یادداشت؛
لحظهای به سنگینی تاریخ
گاه سرنوشت یک جبهه در یک لحظه رقم میخورد؛ لحظهای که تعلل در آن میتواند موازنه سالها مقاومت را دگرگون کند. امروز بیروت در آستانه چنین لحظهای ایستاده است.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، تاریخ گاه در قالبی تازه تکرار میشود؛ اما آنان که از گذشته عبرت نمیگیرند، ناگزیر بهای سنگینتری در آینده خواهند پرداخت. یکی از تلخترین درسهای سالهای اخیر برای جبهه مقاومت، تجربه سقوط سوریه و پیامدهای ناشی از تضعیف بخشی از ظرفیتهای راهبردی آن بود.
رویدادی که نشان داد از دست رفتن یک سنگر، صرفاً به معنای عقبنشینی در یک جغرافیا نیست؛ بلکه میتواند زنجیرهای از تحولات را رقم بزند که آثار آن تا سالها بر موازنه قدرت در منطقه سایه میافکند.
امروز نیز بسیاری از ناظران منطقهای بر این باورند که اگر در نتیجه تأخیر یا تعلل در حمایتهای مؤثر، تجربهای مشابه برای حزبالله لبنان رخ دهد، مسئله تنها تضعیف یک گروه یا یک جریان سیاسی نخواهد بود؛ بلکه سخن از فرو ریختن یکی از مهمترین اضلاع بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی است.
در چنین وضعیتی، تغییر موازنه قدرت دیگر یک احتمال نظری نخواهد بود، بلکه میتواند به واقعیتی میدانی تبدیل شود؛ واقعیتی که ابتکار عمل را بهتدریج به طرف مقابل واگذار میکند.
برای بسیاری از حامیان محور مقاومت، حزبالله تنها یک سازمان نظامی نیست؛ بلکه نماد سالها ایستادگی، هزینه دادن و حفظ خط مقدم تقابل با رژیم صهیونیستی است. از این منظر، لبنان صرفاً یک کشور نیست، بلکه سنگری راهبردی است که تضعیف یا سقوط آن میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای خود داشته باشد.
همانگونه که در واقعه عاشورا مسئله صرفاً محاصره یک کاروان در سرزمین کربلا نبود، بلکه سرنوشت یک جریان تاریخی و یک جبهه فکری در میان بود، در تحولات امروز منطقه نیز برخی نقاط جغرافیایی ارزشی فراتر از مختصات صرفاً سیاسی و نظامی پیدا میکنند.
عاشورا به ما آموخت که گاه بزرگترین خسارتها نه از ناتوانی، بلکه از تأخیر در تشخیص صحنه و خطا در فهم اولویتها ناشی میشود. کوفیان بیش از آنکه گرفتار کمبود نیرو باشند، اسیر تردید، محاسبهگریهای کوتاهمدت و غفلت از مسئولیت تاریخی خود شدند. آنان لحظهای را از دست دادند که دیگر هرگز بازنگشت؛ و تاریخ نیز معمولاً فرصتهای از دسترفته را تکرار نمیکند.
در نگاه راهبردی، هرگاه دشمن موفق شود یکی از حلقههای اصلی زنجیره مقاومت را از صحنه خارج کند، پیامد آن صرفاً یک پیروزی تاکتیکی نخواهد بود. چنین رخدادی میتواند اعتمادبهنفس راهبردی دشمن را افزایش دهد، هزینه اقدامات بعدی او را کاهش دهد و زمینه انتقال فشار به سایر اضلاع جبهه مقابل را فراهم سازد. در چنین شرایطی، نبرد از دفاع از یک سنگر به دفاع از سنگرهای بعدی کشیده میشود؛ سنگرهایی که حفظ آنها ممکن است بهمراتب پرهزینهتر باشد.
امروز پرسش اصلی این نیست که حزبالله لبنان چه جایگاهی در معادلات منطقه دارد؛ پرسش این است که اگر روزی این سنگر دچار فروپاشی شود، چه چیزی جای آن را پر خواهد کرد؟ آیا خلأ ایجادشده بهسادگی قابل جبران است؟ آیا میتوان سالها تجربه، شبکههای انسانی، ظرفیتهای اجتماعی و مؤلفههای بازدارندگی را در مدت کوتاهی بازسازی کرد؟ بسیاری از کارشناسان امنیتی و راهبردی پاسخ این پرسشها را منفی میدانند.
ادبیات عاشورا همواره بر این حقیقت تأکید دارد که برخی صحنهها، صحنه انتخاب میان راحتی امروز و امنیت فردا هستند. آنان که در کربلا به تماشا ایستادند، گمان میکردند با سکوت خود از هزینهها میگریزند؛ اما تاریخ نشان داد که هزینه بیعملی گاه بسیار سنگینتر از هزینه حضور در میدان است. از این منظر، مهمترین خطر برای هر جبههای نه صرفاً قدرت دشمن، بلکه غفلت از اهمیت زمان، تأخیر در شناخت تهدید و خطا در دستگاه محاسباتی است.
از همین رو، هر تحلیل درباره آینده لبنان و حزبالله باید فراتر از نگاههای مقطعی و تاکتیکی باشد. مسئله صرفاً سرنوشت یک بازیگر یا یک جغرافیا نیست؛ بلکه سرنوشت موازنهای است که طی دههها شکل گرفته است. موازنهای که اگر دچار فروپاشی شود، حتی در صورت فراهم شدن فرصت جبران، بازسازی آن ممکن است سالها زمان و هزینههای سنگین سیاسی، امنیتی و انسانی بطلبد.
تاریخ کربلا یادآور میشود که گاه سرنوشت یک امت در گرو شناخت درست یک لحظه تاریخی است؛ لحظهای که اگر از دست برود، حسرت آن ممکن است برای نسلها باقی بماند.
یادداشت: رامین قانع- کارشناس سیاسی
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!