حالت تاریک
  • پنج‌شنبه, 1405/06/19 شمسی | 2026/09/10 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
تاغزارهای سمنان زیر فشار خشکسالی و قاچاق
مرآت گزارش می‌دهد؛

تاغزارهای سمنان زیر فشار خشکسالی و قاچاق

تاغزارهای سمنان با وجود مقاومت طبیعی، زیر فشار خشکسالی، آفات و قطع غیرمجاز قرار دارند؛ بیش از ۵۰ هزار هکتار از این عرصه‌ها در سال‌های اخیر درگیر آفت و بیماری شده‌اند.

به گزارش خبرنگار  گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی مرآت تاغزارهای استان سمنان طی چند دهه با هدف مقابله با بیابان‌زایی، تثبیت شن‌های روان و کاهش فرسایش بادی توسعه یافته‌اند. بر اساس آمارهای رسمی، سطح تاغزارهای دست‌کاشت استان به حدود ۱۱۳ هزار هکتار رسیده است؛ عرصه‌ای گسترده که امروز همزمان با چند تهدید طبیعی و انسانی مواجه است.

خشکسالی و کاهش رطوبت خاک، آفات و بیماری‌ها و در کنار آنها قطع و قاچاق چوب تاغ، مجموعه‌ای از فشارها را بر این پوشش گیاهی وارد کرده‌اند؛ با این حال، برای قضاوت درباره وضعیت واقعی تاغزارهای استان باید میان «سطح ایجادشده»، «سطح آلوده» و «سطح واقعاً خشکیده و از بین‌رفته» تفاوت قائل شد.

تاغزارها در آستانه نابودی نیستند

مهدی قدم، کارشناس منابع طبیعی، در گفت‌وگو با مرآت درباره وضعیت تاغزارهای استان سمنان می‌گوید نمی‌توان شرایط این عرصه‌ها را بحرانی و در آستانه نابودی توصیف کرد، اما تاغزارها تحت فشار جدی قرار دارند.

وی خشکسالی‌های متوالی، کاهش رطوبت خاک، آفات، قطع غیرمجاز و در برخی مناطق ضعف و خشکیدگی پایه‌ها را از مهم‌ترین فشارهای واردشده به تاغزارها عنوان می‌کند و می‌گوید: تاغ ذاتاً گونه‌ای بسیار مقاوم به خشکی است و بنابراین هر خشکیدگی تاغ را نمی‌توان مستقیماً به خشکسالی نسبت داد.

به گفته این کارشناس، برای مشخص شدن علت خشکیدگی باید عواملی مانند تنش آبی، آفت، بیماری، شوری خاک، تغییر سطح آب زیرزمینی یا ترکیبی از این عوامل مورد بررسی قرار گیرد.

قدم با تأکید بر اینکه وضعیت تمام تاغزارهای استان یکسان نیست، معتقد است مهم‌ترین مسئله، شناسایی دقیق کانون‌های آسیب‌دیده است؛ اینکه مشخص شود کدام محدوده سالم است، کدام محدوده درگیر آفت شده و در چه مناطقی روند خشکیدگی افزایش یافته است.

وی درباره آفات تاغ نیز می‌گوید سفیدک سطحی و شپشک از جمله عوامل مهم آسیب‌زا هستند و ملخ کوهان‌دار تاغ نیز در صورت شکل‌گیری کانون‌های پرجمعیت می‌تواند به سرشاخه‌ها و اندام سبز گیاه آسیب وارد کند، اما نمی‌توان یک آفت را به‌تنهایی عامل خشکیدگی گسترده تاغزارهای استان دانست.

این کارشناس با اشاره به ارتباط میان عوامل مختلف توضیح می‌دهد که خشکسالی و تنش محیطی می‌تواند موجب تضعیف گیاه شود، گیاه ضعیف‌شده مقاومت کمتری در برابر آفات دارد و در ادامه توان بازسازی تاغزار کاهش پیدا می‌کند.

