
کارشناسان حوزه اقتصاد مطرح کردند:
دامغان کانون تحول اقتصادی استان سمنان
دامغان به عنوان یک کانون اقتصادی با پتانسیلهای ویژه در کانون توجه برنامهریزیهای توسعهای قرار گرفته و این شهر با موقعیت جغرافیایی ممتاز میتواند نقش مهمی در کریدورهای اقتصادی کشور ایفا کند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»؛در سالهای اخیر دامغان به عنوان یک کانون اقتصادی با پتانسیلهای ویژه در کانون توجه برنامهریزیهای توسعهای قرار گرفته و این شهر با موقعیت جغرافیایی ممتاز میتواند نقش مهمی در کریدورهای اقتصادی کشور ایفا کند و به نقطه اتصال استانهای مرکزی و شمالی تبدیل شود.
ظرفیتهای موجود در این منطقه از جمله منابع طبیعی غنی، کشاورزی متنوع و زیرساختهای حملونقل این امکان را فراهم میکند که دامغان به یکی از مراکز اصلی تبادل کالا و خدمات در ایران بدل گردد.
با توجه به اهمیت توسعه زیرساختهای حملونقل ایجاد جادهها و خطوط ریلی متصل به دامغان میتواند به تسهیل تردد و کاهش هزینههای حملونقل کمک کند و احداث پایانههای بار و ترانزیت در این منطقه امکان استفاده بهینه از راهآهن و جادهها را فراهم میآورد و از این رو زمینهساز جذب سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی خواهد بود.
در عین حال ضرورت توجه به مسائل محیطزیستی و حفظ هویت فرهنگی این شهر نیز باید در نظر گرفته شود و توسعه پایدار و ایجاد صنایع پاک میتواند نهتنها به رشد اقتصادی دامغان کمک کند بلکه به حفظ منابع طبیعی و بهبود کیفیت زندگی شهروندان نیز منجر شود.
دامغان باید به سمت یک الگوی توسعهای حرکت کند که ضمن تحقق اهداف اقتصادی به حفاظت از محیطزیست و ارتقای سطح زندگی توجه داشته باشد.
دامغان با پتانسیلهای منحصر به فرد خود در صورت برنامهریزی صحیح و هماهنگ میتواند به یک قطب اقتصادی پیشرو تبدیل شود و نقشی کلیدی در تحولات اقتصادی کشور ایفا کند و این مسیر مستلزم همافزایی میان بخشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی و ایجاد یک چشمانداز روشن برای آینده این شهر است.
دامغان میتواند به هاب ترانزیتی شمال-جنوب تبدیل شود
کارشناس اقتصاد منطقهای در گفتگو با خبرنگار اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»؛ با تأکید بر جایگاه راهبردی دامغان در نقشه جغرافیایی کشور اظهار کرد: دامغان در طول تاریخ بهعنوان یکی از گلوگاههای طبیعی ارتباطی بین مرکز، شمال و شرق کشور عمل کرده اما متأسفانه در برنامههای توسعهای گذشته نگاه به آن غالباً صرفاً عبوری بوده و محوری نبوده است.
محمد مجد با اشاره به افزایش اهمیت کریدورهای اقتصادی منطقهای افزود: امروز اگر در طراحی کریدور شمال-جنوب یا حتی طرح توسعه شرق کشور دامغان جایگاه بگیرد میتوان از ظرفیتهای طبیعی و موجود استفاده کرد و این بدون نیاز به سرمایهگذاریهای پرهزینه در مسیرهای جدید است.
وی با تحلیل ویژگیهای جغرافیایی دامغان توضیح داد: دامغان نهتنها در دل رشتهکوههای البرز جای دارد بلکه با اتصال طبیعی به سمنان، شاهرود، گرگان و مشهد این قابلیت را دارد که به یک مرکز ثقل تبادل کالا و خدمات تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه نگاه ما به توسعه منطقهای از سطح پروژههای عمرانی عبور کرده و به برنامهریزی اقتصادی کلان برسد.
