اعتراض به سبک رزمندگان؛
وقتی به مسئول تدارکات حمله میشود
عید مبعث مصادف با عید نوروز ۱۳۶۵ شده بود و رزمندگان گردان تخریب با این سروده رفتند سراغ مسئول تدارکات گردان؛ امشب شب، مبعث؛ آجیل میخواهیم سر بست؛ تدارکات یالا.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»؛ جانشان را گذاشتند برای حفظ جمهوری اسلامی؛ بدون چشمداشتی؛ در جبههها که بودند گاهی آب و نان هم گیرشان نمیآمد. در مناسبتهای اعیاد ملی و مذهبی و میلاد اهل بیت(ع) دلخوشیهایشان بگوبخندهایی بود که امروز خاطرهساز شده.
یکی از این مناسبتها، شب عید مبعث در فروردین ۱۳۶۵ بود که جعفر طهماسبی از رزمندگان گردان تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا آن شب بهیاد ماندنی را روایت میکند:فروردین سال 65 از نیمه گذشته بود، اعیاد آخر ماه رجب بود مقر الوارثین رنگ و بوی بهار گرفته بود.
تقریباً دشتهای اطراف مقر الوارثین پُر بود از لالههای وحشی؛ سبزی زمین هم مناظر زیبایی خلق کرده بود.شب عید مبعث بود. به مسئول تدارکات گردان حاج آقا عباسی گفتیم: به خاطر مبعث پیغمبر (ص) درِ گونیهای آجیل را باز کن و بچهها را شاد و خوشحال کن.
او با خنده گفت: آجیل برای عید نوروز هست، نه برای عید مبعث!معمولاً مسئولین تدارکات یک مقدار خسیس بودند و برای همین هم بچهها بهجای تدارکات به آنها ندارکات میگفتند.
عکسی از صبحگاه جبهه موقعیت الوارثین با حضور نیروهای گردان تخریب لشکر سیدالشهدا در بهار ۱۳۶۵با قاسم غلامرضایی مشورت کردیم و قرار شد بچههای گردان را که ۱۵۰ نفری میشدند، جمع کنیم و به سمت سنگر تدارکات راهپیمایی کنیم.
یکی دو ساعت به غروب مانده بود که همه بچهها را جمع کردیم و قضیه را به آنها گفتیم و همه راغب شدند برای اعتراض مقابل سنگر تدارکات.
البته این اتفاق در شرایطی بود که شهید سیدمحمد زینالالحسینی که چند روزی میشد فرمانده تخریب لشکر ۱۰ شده بود، برای سرکشی بچهها به فاو رفته بود.
بچهها مقابل حسینیه جمع شدند و قاسم غلامرضایی هم یک کاغذ از جیبش درآورد که چند خطی روی آن نوشته بود و روی بلندی مقابل حسینیه الوارثین ایستاد و گفت: برادرها این چند خط را حفظ کنید؛ باهم میخوانیم و به سمت تدارکات میرویم.
سروده قاسم این بود؛ امشب شب مبعث
کمپوت میخواهیم دربست
آجیل میخواهیم سر بست
تدارکات یالا .... تدارکات یالا
با بچههای گردان راه افتادیم سمت تدارکات. صدای قهقهه بچهها وقتی سمت تدارکات میرفتیم مقر را برداشته بود. مثل اینکه به حاج عباسی مسئول تدارکات خبر داده بودند که بچهها دارند میآیند.
وقتی مقابل سنگر تدارکات رسیدیم دیدیم گونیهای آجیل و کمپوت آماده کرده بودند برای پذیرایی از بچهها.آن شب ترفند ما جواب داد و بچهها به سور و ساتی رسیدند؛ البته فرمانده ما در یک فرصت مقتضی به خاطر این کاری که کردیم ما را با سینهخیز بُرد.
منبع: خبرگزاری فارس
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!