حالت تاریک
  • چهارشنبه, 1405/07/15 شمسی | 2026/10/07 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
دختری که میان جنگ برای رؤیایش جنگید
روایت رتبه ۱۳ کنکور سراسری علوم انسانی؛

دختری که میان جنگ برای رؤیایش جنگید

فائزه‌سادات حسینی، رتبه ۱۳ علوم انسانی کنکور سراسری، در روزهایی که جنگ و اخبار تلخ مسیرش را دشوار کرده بود، با تکیه بر تلاش، حمایت خانواده و توکل به خدا برای رسیدن به رؤیایش ادامه داد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، استان سمنان در کنکور سراسری امسال نیز شاهد درخشش دانش‌آموزان خود و کسب رتبه‌های برتر بود؛ در میان این موفقیت‌ها، نام فائزه‌سادات حسینی از شاهرود به چشم می‌خورد که توانست رتبه ۱۳ گروه علوم انسانی کشور را به دست آورد.

حسینی که متولد دی‌ماه ۱۳۸۶ است، مسیر موفقیت خود را از تابستان پس از پایه یازدهم آغاز کرد؛ مسیری که قرار بود با ماه‌ها مطالعه و تلاش به یک نتیجه مطلوب ختم شود، اما روزهای پایانی آن با شرایطی متفاوت و دشوار همراه شد.

جنگ، اخبار تلخ و تغییرات مداوم در زمان برگزاری امتحانات نهایی و کنکور، برنامه مطالعاتی و روحیه او را تحت تأثیر قرار داد؛ با این حال، فائزه‌سادات تلاش کرد دوباره به روال عادی بازگردد و این بار با انگیزه‌ای بیشتر برای رسیدن به هدفش ادامه دهد.

و سرانجام روز اعلام نتایج فرا رسید؛ روزی که یک تماس تلفنی، پایان این مسیر را برای او واقعی کرد؛ تماسی که قرار بود فقط خبر اعلام نتایج کنکور را منتقل کند، اما برای فائزه‌سادات حسینی به لحظه‌ای تبدیل شد که نتیجه ماه‌ها تلاش، نگرانی، خستگی و امید را پیش چشمش آورد.

فائزه‌سادات وقتی از اعلام نتایج کنکور سراسری باخبر شد، هنوز باورش نمی‌شد نتیجه تلاش‌هایش را دیده است. نتیجه را که دید، نخستین کاری که کرد تماس با دوستش بود؛ می‌خواستند خوشحالی‌شان را با یکدیگر تقسیم کنند.

خودش آن لحظه را این‌طور روایت می‌کند: وقتی صدای تبریک و ذوق دوستم را شنیدم، تازه باورم شد که نتیجه واقعی تلاش‌هایم را گرفته‌ام.

نتیجه، رتبه ۱۳ گروه علوم انسانی کشور بود؛ رتبه‌ای دو رقمی که برای دختری که از تابستان پس از سال یازدهم قدم در مسیر کنکور گذاشته بود، پایان یک سال تلاش و البته آغاز مسیری تازه محسوب می‌شود.

از تیرماه تا روزهای پایانی کنکور

فائزه‌سادات از همان تابستان تصمیمش را گرفته بود؛ می‌خواست تا جایی که می‌تواند تلاش کند و نتیجه را به خدا بسپارد. هدفش تنها قبولی نبود؛ می‌خواست بهترین رتبه‌ای را که توان رسیدن به آن را دارد کسب کند و در کنار درس خواندن، درباره آینده تحصیلی‌اش هم تصمیم بگیرد.

این رتبه برتر کنکنور استان سمنان می‌گوید: از تیرماه درس خواندن را برای کنکور شروع کردم و می‌خواستم تا حد توانم تلاش کنم و نتیجه را بسپارم به خدا.

اما مسیر آن‌طور که تصور کرده بود پیش نرفت. ماه‌های پایانی سال تحصیلی با شرایطی متفاوت و سنگین همراه شد؛ جنگ، اخبار شهادت رهبر عزیز و دیگر شهدا و تغییرات پی‌درپی در زمان برگزاری امتحانات نهایی و کنکور، برنامه‌ای را که برای خودش ساخته بود تحت تأثیر قرار داد.

او از آن روزها به عنوان یکی از سخت‌ترین مقاطع مسیرش یاد می‌کند؛ روزهایی که از نظر روحی شرایط ساده‌ای نداشت.

فائزه‌سادات در ادامه می‌گوید: شهادت رهبر خیلی روی من تأثیر گذاشته بود. به حدی ناراحت بودم که حال و حوصله و انگیزه‌ای برای درس خواندن نداشتم. از طرف دیگر، اخبار جنگ و تغییر مداوم تاریخ امتحانات نهایی و کنکور باعث می‌شد نتوانم برنامه درستی برای درس خواندن داشته باشم.

با این حال، قرار نبود این شرایط پایان مسیر باشد و فائزه‌سادات دوباره خودش را جمع کرد و به برنامه‌اش برگشت؛ این بار با یک انگیزه متفاوت؛ اینکه بعدها حسرت روزهایی را که می‌توانست تلاش کند، نخورد و شرمنده خودم و خانواده‌اش نباشد.

