یادداشت؛
هالووین؛ ویترین خودباختگی فرهنگی
رواج هالووین در میان بخشی از جوانان ایرانی، فراتر از یک سرگرمی ساده، نشانهای تأملبرانگیز از نفوذ نمادهای غربی و کمرنگشدن توجه به هویت و اصالت فرهنگی است.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، فعال رسانهای در یادداشت اختصاصی نوشت: در سالهای اخیر، همزمان با گسترش شبکههای اجتماعی و افزایش ارتباط نسل جوان با جریانهای فرهنگی فرامرزی، برخی مناسبتها و آئینهای غیرایرانی نیز راه خود را به فضای اجتماعی کشور باز کردهاند. در این میان، هالووین با نمادهایی همچون کدوهای توخالی، جمجمه، اسکلت، چهرههای خونآلود، لباسهای عجیب و تصاویر ترسناک، بیش از گذشته در میان بخشی از نوجوانان و جوانان ایرانی دیده میشود؛ پدیدهای که فراتر از یک سرگرمی ساده، پرسشهایی جدی درباره تغییر ذائقه فرهنگی و الگوهای سبک زندگی نسل جدید ایجاد کرده است.
واقعیت این است که ورود یک مناسبت خارجی به جامعه، بهتنهایی نشانه بحران فرهنگی نیست؛ اما زمانی که تقلید از نمادها و الگوهای فرهنگی بیگانه، بدون شناخت پیشینه و فلسفه آنها و صرفاً با هدف دیدهشدن، متفاوتبودن و همراهی با موجهای فضای مجازی گسترش پیدا میکند، ضرورت تأمل درباره چرایی این گرایش دوچندان میشود.
هالووین؛ سرگرمی ساده یا بازتولید یک الگوی فرهنگی؟
هالووین در بستر تاریخی و فرهنگی جوامع غربی شکل گرفته و در دنیای امروز، بیش از هر چیز به صنعتی گسترده در حوزه سرگرمی، پوشاک، تزئینات و تولید محتوای رسانهای تبدیل شده است. با این حال، آنچه در جامعه ما اهمیت دارد، نه صرفاً برگزاری یک جشن، بلکه نحوه مواجهه نسل جوان با نمادها و الگوهایی است که از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی به زندگی روزمره راه پیدا میکنند.
استفاده از نمادهای ترسناک، پوششهای نامتعارف و بازنمایی تصاویر خشونتآمیز، اگرچه ممکن است برای برخی صرفاً جنبه تفریحی داشته باشد، اما تکرار و عادیسازی این تصاویر میتواند در شکلگیری ذائقه بصری و فرهنگی نسل جدید نقش داشته باشد.
چرا نمادهای وارداتی جذابتر از داشتههای فرهنگی خودمان شدهاند؟
یکی از پرسشهای اساسی این است که چرا برخی مناسبتهای وارداتی با سرعت در فضای مجازی دیده و بازتولید میشوند، اما بسیاری از آیینها و جشنهای ریشهدار ایرانی، آنگونه که شایسته است، مورد توجه نسل جوان قرار نمیگیرند؟
آیا مشکل از کمبود ظرفیتهای فرهنگی ماست یا از ضعف در معرفی، بازآفرینی و جذابسازی این ظرفیتها؟
از نوروز و شب یلدا گرفته تا آئینهای کهن ایرانی و جشنهای محلی، میراث فرهنگی ما سرشار از فرصتهایی برای شادی، همبستگی اجتماعی و نشاط جمعی است؛ فرصتهایی که میتوانند با زبان هنر، خلاقیت و رسانههای نوین، دوباره در کانون توجه جوانان قرار گیرند.
هویت فرهنگی با دستور حفظ نمیشود!
نکته مهم این است که مواجهه با چنین پدیدههایی نباید به سرزنش جوانان یا برچسبزدن به افرادی که در این مراسم شرکت میکنند، محدود شود. نسل جدید بیش از آنکه به توصیههای یکطرفه نیاز داشته باشد، به فضایی برای شناخت، انتخاب آگاهانه و مشارکت در تولید فرهنگ نیازمند است، باید به جای برخوردهای صرفاً شعاری، زمینه تقویت جذابیتهای فرهنگی خودمان را فراهم کنیم. نمیتوان از جوان انتظار داشت به فرهنگی علاقهمند باشد که آن را بهدرستی نمیشناسد و در زندگی روزمره خود نمود جذابی از آن نمیبیند.
مسئله هالووین، فراتر از چند لباس عجیب، کدوهای تزئینی و چهرههای گریمشده است؛ این موضوع فرصتی برای بازاندیشی در نسبت نسل جدید با هویت تاریخی و فرهنگی خویش به شمار میرود.
در دنیایی که جریانهای رسانهای برای شکلدهی به سلیقه و سبک زندگی نسل جوان رقابت میکنند، بیتفاوتی نسبت به هویت فرهنگی نیز نمیتواند راهبرد مناسبی باشد.
فرهنگی که ریشههای خود را نشناسد، ممکن است بهتدریج مصرفکننده الگوهایی شود که دیگران برایش جذاب کردهاند. وقت آن رسیده است که به جای صرفاً نقد موجهای فرهنگی وارداتی، داشتههای اصیل خود را چنان جذاب و زنده بازآفرینی کنیم که نسل جوان، میان انتخاب فرهنگ خود و تقلید از دیگران، احساس بیگانگی با هویت خویش نداشته باشد.
یادداشت: سمانه عرب_ فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!