مرآت گزارش میدهد؛
ستون امنیت ایران در برابر تروریسم سازمانیافته
در حالی که تروریسم سازمانیافته طی سالهای گذشته امنیت ایران را هدف قرار داده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با نقشآفرینی مؤثر در مقابله با تهدیدات داخلی و منطقهای، به ستون اصلی حفظ امنیت و ثبات کشور تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، وقتی از امنیت سخن گفته میشود، اغلب ذهنها به سمت تجهیزات نظامی، عملیاتها و معادلات سیاسی میرود؛ اما امنیت، پیش از آنکه یک مفهوم نظامی باشد، یک «نیاز انسانی» است. امنیت یعنی کودکی که شب با آرامش بخوابد، مادری که نگران انفجار و ترور در مسیر مدرسه فرزندش نباشد و مردمی که بدون ترس از تجزیه، ناامنی و خشونت، زندگی روزمره خود را ادامه دهند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دقیقاً در چنین نقطهای معنا پیدا میکند؛ نهادی که از دل مردم برخاست تا از همین حق بدیهی انسانی، یعنی امنیت، دفاع کند.
تولد سپاه در بستر تهدیدهای واقعی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شرایطی شکل گرفت که کشور تازه از یک انقلاب بزرگ عبور کرده و با واقعیتی تلخ روبهرو شد. تروریسم، نه بهعنوان یک اتفاق مقطعی، بلکه بهعنوان یک پروژه سازمانیافته. گروهکهایی که با نامهای مختلف، اما با هدفی مشترک، یعنی بیثباتسازی، تجزیه و ایجاد رعب، وارد میدان شدند. ترورهای کور، حمله به مردم عادی، ناامنسازی شهرها و روستاها، و تلاش برای جدا کردن بخشی از خاک ایران، بخشی از این واقعیت تلخ بود.
در همان سالهای نخست، گروهکهای مسلحی مانند کوموله، دموکرات و دیگر جریانهای تجزیهطلب، با استفاده از سلاح و حمایت خارجی، امنیت مناطق غربی کشور را هدف گرفتند. حمله به روستاها، ترور نیروهای محلی و ایجاد رعب در میان مردم، بخشی از راهبرد این گروهها بود. سپاه، در پاسخ به این تهدید، تنها به منطق نظامی متکی نشد؛ بلکه با تکیه بر شناخت اجتماعی و حضور مردمی، توانست امنیت پایدار را به این مناطق بازگرداند.
مقابله با تروریسم شهری؛ پرونده سیاه گروهک نفاق
یکی از دردناکترین فصلهای تروریسم در ایران، اقدامات گروهک منافقین بود؛ گروهی که ترور را نهتنها یک ابزار، بلکه یک «استراتژی» میدانست. قربانیان این ترورها فقط مسئولان نبودند؛ دانشآموز، کارمند، معلم، کاسب و رهگذر عادی نیز در فهرست اهداف قرار داشتند. این گروه در دهه ۶۰ با انجام هزاران عملیات تروریستی، مسئولیت مستقیم ترور بیش از ۱۷ هزار شهروند ایرانی را بر عهده داشت؛ قربانیانی که بخش بزرگی از آنها مردم عادی، زنان و کودکان بودند.
سپاه پاسداران در این میدان، نقشی محوری در شناسایی، نفوذ اطلاعاتی و انهدام شبکههای تروریستی ایفا کرد. سپاه در این میدان، با پرداخت هزینههای سنگین انسانی، توانست شبکههای ترور را شناسایی و متلاشی کند. نتیجه این تلاش، بازگشت تدریجی امنیت به شهرها و خیابانهایی بود که هدف مستقیم ترور قرار گرفته بودند.