روزهایی با ۱۰ ساعت مطالعه

در روزهای پایانی، مطالعه او گاهی به ۱۰ ساعت در روز می‌رسید، اما خودش معتقد است چیزی که بیش از ساعت مطالعه اهمیت داشت، استمرار بود.

او روش عجیب یا فرمول خاصی برای درس خواندن نداشت. همان روشی را ادامه داد که در سال‌های گذشته با آن نتیجه گرفته بود و در سال آخر، تست‌زنی را جدی‌تر کرد تا مطالبی که می‌خواند بهتر در ذهنش تثبیت شود.

برای او درس خواندن فقط پشت میز نشستن و ساعت شمردن نبود. وقتی خسته می‌شد، به سراغ خانواده می‌رفت؛ به‌خصوص خواهرزاده کوچکی که تازه به دنیا آمده بود، همین لحظات ساده، بخشی از انرژی از دست‌رفته‌اش را برمی‌گرداند.

پدر و مادری که هیچ‌وقت فشار نیاوردند

پشت رتبه ۱۳ کنکور، فقط ساعت‌های مطالعه و تست‌های فراوان نیست؛ خانواده‌ای هم قرار دارد که در تمام این مسیر همراه دخترشان بودند.

فائزه‌سادات از پدر و مادرش با قدردانی یاد می‌کند؛ از اینکه هیچ‌وقت درس خواندن را به او تحمیل نکردند و حتی گاهی خودشان از او می‌خواستند کمی استراحت کند که همین موضوع باعث می‌شد انگیزه بیشتری پیدا کند.

او در این مسیر از خواهرش هم به عنوان یکی از همراهان همیشگی خود یاد می‌کند و موفقیتش را نتیجه حمایت خانواده و تلاش خودش می‌داند.

وقتی دوستان جای مشاور را گرفتند

فائزه‌سادات در دوران آمادگی برای کنکور مشاور تحصیلی نداشت؛ اما می‌گوید دوستانم در این مسیر کم نگذاشتند و خیلی بهتر از یک مشاور و خیلی دلسوزانه‌تر من را راهنمایی می‌کردند و مشاوره می‌دادند. خیلی از آن‌ها ممنونم و خوشحالم که همه ما با کمک به هم به نتیجه دلخواهمان رسیدیم.

او همچنین موفقیت خود را مدیون دبیرانی می‌داند که در سه سال تحصیلی برای آموزش دانش‌آموزان تلاش کردند و می‌گوید بخش مهمی از موفقیتش در امتحانات نهایی، حاصل حضور در کلاس‌های درس دبیران بوده است.

یک حسرت کوچک؛ ایکاش زودتر کتابخانه می‌رفتم

اگر قرار باشد به گذشته برگردد و چیزی را تغییر دهد، فائزه‌سادات یک انتخاب مشخص دارد: کتابخانه.

اما شاید مهم‌ترین حرف او خطاب به دانش‌آموزانی باشد که هنوز برای شروع مردد هستند.

او می‌گوید: همین الان شروع کنید. هیچ‌وقت الان دیر نیست، اما شاید فردا دیر باشد. نگویید از فردا چهار صبح بیدار می‌شوم و درس می‌خوانم؛ از همین الان پاشو، فردا دیر است. اگر امروز و فردا کنید، هیچ‌وقت شروع نمی‌کنید.

رؤیایی به نام روانشناسی

حالا که یک مرحله از مسیر پشت سر گذاشته شده، نوبت انتخاب آینده است.

روانشناسی و مشاوره دو رشته‌ای هستند که فائزه‌سادات به آن‌ها علاقه دارد؛ البته هنوز درباره دانشگاه محل تحصیلش تصمیم قطعی نگرفته است.

او می‌گوید: اگر بتواند در این حوزه برای آموزش و پرورش مفید باشد، دوست دارد تحصیلش را در دانشگاه فرهنگیان آغاز کند.

برای دختری که یک سال را با هدف رسیدن به بهترین نتیجه پشت سر گذاشته، انتخاب رشته در واقع آغاز فصل جدیدی از همان مسیری است که از تابستان سال یازدهم شروع شد.

از درس خواندنم لذت می‌بردم

شاید تصور اینکه یک سال کنکور با تمام فشارها و نگرانی‌هایش بتواند لذت‌بخش باشد، کمی عجیب به نظر برسد؛ اما فائزه‌سادات چنین نگاهی دارد، چراکه می‌دانست آخر همه اینها چیزی را به دست می‌آورد که برایش تلاش کرده است.

حالا وقتی به آن روزها نگاه می‌کند، شاید مهم‌ترین چیزی که از این مسیر برایش باقی مانده، فقط یک رتبه ۱۳ رقمی نباشد؛ بلکه اطمینانی باشد که تلاش، حتی در سخت‌ترین شرایط، می‌تواند آدم را به نقطه‌ای برساند که روزی آرزویش را داشته است.

او در پایان حرفش را به یک جمله خلاصه می‌کند؛ جمله‌ای که شاید عصاره مسیر خودش هم باشد:استعداد و امکانات بخشی از موفقیت است، اما در نهایت همه چیز به تلاش تو و لطف خدا برمی‌گردد؛ به خدا و تلاش خودت اعتماد کن.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!