پشت پرده انتصابات جدید فرماندهان نظامی؛
فرماندهی برای جنگ فردا
انتصابات جدید فرماندهان نظامی توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی، فراتر از یک جابهجایی مدیریتی، نشانهای از بازآرایی ساختار دفاعی ایران برای مواجهه با تهدیدات نوین و جنگهای ترکیبی است.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، فعال رسانهایی در یادداشتی اختصاصی نوشت، انتصابات اخیر فرماندهان عالی نیروهای مسلح را میتوان از دو زاویه بررسی کرد؛ نخست، تغییر چهرهها در رأس برخی از مهمترین ساختارهای دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی و دوم، مهمتر از آن، مأموریتهایی که در احکام فرمانده کل قوا برای مدیران جدید تعریف شده است.
اگر از نامها عبور کنیم و بر متن احکام تمرکز داشته باشیم، تصویری روشنتر از جهتگیری مورد انتظار از نیروهای مسلح در دوره پیشرو به دست میآید؛ تصویری که در آن «تمرکز فرماندهی»، «مقابله با تهدیدات ترکیبی»، «بازدارندگی فعال»، «تقویت قدرت دریایی» و «دفاع مردمپایه» در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ با صدور احکامی، علی عبداللهی را به ریاست ستاد کل نیروهای مسلح، کیومرث حیدری را به جانشینی ستاد کل، احمد وحیدی را به فرماندهی کل سپاه، مصطفی ایزدی را به جانشینی فرمانده کل سپاه، علی عظمایی را به فرماندهی نیروی دریایی سپاه و حسین طائب را به ریاست سازمان بسیج مستضعفین منصوب کردند.
اما نقطه قابل تأمل، عبارات بهکاررفته در متن این احکام است. در حکم رئیس جدید ستاد کل نیروهای مسلح، علاوه بر ارتقای آمادگیهای دفاعی و امنیتی، بر توان پاسخگویی به انواع تهدیدات «متعارف و نوین نظامی، شناختی و ترکیبی» تأکید شده است. همزمان تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا نیز مطالبه شده؛ موضوعی که میتوان آن را نشانهای از اهمیت بیشتر یکپارچگی در فرماندهی و هماهنگی میان اجزای مختلف نیروهای مسلح دانست.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تجربه جنگهای جدید را در نظر بگیریم. جنگ امروز تنها در میدان زمینی، هوایی یا دریایی تعریف نمیشود؛ اطلاعات، سایبر، عملیات روانی، شبکههای ارتباطی، پهپادها، موشکها و سرعت انتقال داده به بخشی از میدان نبرد تبدیل شدهاند. بنابراین ساختاری که قرار است با چنین تهدیدی روبهرو شود، بیش از گذشته به سرعت تصمیمگیری، اشراف اطلاعاتی و هماهنگی میان نیروهای مختلف نیاز دارد. تأکید حکم رئیس ستاد کل بر تهدیدات شناختی و ترکیبی را باید در همین چارچوب دید.
دومین نشانه مهم را میتوان در حکم فرمانده جدید کل سپاه دید. احمد وحیدی مأمور شده تا ضمن ارتقای مستمر توانمندیهای سپاه برای دستیابی به «بازدارندگی حداکثری»، آمادگی لازم برای اجرای «عملیات تهاجمی پرقدرت» را نیز فراهم کند. این ترکیب واژگانی قابل توجه است؛ زیرا بازدارندگی زمانی مؤثر است که طرف مقابل باور داشته باشد اقدام علیه ایران با هزینهای جدی روبهرو خواهد شد. از این منظر میتوان گفت در مأموریت جدید سپاه، صرفِ برخورداری از قدرت دفاعی کافی دانسته نشده و حفظ توان ابتکار عمل نیز مورد توجه قرار گرفته است.
بخش دیگری از این آرایش جدید به دریا مربوط میشود. در حکم علی عظمایی، فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه، بر ارتقای تجهیزات و امکانات دریایی، افزایش اشراف اطلاعاتی و آمادگی رزمی و همچنین تعامل و همافزایی با نیروی دریایی ارتش تأکید شده است. اهمیت این مأموریت در شرایطی که خلیج فارس و تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین نقاط منازعه منطقهای و بینالمللی است، دوچندان میشود. از این زاویه، هماهنگی دو نیروی دریایی سپاه و ارتش بخشی از همان منطق کلان یکپارچگی فرماندهی است.
اما شاید متفاوتترین بخش احکام اخیر را باید در مأموریت رئیس جدید سازمان بسیج جستوجو کرد. حسین طائب مأمور شده است شبکه اطلاعات مردمی را تقویت کند، از فناوریهای نوین بهره بگیرد و ظرفیت بسیج اقشار، محلات و گروههای جهادی را توسعه دهد. در واقع اگر در بالاترین سطح نیروهای مسلح، حرکت به سمت هماهنگی و تمرکز بیشتر فرماندهی دیده میشود، در سطح جامعه مسیر عکس اما مکمل آن دنبال میشود؛ یعنی گسترش شبکهای وسیع و غیرمتمرکز از ظرفیتهای مردمی.
از کنار هم قرار دادن این مؤلفهها میتوان به یک نتیجه مهم رسید: انتصابات اخیر صرفاً تغییر مدیران یک ساختار نظامی نیست. متن احکام از تلاشی برای تطبیق ساختار نیروهای مسلح با محیط امنیتی جدید حکایت دارد؛ محیطی که در آن مرز میان جنگ نظامی، اطلاعاتی، شناختی، سایبری و امنیت داخلی روزبهروز کمرنگتر شده است.
رسانههای خارجی نیز این جابهجاییها را در متن رویارویی جاری ایران با آمریکا و اسرائیل مورد توجه قرار دادهاند و برخی تحلیلگران آن را نشانه تلاش تهران برای نهادینهکردن تجربه جنگ و آمادگی برای دورهای طولانیتر از تنش ارزیابی کردهاند؛ هرچند میزان و نتایج واقعی این تغییرات را باید در عملکرد ساختار جدید سنجید، نه صرفاً در احکام انتصاب.
بنابراین شاید دقیقترین تعبیر برای آنچه اکنون در رأس ساختار دفاعی ایران رخ داده، «آرایش برای جنگ فردا» باشد؛ آرایشی که از یکسو فرماندهی متمرکزتر و واکنش سریعتر را دنبال میکند و از سوی دیگر بر بازدارندگی فعال، قدرت دریایی، فناوریهای نو و شبکه مردمپایه تکیه دارد. پیام احکام جدید را بیش از هر چیز باید در همین ترکیب جستوجو کرد: دشمن و میدان نبرد تغییر کردهاند و ساختار فرماندهی نیز قرار است متناسب با همین تغییر بازآرایی شود.
نویسنده: مقداد احمدی
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!