حالت تاریک
  • چهارشنبه, 1405/07/08 شمسی | 2026/09/30 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
نسل امروز با مولانا جور دیگری ارتباط می‌گیرد
به مناسبت روز بزرگداشت مولوی

نسل امروز با مولانا جور دیگری ارتباط می‌گیرد

مولانا هنوز در فرهنگ ایرانی زنده است، اما نسل امروز او را از مسیرهای تازه‌ای می‌شناسد؛ تغییری که شیوه معرفی ادبیات کلاسیک را به چالش می‌کشد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی مرآت، هشتم مهر، روز بزرگداشت مولوی، فرصتی برای مرور جایگاه شاعری است که قرن‌ها پس از سرودن آثارش همچنان درباره انسان، عشق، تنهایی و زندگی با مخاطب سخن می‌گوید.

اما مسئله امروز فقط این نیست که جوانان چقدر کتاب می‌خوانند؛ پرسش مهم‌تر این است که چگونه با ادبیات کلاسیک ارتباط برقرار می‌کنند.

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان، سمنان در سال ۱۴۰۴ دارای ۸۰ کتابخانه، نزدیک به ۴۹ هزار عضو و یک میلیون و ۲۱۶ هزار نسخه کتاب بوده و در نیمه نخست همان سال نیز ۳۱۵ هزار و ۹۶۹ جلد کتاب به امانت رفته است.

این اعداد نشان می‌دهد کتاب در سمنان همچنان مخاطب دارد؛ اما این آمار مشخص نمی‌کند چه سهمی از مطالعه به ادبیات کلاسیک اختصاص دارد و چه تعداد از جوانان سراغ مولانا، حافظ یا سعدی می‌روند.

بنابراین نمی‌توان صرفاً بر اساس آمار عمومی کتاب‌خوانی، از کاهش علاقه نسل جدید به ادبیات کلاسیک سخن گفت. مسئله را باید در تغییر شیوه مصرف فرهنگی و نحوه ارائه ادبیات نیز جست‌وجو کرد.

وقتی مولانا به یک درس تبدیل می‌شود

نخستین مواجهه بسیاری از نوجوانان با مولانا در مدرسه اتفاق می‌افتد؛ جایی که شعر کلاسیک گاهی در قالب معنی واژه‌ها، آرایه‌های ادبی، حفظیات و آزمون ارائه می‌شود.

در چنین شرایطی ممکن است دانش‌آموز نام مولانا و ابیات او را بشناسد، اما ارتباطی میان شعر و زندگی روزمره خود پیدا نکند.

در حالی که موضوعاتی مانند عشق، تنهایی، انتخاب، خشم، دوستی و معنای زندگی، همچنان برای نسل امروز آشناست؛ موضوعاتی که می‌توانند نقطه اتصال او با ادبیات کلاسیک باشند.

اسماعیل صیادی در گفت‌وگو با خبرنگار مرآت، درباره کم‌رنگ به نظر رسیدن ارتباط نسل امروز با ادبیات کلاسیک می‌گوید باید میان «کاهش علاقه» و «تغییر شیوه ارتباط» تفاوت قائل شد.

وی معتقد است نسل امروز الزاماً بی‌علاقه به ادبیات نیست، اما مسیر دسترسی و نوع مصرف فرهنگی او تغییر کرده است و جوان امروز بیشتر از طریق شبکه‌های اجتماعی، پادکست، ویدئو و محتوای کوتاه با موضوعات فرهنگی مواجه می‌شود.

صیادی می‌افزاید اگر انتظار داشته باشیم همان شیوه‌ای که نسل‌های گذشته با حافظ و مولانا ارتباط برقرار می‌کردند، امروز نیز تکرار شود، احتمالاً نتیجه مطلوبی به دست نمی‌آید.

