حالت تاریک
  • شنبه, 1405/03/30 شمسی | 2026/06/20 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
آوازِ ریشه‌ها
یادداشت؛

آوازِ ریشه‌ها

خون شهیدان نه پایان، بلکه سپیده‌دمی است که بساط ظلم را برهم می‌زند و وظیفه‌ی مردم، قلمِ یقین و حرکت با قدم‌های محکم در مسیر وصیت آقا است.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، فعال رسانه‌ای در یادداشت اختصاصی نوشت: دستم می‌لرزد؛ قلم را برمی‌دارم، زمین می‌گذارم و دوباره برمی‌دارم. چشم‌هایم خیس است و صفحه‌ی پیشِ رو محو؛ انگار حتی نوشتن هم در سوگِ این لحظات است. بغض، پلِ میانِ دل و زبانم را بریده و نمی‌دانم از کجا شروع کنم؛ فقط می‌دانم که در این شبِ اندوه، سکوت جایز نیست. پس می‌نویسم؛ برای خودم و برای همه‌ی آن‌هایی که امروز تنها نشسته‌اند و نمی‌دانند با این داغ بزرگ چه کنند.

گمان می‌کردند با شکستنِ شیشه‌ی عطر، رایحه‌اش در هوا می‌میرد؛ اما نمی‌دانستند که عطر، وقتی می‌شکند، تازه نَفَس می‌گیرد. ماشین‌های سردِ غرب مرگ را پایانِ حقیقت می‌دانند، اما در منظومه‌ی الهیِ ما «شهادت» پایان نیست، آغاز است.

امروز، پدری که چشمانش روشن‌ترین چراغِ این سرزمین بود، به جمعِ شهیدانی پیوست که سال‌ها عاشقش بودند؛ آقا نرفت، در جانِ این سرزمین ماند. یزیدیانِ زمان با ترسی که نهان‌شان می‌کنند، کینه‌ی سال‌هایشان را بر پیکرِ مطهرِ امامِ ما فرو ریختند و حالا کفتارها منتظرِ لرزشِ شانه‌های ما هستند تا تصویرِ ملتی گم‌شده را به دنیا مخابره کنند، اما آن‌ها از جنسِ این خاک نیستند و رازِ مکتبِ کربلا را نمی‌فهمند؛ در این مکتب، خونِ هر شهید که بر زمین بریزد، حماسه می‌شود.

مگر صدای آقا را فراموش کرده‌اید؟ همان‌طور که در واپسین نَفَس‌های بهمن با صلابتِ حیدری، نگاهش را در چشمِ تاریخ دوخت و فرمود: «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلی یَزید»، امروز این جمله دیگر کلام نیست، با خونِ آقا بر پیشانیِ تاریخ حک شده است و ایشان با آخرین قطره‌ی خونِ پاک‌شان، این عهدنامه را امضا کردند که ملّتی مثل ما با سردمدارانی فاسد در آمریکا بیعت نخواهد کرد.

این وصیت و انتظارِ اوست که در لحظه‌ی عروج از ما نمی‌خواهند زانوزنی کنیم، بلکه می‌خواهند: «بایست». بایست در میانِ طوفان و وقتی دنیا به تو نگاه می‌کند؛ چرا که ایستادنِ تو، زیباترین ادامه‌ی راهِ آقاست.

 اشک بریز و مویه کن، خداوند می‌داند این اشک‌ها چقدر پاک‌اند؛ اما بگذار ریشه‌ات را خیس کنند، نه تنه‌ات را بشکنند. دشمن منتظرِ خاموش شدنِ نور چشمان ماست، اما ما در جانکاه‌ترین روزها با سوگ در سینه و سر در بلند برمی‌خیزیم. راهِ آقا، راهِ ایستادن در طوفان بود؛ نه از سرِ سختی، که از سرِ عشق. علم بر دوشِ تک‌تکِ ماست؛ بر دوشِ هر کسی که این سطرها را با چشمانی خیس می‌خواند.

 این خونِ مقدس پایانِ یک داستان نیست، سپیده‌دمی طوفانی است که بساطِ ظلمشان را از ریشه برخواهد کرد. دستانم هنوز می‌لرزد، اما این بار از جنسِ یقین؛ یقین به اینکه خونِ آقا در دفترِ خداوند ثبت است و بی‌پاسخ نمی‌ماند و یقین به اینکه صبح می‌آید، چرا که این خون چنین حکم کرده است. قلم را زمین می‌گذارم؛ آنچه باقی مانده، باید با قدم‌هایمان نوشته شود.

حسن عرفانیان- فعال رسانه‌ای 

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!