یادداشت؛
چهلمِ دیماه؛ از سوگواری تا بیداری
چهلمِ حوادث دیماه، فقط پایان یک بازه زمانی نیست؛ نقطهای است برای بازخوانی حقیقت. جایی که «درد معیشت» به آتش آشوب گره خورد، امنیت مردم هدف قرار گرفت و ملت ایران، میان سوگ و هوشیاری، بار دیگر از پیوند عمیق خود با وطن گفت.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، کارشناس مسائل سیاسی در یادداشت اختصاصی نوشت: چهل روز گذشته است، اما برای بسیاری هنوز همان شب تمام نشده؛ شبی که قرار بود صدای سفره شنیده شود، اما آتش و آوار و فریاد، همهچیز را در خود بلعید. خیلیها هرگز برای اغتشاش به خیابان نیامده بودند؛ قصه، قصه معیشت بود و چراغهایی که کمنور شده بود. اما دشمن دقیقاً همین مطالبه درست را ربود، میانش کبریت کشید و کاری کرد «دردِ نان» پشت دودِ ناامنی گم شود؛ تا مردم، بهجای اصلاح و درمان، در خاکسترِ آشوب گرفتار بمانند.
برای ما، چهلم فقط یک تاریخ نیست؛ سنتی است برای اینکه داغ را در سکوت دفن نکنیم و حقیقت را زیر آوار روایتها جا نگذاریم. چهلم یعنی اشک هست، اما چشم هم باید باز بماند؛ چون بعضیها بلدند از اشکِ ما نردبان بسازند و از داغِ ما سوخت. دیماه نشان داد آنچه رخ داد، صرفاً «درگیری خیابانی» نبود؛ تعرض به خودِ زندگی بود.
آنجا که درمانگاه را به آتش میکشند و پرستاری که پای خدمت ایستاده راه نجات پیدا نمیکند و در همان شعلهها شهید میشود، دیگر اسمش اعتراض نیست؛ جنگِ تمامعیار است، وحشیگریِ آشوبگرانی که سرمست قساوت بودند و با پشتگرمیِ بیگانه دست به جنایت زدند.
خشونت فقط در آتش خلاصه نشد؛ رئیس سازمان پزشکی قانونی اعلام کرده «تعداد قابلتوجهی» از جانباختگان با بریدن گلو، اصابت چاقو یا شلیک نزدیک به گردن جان خود را از دست دادهاند؛ یعنی تیغ را مستقیم بر نفسِ مردم گذاشتند.
با اینهمه، در دل این تاریکیها یک چیز روشن ماند: مردم ایران، با همه تفاوتهای سلیقه، گلایه و نقد، وقتی پای «ایران» در میان باشد، دلشان یکصدا میشود.
مراسم چهلم در مصلای امام خمینی (ره) تهران، با پرچمهای ایران، تلاوت قرآن و سرود ملی آغاز شد؛ عزاداری، تبدیل شد به یادآوری ریشه و پیوند.
این تصویرها یادآوری کرد وطندوستی یک واژه انتزاعی نیست؛ همان نخ محکمی است که اگر رهایش نکنیم، از دل طوفان عبور میکنیم. اینجا باید صریح گفت: ما میفهمیم بسیاری از مردم از فشار معیشت زخمیاند؛ این درد واقعی است و درمان میخواهد. اما باید دید چه کسانی از همین درد، «سناریوی خون» ساختند؛ سفره را بهانه کردند، آتش را ابزار، و ویرانی را محصول؛ و امروز بیشرمانه میخواهند با اشکِ مردم، برای خودشان بیگناهی بتراشند.
صاحبِ عزا ملت ایران است؛ نه آنان که دیروز دعوت به آشوب و تخریب میکردند و امروز میخواهند از این داغ، نردبان تازه بسازند. چهلم یعنی عبور از شوک و رسیدن به شعور: امنیت مثل هواست؛ تا هست دیده نمیشود، اما وقتی برود، زندگی بند میآید. وحدت هم شعار خشک نیست؛ طنابی است که اگر پاره شود، سقوطش برای همه است.
و هشدار آخر: دشمن خیال میکند میشود از هر داغ، آتش بعدی را روشن کرد؛ از هر چهلم، «چلههای زنجیرهای» ساخت تا کشور در چرخه التهاب بماند و هیچ درمانی به سفره نرسد. اما اگر این ملت یک چیز را خوب یاد گرفته باشد، همین است: ایران را نمیشود با آتشِ اجارهای گرفت؛ نه با کبریتِ خیابان، نه با دلارِ بیرون، نه با تیترِ دروغ.
ما صاحبِ عزا هستیم؛ و صاحبِ عزا فقط گریه نمیکند، حافظه دارد.
چهلم تمام میشود، اما عهدِ ما نه. «دردِ نان» را از دست آتشافروز پس میگیریم، حقیقت را از زیر آوار بیرون میکشیم و اجازه نمیدهیم کسی وطن را از درون زخمیتر کند. ایران، میدان معامله با خون مردم نیست.
یادداشت: حسن عرفانیان- کارشناس سیاسی
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!