قدم درباره قطع و قاچاق تاغ نیز معتقد است مناطقی که تاغزارهای وسیع‌تر و دسترسی آسان‌تری دارند، طبیعتاً در معرض خطر بیشتری قرار می‌گیرند و محورهای بیابانی شهرستان‌هایی مانند دامغان، سمنان و گرمسار نیازمند پایش و حساسیت بیشتری هستند.

وی تأکید می‌کند که کشفیات چوب قاچاق را نمی‌توان معادل حجم واقعی قطع غیرمجاز دانست؛ چراکه کشفیات تنها بخشی از تخلفاتی را نشان می‌دهد که شناسایی شده‌اند.

این کارشناس، وضعیت فعلی تاغزارها را بیشتر نوعی «فرسایش تدریجی توان اکولوژیک» می‌داند تا خشکیدگی ناگهانی و گسترده و معتقد است برای مدیریت درست این عرصه‌ها باید یک تصویر دقیق و به‌روز از وضعیت تاغزارهای استان در اختیار داشت.

به گفته قدم، لازم است مشخص شود کدام محدوده سالم است، کدام محدوده درگیر آفت است، در چه نقاطی خشکیدگی افزایش یافته و کجا قطع غیرمجاز رخ می‌دهد؛ زیرا بدون چنین اطلاعاتی ممکن است منابع در مناطقی هزینه شود که مشکل اصلی ندارند و یک کانون واقعی تخریب از نظرها دور بماند.

وی در نهایت بر ضرورت پایش مستمر، شناسایی کانون‌های آسیب‌دیده، مبارزه هدفمند با آفات، جلوگیری از قطع غیرمجاز، قرق عرصه‌های حساس و احیای نقاط تخریب‌شده تأکید دارد.

آمارها چه می‌گویند؟

اظهارات این کارشناس زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در کنار آمارهای موجود قرار گیرد.

در سال ۱۴۰۳، بیش از ۵۰ هزار هکتار از تاغزارهای استان درگیر سفیدک سطحی و شپشک گزارش شد. این عدد در نگاه نخست بزرگ به نظر می‌رسد، اما نباید آن را با ۵۰ هزار هکتار تاغزار خشکیده یا از بین‌رفته یکی دانست؛ «سطح آلوده» الزاماً به معنای «سطح نابودشده» نیست.

در شهرستان سمنان نیز در گزارشی مربوط به سال ۱۴۰۰، از وجود ۱۳ هزار و ۵۱۰ هکتار تاغزار دست‌کاشت و آلودگی حدود ۶ هزار هکتار به شپشک سفید خبر داده شده بود. تفاوت این ارقام در کنار پراکندگی جغرافیایی تاغزارها نشان می‌دهد شدت آسیب در همه نقاط یکسان نیست.

در کنار آفات، ملخ کوهان‌دار تاغ نیز در سال‌های اخیر در کانون توجه منابع طبیعی استان قرار داشته است. در سال ۱۴۰۵ عملیات پایش و کانون‌یابی این آفت در سطح ۱۰۰ هزار هکتار از عرصه‌های منابع طبیعی استان انجام شد و آلودگی ایجادشده در منطقه حسن‌آباد دامغان نیز با اقدامات کنترلی مهار شد.

از سوی دیگر، آمار کشفیات چوب تاغ نشان می‌دهد فشار انسانی نیز همچنان ادامه دارد. در سال ۱۴۰۱، اداره کل منابع طبیعی استان از کشف ۷۰ تن چوب تاغ قاچاق خبر داد.

در سال ۱۴۰۲ نیز تنها در سه‌ماهه دوم سال، ۱۱ هزار و ۶۰۰ کیلوگرم چوب تاغ قاچاق در استان کشف و ضبط شد. در سال ۱۴۰۳ نیز سه هزار و ۲۹۰ کیلوگرم چوب تاغ قاچاق در شهرستان سرخه کشف شد.

کشفیات در سال‌های بعد نیز ادامه داشته است؛ از جمله کشف بیش از یک تن چوب تاغ قاچاق در میامی در سال ۱۴۰۵. همچنین در اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۰۰ کیلوگرم چوب تاغ در سمنان کشف شد.