این کارشناس با تأکید بر لزوم تعریف نقش مشخص برای دامغان در اسناد توسعهای ملی عنوان کرد: برنامه هفتم توسعه و نقشه آمایش سرزمین فرصتی است تا شهرهایی چون دامغان از حاشیه به متن بیایند و ما به الگوی جدیدی از تمرکززدایی نیاز داریم و تمرکززدایی صرفاً تقسیم بودجه نیست بلکه ایجاد گرههای منطقهای اقتصادی است که بتوانند ترافیک تجارت، تولید و ترانزیت را در خود جذب و بازتوزیع کنند.
وی به نقش کشاورزی و معادن دامغان در پشتیبانی از نقش ترانزیتی آن اشاره کرده و گفت: نمیتوان درباره توسعه اقتصادی یک شهر سخن گفت بیآنکه زنجیرههای اقتصادی پشتیبان آن را بررسی کرد زیرا دامغان هماکنون در حوزه پسته، انگور، زعفران و بادامزمینی مزیت نسبی دارد و در کنار آن معادن غنی فلزی و غیرفلزی در حاشیه شهر فعالاند و اگر این منابع به صنایع فرآوری متصل شوند شهر بهجای صادرکننده مواد خام، تبدیل به صادرکننده ارزش افزوده خواهد شد و این دقیقاً همان نقشی است که یک هاب منطقهای باید ایفا کند.
مجد با اشاره به نقش نیروی انسانی و زیرساختهای نرم خاطرنشان کرد: اقتصاد منطقهای صرفاً با جاده و ریل توسعه پیدا نمیکند و دامغان دارای نیروی انسانی آموزشدیده و دانشگاههای معتبر بوده اما مهاجرت معکوس و بازگشت نیروهای متخصص تنها زمانی رخ میدهد که شهر دارای پایداری اقتصادی، فرصتهای شغلی متنوع و جذابیت زندگی باشد.
وی افزود: نقش بخش خصوصی در این میان حیاتی بوده و دولت نیز باید نقش تسهیلگر را ایفا کند؛ راهاندازی مناطق ویژه اقتصادی، اعطای مشوقهای مالیاتی، و تسریع در صدور مجوزها میتواند شهر را برای سرمایهگذاران جذاب کند زیرا دامغان بهعنوان دروازه شرق استان سمنان اگر درست طراحی شود میتواند میزبان صنایع پاک، پایانههای صادراتی و حتی مراکز لجستیکی بینالمللی باشد.
مجد بر لزوم تعامل چندجانبه میان دولت، بخش خصوصی، نهادهای محلی و دانشگاهها تأکید کرد و گفت: توسعه منطقهای بدون گفتوگوی توسعهمحور ممکن نیست و دامغان اگر بخواهد جایگاه واقعی خود را در کریدورهای اقتصادی بیابد باید با زبان اقتصاد با کشور و منطقه سخن بگوید و لازمه آن ساختن اجماع، داشتن افق راهبردی، و نگاه بلندمدت به سرمایهگذاری بوده و امروز وقت آن است که این شهر از معبر عبوری به مرکز اقتصادی تبدیل شود.
زیرساختهای حملونقل دامغان نیاز به توسعه و بهبود دارد
کارشناس زیرساخت و حملونقل در گفتگو با خبرنگار اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»؛ با بیان اینکه دامغان در صورت بهرهبرداری هوشمندانه از موقعیت استراتژیک خود میتواند به یکی از نقاط پیشران در نقشه لجستیک ایران تبدیل شود اظهار کرد: وقتی درباره ترانزیت و شبکههای حملونقل صحبت میکنیم غالباً به بنادر و شهرهای مرزی فکر میکنیم؛ درحالیکه گلوگاههای میانی مانند دامغان در واقع تعیینکننده سرعت، ایمنی و هزینه حملونقل در سطح ملی هستند.
سجاد باقرپور با اشاره به وضعیت فعلی زیرساختهای حملونقل در دامغان افزود: دامغان در حال حاضر از طریق جاده اصلی تهران-مشهد به شبکه ملی متصل است اما این تنها ظاهر ماجرا بوده و واقعیت این است که اگر قرار باشد دامغان نقش فعالتری در کریدورهای اقتصادی بازی کند باید چند مؤلفه زیرساختی بهطور همزمان ارتقا یابد.
