یادداشت؛
مذاکره، خیانت نیست؛ بیخبری مردم مسئله است
مذاکره نه خیانت است و نه معجزه؛ مسئله اصلی، بیخبری مردم از اهداف و نتایج آن است. اعتماد عمومی زمانی شکل میگیرد که دیپلماسی با شفافیت، نقدپذیری و پاسخگویی همراه باشد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، فعال رسانهایی در یادداشتی اختصاصی نوشت: در فضای سیاسی کشور، هنوز هم هرگاه سخن از مذاکره به میان میآید، دو نگاه افراطی در برابر یکدیگر قرار میگیرند؛ گروهی مذاکره را نشانه عقبنشینی و سازش میدانند و گروهی دیگر چنان از آن سخن میگویند که گویی صرف نشستن پشت میز گفتوگو، همه مشکلات را حل خواهد کرد. واقعیت اما میان این دو نگاه قرار دارد.
مذاکره نه خیانت است و نه معجزه؛ ابزاری برای تأمین منافع ملی است. ارزش آن نیز نه با شعارهای موافقان و مخالفان، بلکه با نتیجهای سنجیده میشود که برای امنیت، اقتصاد و زندگی مردم به همراه دارد. همانگونه که توان دفاعی و انسجام داخلی از مؤلفههای قدرتاند، دیپلماسی نیز بخشی از قدرت یک کشور است و کنار گذاشتن آن به دلیل هیاهوهای سیاسی، تصمیمی منطقی نیست.
البته نتیجه مذاکره را نیز نباید فقط با امضای یک توافق یا انتشار چند خبر امیدوارکننده سنجید. موفقیت زمانی معنا پیدا میکند که تعهدات طرف مقابل ضمانت اجرایی داشته باشد، منافع کشور حفظ شود و آثار تصمیمها در زندگی مردم دیده شود. توافقی که تنها روی کاغذ باقی بماند یا اجرای آن به اراده طرف مقابل وابسته باشد، نمیتواند اعتماد عمومی را بهطور پایدار جلب کند.
با این حال، حمایت از اصل مذاکره به معنای پذیرش ابهام و بیخبری جامعه نیست. مردم حق دارند بدانند گفتوگوها با چه هدفی انجام میشود، موضوعات اصلی چیست، خطوط اساسی کشور کدام است و نتایج احتمالی چه اثری بر اقتصاد و معیشت آنان خواهد گذاشت.
بدیهی است که همه جزئیات یک مذاکره حساس را نمیتوان در میانه مسیر منتشر کرد. حفظ برخی اطلاعات برای جلوگیری از تضعیف قدرت چانهزنی ضروری است؛ اما میان محرمانگی لازم و بیاطلاع نگهداشتن مردم فاصله زیادی وجود دارد. وقتی روایت رسمی دیر، مبهم و کلی ارائه شود، جای آن را شایعات، تحلیلهای غیرمستند و روایت رسانههای بیرونی میگیرد.
در چنین فضایی، یک خبر تأییدنشده میتواند بر بازار، آرامش روانی و تصمیمهای روزمره مردم اثر بگذارد. جامعه میان خبر توافق نزدیک و ادعای شکست کامل سرگردان میماند، بیآنکه بداند کدام روایت به واقعیت نزدیکتر است. این وضعیت بیش از آنکه نتیجه حساسیت مردم باشد، حاصل ضعف اطلاعرسانی است.
رسانهها نیز در چنین شرایطی مسئولیتی دوچندان دارند. تبدیل هر خبر غیررسمی به تیتر قطعی، دامن زدن به هیجانهای زودگذر و انتشار تحلیلهایی که بر اطلاعات معتبر استوار نیستند، تنها بر نگرانی جامعه میافزاید. اطلاعرسانی درباره مذاکرات باید دقیق، مسئولانه و بهدور از رقابت برای انتشار شایعهای تازهتر باشد.
از سوی دیگر، پرسش درباره اهداف، امتیازها، ضمانتها و نتایج مذاکره نباید مخالفت با منافع ملی تلقی شود. همانطور که متهم کردن مذاکرهکنندگان به خیانت، جای استدلال را نمیگیرد، خاموش کردن منتقدان نیز به اعتماد عمومی کمک نمیکند. نقد منصفانه میتواند نقاط ضعف یک تصمیم را آشکار و قدرت چانهزنی کشور را تقویت کند.
مذاکره همچنین نباید به ابزار رقابتهای سیاسی داخلی تبدیل شود. نه حامیان آن مجازند هر انتقادی را تخریب بنامند و نه مخالفان میتوانند هر گفتوگویی را نشانه تسلیم معرفی کنند. منافع ملی زمانی قربانی میشود که نتیجه مذاکرات، پیش از آنکه با واقعیت سنجیده شود، بر اساس تعلقات جناحی داوری شود.
شفافیت نیز فقط به معنای اعلام خبر آغاز یا پایان گفتوگوها نیست. جامعه نیازمند گزارشی روشن درباره مسیر طیشده، موانع موجود، تعهدات احتمالی و آثار قابل انتظار است. هرچه فاصله میان تصمیمگیران و افکار عمومی بیشتر شود، زمینه برای بدبینی، شایعه و کاهش سرمایه اجتماعی فراهمتر خواهد شد.
مردم نامحرم تصمیمهایی نیستند که آثارشان را در سفره، امنیت و آینده خود احساس میکنند. مذاکره میتواند ضروری باشد، اما اعتماد زمانی شکل میگیرد که در کنار دیپلماسی، صداقت، شفافیت و پاسخگویی نیز حضور داشته باشد.
یادداشت: مقداد احمدی - فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!