داعش؛ تروریسم فراملی و تهدیدی برای همه
ظهور داعش نقطه عطفی در تاریخ معاصر تروریسم بود. این گروه، با اشغال بخشهای وسیعی از عراق و سوریه، تنها یک جریان مسلح نبود، بلکه نماد عریان خشونت، نسلکشی، بردهداری و نابودی سیستماتیک انسانیت به شمار میرفت. گزارشهای متعدد بینالمللی از جنایات داعش، از قتلعام ایزدیها تا تخریب شهرها و آثار تاریخی، ابعاد این فاجعه را آشکار کرد.
در این شرایط، سپاه پاسداران و بهویژه نیروی قدس، با حضور مستشاری و سازماندهی نیروهای بومی، نقشی تعیینکننده در توقف پیشروی داعش ایفا کردند. این حضور نه از سر اشغالگری، بلکه برای جلوگیری از گسترش آتشی بود که اگر مهار نمیشد، مرز نمیشناخت. واقعیت این است که بسیاری از تحلیلگران امنیتی اذعان دارند اگر داعش در عراق و سوریه متوقف نمیشد، امنیت کشورهای منطقه و حتی اروپا بهشدت تهدید میشد.
دفاع پیشدستانه؛ منطق امنیتی سپاه
یکی از اصول اساسی در راهبرد امنیتی سپاه، مفهوم «دفاع پیشدستانه» است. به این معنا که تهدید باید در مبدأ مهار شود، نه پس از رسیدن به مرزها. حضور سپاه در مقابله با تروریسم منطقهای دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. جلوگیری از نفوذ تروریستها به داخل کشور، کاهش عملیاتهای مرزی و حفظ ثبات داخلی، نتایج ملموس این رویکرد بوده است. امنیتی که امروز در شهرهای ایران تجربه میشود، حاصل همین نگاه پیشگیرانه است؛ نگاهی که هزینههای آن عمدتاً خارج از مرزها پرداخت شد تا زندگی روزمره مردم در داخل کشور دچار ناامنی نشود.
چرا سپاه هدف اتهامزنی قرار میگیرد؟
قرار دادن سپاه پاسداران در فهرستهای سیاسی و اتهامی، بیش از آنکه ریشه در واقعیتهای میدانی داشته باشد، بازتابی از ناتوانی دشمنان در مقابله مستقیم با این نهاد است. تجربه نشان داده هرجا سپاه در برابر پروژههای تروریستی و بیثباتسازی ایستاده، منافع بازیگران مداخلهگر به خطر افتاده است. در چنین شرایطی، جنگ روایتها و برچسبزنی، به ابزاری برای تضعیف مشروعیت یک نیروی مؤثر امنیتی تبدیل میشود.
این رویکرد دوگانه زمانی آشکارتر میشود که همان قدرتهایی که مدعی مبارزه با تروریسم هستند، سابقه حمایت مستقیم یا غیرمستقیم از گروههای مسلح در منطقه را دارند، اما نهادی را که در عمل با تروریسم مقابله کرده، متهم میکنند.
سپاه؛ فراتر از یک نهاد نظامی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صرفاً یک ساختار نظامی نیست؛ بلکه شبکهای انسانی از افرادی است که در حساسترین نقاط، جان خود را برای امنیت دیگران به خطر انداختهاند. شهدای مقابله با تروریسم، چه در داخل کشور و چه در منطقه، گواه روشنی بر این واقعیتاند که سپاه، خود قربانی ترور بوده، نه حامی آن.
قضاوتی فراتر از سیاست
قضاوت درباره سپاه پاسداران، اگر منصفانه و انسانی باشد، باید بر پایه واقعیتهای میدانی و کارنامه عملی صورت گیرد. نهادی که در برابر تروریسم ایستاده، هزینه داده و امنیت میلیونها انسان را حفظ کرده، نمیتواند با برچسبزنیهای سیاسی از حافظه تاریخ حذف شود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در روایت امنیت منطقه، نه یک تهدید، بلکه یکی از مهمترین موانع گسترش خشونت و تروریسم بوده و هست.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!