وی نخستین مؤلفه را توسعه ترکیبی زیرساختها دانست و عنوان کرد: دامغان در نقطهای قرار دارد که میتواند از همافزایی راهآهن، جاده، و در صورت امکان فرودگاه کوچک منطقهای بهرهمند شود و راهآهن سراسری تهران–مشهد از جنوب شهر عبور میکند اما هنوز هیچ پایانه بار فعالی در این ناحیه شکل نگرفته و اگر پایانه لجستیکی با امکان تخلیه، بارگیری و انبارداری بینالمللی طراحی شود دامغان میتواند نه فقط نقطه عبور بلکه نقطه توقف و مبادله باشد.
باقرپور بیان کرد: در کنار این پروژههای نیمهتمامی مثل جاده دامغان–معلمان–نایین یا راه ارتباطی دامغان به گلوگاه در شمال اگر تکمیل شوند نقش دامغان را در اتصال شرق، مرکز و شمال کشور تقویت خواهند کرد و اینها صرفاً پروژههای عمرانی نیستند چراکه ستون فقرات توسعه اقتصادی هستند.
این کارشناس حملونقل به شاخصهای ایمنی و کیفیت راه نیز اشاره کرد و گفت: جادهای که هر ساله دهها نفر در آن کشته میشوند نمیتواند شاهراه توسعه باشد و زیرساختهای دامغان از نظر تابآوری، روشنایی، علائم هوشمند و مراکز امداد نیازمند بازنگری اساسی بوده و اگر بهجای نگاه بخشی نگاه شبکهای داشته باشیم این شهر میتواند به یکی از ایمنترین مسیرهای ترانزیتی ایران تبدیل شود.
باقرپور تأکید کرد: ما باید از مدل کلاسیک توسعه فاصله بگیریم زیرا دیگر آسفالت کردن جاده توسعه محسوب نمیشود زیرا امروز توسعه حملونقل یعنی هوشمندسازی، یعنی مدیریت بار و ترافیک با سامانههای دیجیتال و اتصال لحظهای به گمرکات، بنادر و پایانهها و دامغان اگر بخواهد بازیگر باشد باید به سیستم حملونقل هوشمند متصل شود.
وی به مزیتسنجی اقتصادی پروژهها نیز پرداخت و اظهار کرد: در بسیاری از شهرهای ایران پروژهها بدون تحلیل هزینه و فایده اجرا میشوند درحالیکه مطالعات نشان میدهد اگر در دامغان پایانه بار و منطقه ویژه اقتصادی ایجاد شود و فقط از محل صرفهجویی در هزینه حملونقل سالانه میلیاردها تومان ارزش افزوده ایجاد خواهد شد.
باقرپور با اشاره به بعد انسانی توسعه زیرساختها خاطرنشان کرد: حملونقل فقط کالا نیست و حملونقل مردم را هم جابهجا میکند و اگر دامغان در آینده به نقطه اتصال بیناستانی بدل شود باید برای رفاه مسافران ایستگاههای مجهز، هتل، رستوران، خدمات جادهای مدرن و حتی مناطق تفریحی تعریف شود زیرا توسعه زیرساختی بدون بُعد انسانی، توسعه نیست و صرفاً بتنریزی است.
وی ابراز کرد: دامغان یک گره حیاتی در آینده اقتصادی کشور است به شرطی که دیده شود و سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل این شهر نهتنها بازده اقتصادی مستقیم دارد بلکه به دلیل جایگاه جغرافیاییاش میتواند مزایای سرریز توسعهای به استانهای اطراف هم منتقل کند و این همان توسعه منطقهای واقعی است.
توسعه پایدار در دامغان حفظ منابع طبیعی را ایجاب میکند
کارشناس اقتصاد شهری در گفتگو با خبرنگار اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»؛ با اشاره به توسعه پایدار در دامغان و ضرورت همنشینی اقتصاد و اکولوژی اظهار کرد: دامغان بهدلیل موقعیت خاص اقلیمی، تنوع طبیعی و ترکیب کمنظیر منابع انسانی ظرفیت تبدیلشدن به الگویی از توسعه پایدار را دارد؛ مشروط بر آنکه تصمیمگیریها در این شهر صرفاً بر مبنای عدد و پروژه نباشد بلکه مبتنی بر تحلیلهای اکولوژیک و اجتماعی باشد.