وی درباره آموزش رسمی ادبیات نیز می‌گوید آموزش مدرسه و دانشگاه توانسته آشنایی اولیه ایجاد کند، اما در تبدیل این آشنایی به علاقه پایدار موفقیت کامل نداشته است.

به گفته صیادی، یکی از مشکلات این است که ادبیات کلاسیک بیش از اندازه در قالب امتحان، معنی شعر، آرایه و حفظیات ارائه می‌شود؛ در حالی که برای علاقه‌مند شدن، دانش‌آموز باید با اندیشه و جهان انسانی شاعر مواجه شود، نه اینکه فقط اطلاعاتی درباره او حفظ کند.

این کارشناس درباره دلیل تبدیل شدن ادبیات کلاسیک به یک «درس» برای برخی نوجوانان نیز بیان می‌کند وقتی ارتباط یک بیت مولانا با موضوعاتی مانند تنهایی، دوستی، عشق، انتخاب یا بحران‌های انسانی امروز نشان داده نشود، طبیعی است که دانش‌آموز آن را صرفاً بخشی از کتاب درسی ببیند.

صیادی تأکید می‌کند مشکل فقط متن نیست و نحوه ارائه متن نیز اهمیت زیادی دارد.

وی درباره ارتباط مولانا با نسل جدید معتقد است مفاهیم مولانا همچنان قابلیت ارتباط با این نسل را دارند و مسئله بیشتر به شیوه معرفی او مربوط می‌شود.

به گفته وی، اگر درباره عشق، خودشناسی، انسان، خشم، تعلق و روابط انسانی صحبت کنیم و سپس نشان دهیم مولانا درباره همین مسائل چه نگاهی داشته است، امکان شکل‌گیری ارتباط بیشتر می‌شود.

صیادی فضای مجازی را نیز هم تهدید و هم فرصت می‌داند و می‌گوید محتوای کوتاه و سرعت بالای مصرف محتوا می‌تواند مطالعه متون طولانی مانند مثنوی را دشوارتر کند، اما همین فضا می‌تواند مخاطبی را که هیچ‌گاه سراغ کتاب نمی‌رفته، با یک بیت یا حکایت با مولانا آشنا کند.

وی تأکید می‌کند محتوای مجازی باید دروازه ورود به کتاب باشد، نه جایگزین کتاب.

این کارشناس درباره سمنان نیز معتقد است مدارس، دانشگاه‌ها، کتابخانه‌ها و انجمن‌های ادبی ظرفیت‌هایی هستند که می‌توانند برای ارتباط بیشتر جوانان با ادبیات کلاسیک مورد استفاده قرار گیرند.

صیادی پیشنهاد می‌کند برنامه‌های ادبی از حالت صرفاً مناسبتی خارج و به برنامه‌هایی مستمر و مخاطب‌محور تبدیل شوند؛ برنامه‌هایی که در آن نوجوانان و جوانان شعر بخوانند، درباره یک حکایت گفت‌وگو کنند و برداشت خود را بیان کنند.

وی در پایان می‌گوید برای آشنایی دوباره جوانان با مولانا باید از خود جوان شروع کرد، نه از کتاب؛ یعنی ابتدا سراغ دغدغه‌هایی مانند عشق، تنهایی، دوستی، اضطراب، انتخاب و معنای زندگی رفت و سپس دیدگاه مولانا درباره همین موضوعات را مطرح کرد.

به گفته صیادی، می‌توان از یک بیت یا حکایت کوتاه، مخاطب را به متن کامل و در نهایت به مطالعه آثار گسترده‌تر هدایت کرد.

مسئله، نبود کتاب نیست

آمار کتابخانه‌های سمنان یک نکته مهم را روشن می‌کند؛ مسئله ارتباط نسل جدید با ادبیات را نمی‌توان صرفاً با کمبود کتاب یا کتابخانه توضیح داد.