با این حال، همین ارقام یک محدودیت مهم دارند: کشفیات، اندازه واقعی قاچاق نیستند. بنابراین نمی‌توان بر اساس وزن محموله‌های کشف‌شده، میزان واقعی قطع غیرمجاز تاغ را محاسبه کرد.

مسئله اصلی، عدد ۱۱۳ هزار هکتار نیست

در نگاه نخست، عدد ۱۱۳ هزار هکتار می‌تواند نشانه‌ای از گستردگی فعالیت‌های تاغ‌کاری در استان باشد، اما برای ارزیابی وضعیت امروز این عرصه‌ها، این عدد به‌تنهایی کافی نیست.

آنچه اهمیت بیشتری دارد، وضعیت واقعی همین سطح است؛ چه میزان از آن تراکم مطلوب دارد؟ چه میزان درگیر آفت است؟ کدام مناطق با خشکیدگی مواجه‌اند؟ چه مقدار از عرصه‌ها نیازمند احیا هستند و کدام نقاط بیشتر در معرض قطع غیرمجاز قرار دارند؟

به بیان دیگر، تفاوت مهمی میان «تاغزار ایجادشده» و «تاغزار سالم و پایدار» وجود دارد.

اگر قرار باشد سیاست حفاظت و احیای تاغزارها بر اساس آمارهای قدیمی انجام شود، احتمال دارد منابع در نقاطی هزینه شود که مشکل اصلی ندارند و در مقابل، کانون‌های واقعی آسیب دیر شناسایی شوند.

از همین رو، یکی از مهم‌ترین نیازهای مدیریت تاغزارهای سمنان، ایجاد یک نقشه به‌روز از وضعیت این عرصه‌هاست؛ نقشه‌ای که بتواند سلامت پوشش گیاهی، کانون‌های آفت، روند خشکیدگی و نقاط در معرض قطع غیرمجاز را به تفکیک مشخص کند.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که تاغ فقط یک درختچه مقاوم به خشکی نیست؛ این پوشش گیاهی در تثبیت خاک، کنترل فرسایش بادی و مهار حرکت شن‌های روان نقش دارد و تضعیف آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از از دست رفتن چند پایه گیاهی داشته باشد.

 تاغزارها نیازمند پایش دقیق‌ترند

آنچه از کنار هم قرار دادن آمارها و دیدگاه کارشناسی به دست می‌آید، نه تصویر یک تاغزار در آستانه نابودی و نه تصویر یک عرصه کاملاً بدون مشکل است.

۱۱۳ هزار هکتار تاغزار دست‌کاشت، سرمایه‌ای طبیعی برای مقابله با بیابان‌زایی در استان سمنان است؛ اما وجود بیش از ۵۰ هزار هکتار سطح درگیر آفت و بیماری در سال ۱۴۰۳، تداوم کشفیات چوب قاچاق و فشار ناشی از خشکسالی نشان می‌دهد که حفاظت از این سرمایه نیازمند توجه مستمر است.

مسئله اصلی نیز فقط افزایش سطح تاغ‌کاری یا شمار کشفیات قاچاق نیست؛ پرسش اساسی این است که چه میزان از تاغزارهای موجود، امروز سالم، متراکم و دارای توان اکولوژیک مناسب هستند.

پاسخ به این پرسش بدون پایش میدانی مستمر، نقشه‌برداری و انتشار آمار به‌روز ممکن نیست.

تاغزارهای سمنان هنوز پابرجا هستند، اما مقاومت طبیعی تاغ نباید به معنای بی‌نیازی آن از حفاظت تلقی شود. اگر خشکسالی، آفات و فشار انسانی همزمان ادامه پیدا کنند، فرسایش تدریجی توان اکولوژیک این عرصه‌ها می‌تواند در بلندمدت هزینه‌های بیشتری برای احیا و مقابله با بیابان‌زایی به استان تحمیل کند.

بنابراین، اولویت امروز نه اعلام وضعیت بحرانی بدون پشتوانه آماری است و نه اطمینان‌بخشی صرف؛ بلکه شناخت دقیق وضعیت موجود، شناسایی کانون‌های آسیب و حفاظت هدفمند از تاغزارهای سالم و آسیب‌پذیر است.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!