فاطمه عباسی با انتقاد از الگوهای تکراری توسعه در بسیاری از شهرها افزود: اغلب الگوهای توسعه شهری در ایران یک کپی مهندسیشده از شهرهای دیگر است بدون توجه به زمینه، دامغان یک زیستبوم خاص دارد و خشکی نسبی، منابع آبی محدود و پوشش گیاهی خاص آن ایجاب میکند که هر پروژهای از احداث کارخانه گرفته تا شهرک صنعتی یا جاده ابتدا از منظر اثرات محیطزیستی و تابآوری اقلیمی ارزیابی شود.
وی با بیان اینکه توسعه اقتصادی و محیطزیست دو سر یک طیف نیستند بلکه میتوانند همافزا باشند گفت: در مورد دامغان اگر ما بهجای صنایع آلاینده به سمت صنایع پاک، کشاورزی هوشمند و اکوتوریسم حرکت کنیم نهتنها درآمدزایی میکنیم بلکه منابع طبیعی را نیز احیا میکنیم برای مثال؛ کشت زعفران و پسته با روشهای مدرن آبیاری قطرهای هم کمآببر است و هم ارزش افزوده بالایی دارد.
عباسی به مخاطرات توسعه بیبرنامه پرداخت و توضیح داد: در برخی شهرها احداث مناطق ویژه اقتصادی بدون مطالعات اجتماعی و محیطزیستی باعث تخریب منابع زیرزمینی، آلودگی خاک و مهاجرتهای بیقاعده شده و دامغان باید هوشمندانهتر عمل کند زیرا ایجاد منطقه ویژه اقتصادی در این شهر تنها در صورتی موفق خواهد بود که با نگاه چندبعدی طراحی شود.
این کارشناس تأکید کرد: امروز دنیا از مفهوم "توسعه پایدار" عبور کرده و به "شهرهای انعطافپذیر" رسیده و دامغان بهعنوان شهری که میتواند در برابر شوکهای اقتصادی، اقلیمی و جمعیتی واکنش سازگارانه داشته باشد باید این مسیر را انتخاب کند که مستلزم تقویت حملونقل عمومی، ارتقاء فضای سبز شهری، مقاومسازی سکونتگاهها و هوشمندسازی خدمات شهری است.
وی به لزوم مشارکت شهروندان در توسعه شهری اشاره کرد و گفت: اگر مردم خود را مالک پروژهها ندانند توسعه پایدار شکل نمیگیرد و شوراهای شهر، شهرداری، دانشگاهها و تشکلهای مردمی باید در طراحی چشمانداز توسعه شهری دامغان نقش داشته باشند.
عباسی به موضوع هویت شهری پرداخت و خاطرنشان کرد: دامغان با پیشینه تاریخی، بافت سنتی ارزشمند و فرهنگ زیستمحیطی خاصی که دارد نباید به سرنوشتی مثل برخی شهرهای دیگر دچار شود که هویتشان زیر فشار ساختمانهای بیریخت و پروژههای بیریشه از بین رفت و یکی از مهمترین منابع اقتصاد شهری همین هویت است.
وی با اشاره به ضرورت استفاده از ابزارهای مدرن در مدیریت محیطزیست عنوان کرد: امروز ابزارهای ارزیابی اثرات محیطزیستی، مدلهای پیشبینی تابآوری اقلیمی و حتی سامانههای GIS به ما امکان میدهند که تصمیمگیریها را علمی و دقیق کنیم و کافیست این ابزارها در فرآیند سیاستگذاری گنجانده شوند.
عباسی ابراز کرد: دامغان میتواند شهری باشد که هم اقتصاد را رشد دهد هم محیطزیست را حفظ کند و هم فرهنگ خود را زنده نگه دارد اما این مسیر نیازمند جسارت در تصمیمگیری، مشارکت گسترده و نگاه بینرشتهای است.
انتهای خبر/
درباره نویسنده
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!