در استان، هم منابع کتابخانه‌ای قابل‌توجه است و هم امانت کتاب در سطح بالایی قرار دارد؛ مدیرکل کتابخانه‌های عمومی سمنان سرانه نسخه کتاب استان را ۱۵۱ نسخه به ازای هر ۱۰۰ نفر اعلام کرده، در حالی که این رقم در میانگین کشور ۶۱ نسخه است. سرانه امانت نیز در استان نزدیک به ۴۰ جلد به ازای هر ۱۰۰ نفر اعلام شده است.

از سوی دیگر، مسئولان استان بر تغییر کارکرد کتابخانه‌ها و تبدیل آنها به فضاهایی برای تعامل فرهنگی، گفت‌وگو و پرورش خلاقیت تأکید کرده‌اند؛ موضوعی که می‌تواند با نیاز نسل جدید به شیوه‌های متفاوت ارتباط فرهنگی پیوند بخورد.

بنابراین مسئله فقط این نیست که «کتاب هست یا نیست»؛ بلکه این است که آیا کتاب و ادبیات با زبان و دغدغه مخاطب امروز به او عرضه می‌شود یا نه.

از مثنوی تا شبکه‌های اجتماعی

مثنوی برای مخاطبی که عادت کرده محتوای چندثانیه‌ای دریافت کند، متنی ساده و سریع‌خوان نیست. اما این الزاماً به معنای حذف مولانا از دنیای نسل جدید نیست.

یک بیت، یک حکایت یا حتی یک محتوای کوتاه می‌تواند نقطه شروع آشنایی باشد؛ به شرط آنکه مسیر از همان‌جا متوقف نشود.

اگر محتوای کوتاه فقط جای متن اصلی را بگیرد، ارتباط مخاطب با ادبیات عمیق‌تر نمی‌شود؛ اما اگر او را به خواندن یک حکایت، سپس یک دفتر و در نهایت مطالعه اثر کامل هدایت کند، فناوری می‌تواند به ابزار ترویج ادبیات تبدیل شود.

این همان نقطه‌ای است که نقش مدرسه، دانشگاه، کتابخانه و انجمن‌های ادبی اهمیت پیدا می‌کند؛ جایی که باید از «معرفی کتاب» به سمت گفت‌وگو درباره کتاب حرکت کرد.

سمنان؛ ظرفیت هست، ارتباط باید تازه شود

سمنان از نظر کتابخانه و زیرساخت فرهنگی، دست خالی نیست. آمار امانت و موجودی کتابخانه‌های استان نیز این موضوع را تأیید می‌کند.

اما برای سنجش دقیق وضعیت ادبیات کلاسیک در میان جوانان، به آمار تخصصی‌تری نیاز است؛ مثلاً مشخص شود آثار مولانا، حافظ و سعدی چه جایگاهی در میان کتاب‌های امانتی جوانان دارند.

تا زمانی که چنین داده‌ای وجود نداشته باشد، نمی‌توان از کاهش قطعی مطالعه ادبیات کلاسیک در سمنان سخن گفت.

آنچه می‌توان با اطمینان بیشتری درباره آن صحبت کرد، تغییر مسیر ارتباط نسل جدید با محتواست؛ نسلی که ممکن است پیش از کتاب، با یک بیت در تلفن همراهش با مولانا روبه‌رو شود.

مولانا برای نسل امروز لزوماً یک شاعر دور از دسترس نیست؛ شاید مسیر رسیدن این نسل به او تغییر کرده باشد.

اگر ادبیات کلاسیک فقط در قالب امتحان و حفظیات ارائه شود، احتمال فاصله گرفتن مخاطب بیشتر می‌شود؛ اما اگر از دغدغه‌های واقعی جوانان آغاز کنیم و بعد آنها را به جهان مولانا برسانیم، ادبیات می‌تواند دوباره از کتاب درسی به متن زندگی بازگردد.

برای سمنان نیز مسئله کمبود کتاب نیست؛ مسئله پیدا کردن شیوه‌ای تازه برای رساندن کتاب به نسل تازه است.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!