بود.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»؛ فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: این روزها دوباره نام نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بر سر زبانهاست؛ خبرها از تخفیفها میگویند، از فهرست خرید و از شلوغی غرفهها. اما میان این هیاهو، یک سؤال آرام و جدی سر بلند میکند: سهم کتاب در زندگی ما واقعاً چقدر است؟
ما کتاب را دوست داریم، اما بیشتر در حد حرف. در طول سال، خواندن عقب مینشیند؛ کارها زیاد میشود، وقت کم میآید، حوصلهها کوتاه میشود. بعد، ناگهان نمایشگاه از راه میرسد و همهچیز رنگ کتاب میگیرد. چند روزی حال و هوا عوض میشود، اما خیلی زود همهچیز به روال قبل برمیگردد.
حقیقت این است که ما بیشتر «میبینیم» و «میشنویم» تا اینکه «بخوانیم». از این صفحه به آن صفحه میرویم، از این کانال به آن کانال، اما کمتر پیش میآید که پای یک کتاب بنشینیم و تا آخر با آن همراه شویم. خواندن، صبر میخواهد؛ تمرکز میخواهد؛ و شاید همینهاست که کمرنگ شده است.
اینجا دقیقاً همان جایی است که حرفهای رهبر شهید مان، معنا پیدا میکند. ایشان در دیدار با دانشجویان، گلایهای ساده اما عمیق داشتند: «شما کتاب کم میخوانید». جملهای کوتاه، اما سنگین؛ چون از یک درد واقعی خبر میدهد.
این گلایه، صرفاً تذکر به چند دانشجو نبود؛ تصویری از حال و روز ما بود. جامعهای که کمتر میخواند، دیرتر میاندیشد و سختتر مسیر خود را پیدا میکند. اگر خواندن کم شود، حرفها هم کمعمق میشود؛ کارها شتابزده میشود و تصمیمها، پشتوانه محکمی ندارد.
امروز بیش از همیشه از «کار فرهنگی» گفته میشود، از «تبیین» و از «کنشگری». اما اینها بدون مطالعه، بیشتر شبیه تکرار است تا اثرگذاری. کسی که نمیخواند، دیر یا زود به بازنشر حرف دیگران محدود میشود؛ بیآنکه حرف تازهای برای گفتن داشته باشد.
در روزهایی که خبر شهادت امام خامنهای در حمله تروریستی رژیم جنایتکار آمریکا ورژیم غاصب صهیونیستی ، فضای عمومی را تحت تأثیر قرار داده، بازگشت به همین دغدغهها اهمیت بیشتری پیدا میکند. احترام به یک مسیر فکری، فقط در گفتن نیست؛ در ادامه دادن آن است. و یکی از روشنترین نشانههای این ادامه، بازگشت به کتاب است.
امسال نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران قرار است بهصورت مجازی برگزار شود. شاید حال و هوای قدم زدن میان غرفهها را نداشته باشد، اما یک فرصت مهم را همچنان دارد: اینکه هرکدام از ما، بیواسطهتر و جدیتر با انتخاب خودمان روبهرو شویم. اینبار دیگر خبری از هیجان جمعی نیست؛ انتخاب، کاملاً شخصی است.
شاید وقتش رسیده بهجای فهرستهای طولانی و خریدهای هیجانی، از یک تصمیم ساده شروع کنیم: روزی چند صفحه خواندن. نه برای نمایش، نه برای گزارش دادن؛ برای خودمان.
کتاب هنوز هست. مسئله، نبودن کتاب نیست؛ نخواندن ماست. اگر این نسبت تغییر نکند، هر سال نمایشگاه برگزار میشود و ما همچنان با همان سؤال قدیمی روبهرو خواهیم بود.
کتاب، وقتی به زندگی برگردد، همهچیز آرامآرام تغییر میکند؛ از فکرها تا رفتارها. و شاید همین، مهمترین پاسخی باشد که میتوان به دغدغههای یک «رهبر شهید» داد.
یادداشت: محسن زمانپور- فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!