یادداشت؛
قدرت؛ تنها زبان قابل فهم در دیپلماسی
همزمان با روز گفتوگو و تعامل سازنده با جهان، تجربه حملات اخیر نشان میدهد دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت، امنیتساز نیست و تنها بازدارندگی مؤثر میتواند گفتوگویی واقعی و محترمانه را تضمین کند.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، یک فعال رسانهایی در یادداشتی اختصاصی نوشت: امروز، بیستوسوم تیرماه، در تقویم کشور به نام «روز گفتوگو و تعامل سازنده با جهان» ثبت شده است؛ عنوانی که قرار بود یادآور ظرفیت دیپلماسی برای حل اختلافات، کاهش تنشها و جلوگیری از جنگ باشد. بااینحال، همزمانی این مناسبت با ازسرگیری حملات نظامی آمریکا به خاک ایران، آن را به یکی از معنادارترین و در عین حال تلخترین تناقضهای سیاسی سالهای اخیر تبدیل کرده است.
در روزی که باید از گفتوگو، احترام متقابل و حل مسالمتآمیز اختلافات سخن گفته شود، جنگندهها و موشکها بار دیگر جای مذاکره را گرفتهاند. آمریکا از هفتم ژوئیه دور تازهای از عملیات نظامی علیه ایران را آغاز کرده و رئیسجمهور این کشور نیز در نامهای رسمی به کنگره، از «ازسرگیری مخاصمات» سخن گفته است. بامداد سهشنبه نیز نقاطی در بندرعباس، بوشهر، چابهار، جاسک، کنارک و اطراف ابوموسی هدف حملات آمریکا قرار گرفتند. همزمان، واشنگتن از برقراری دوباره محاصره دریایی ایران خبر داده است.
مسئله فقط وقوع یک حمله نظامی نیست؛ مسئله اصلی، تجربهای است که بار دیگر پیش روی افکار عمومی ایران قرار گرفته است. جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته بارها تلاش کرده اختلافات خود با غرب را از مسیر مذاکره، توافق و سازوکارهای دیپلماتیک پیگیری کند. حتی پس از خروج آمریکا از توافق هستهای، اعمال تحریمهای گسترده و نقض مکرر تعهدات، مسیر گفتوگو بهطور کامل مسدود نشد.
بااینحال، ایران بار دیگر در شرایطی هدف حمله قرار گرفت که کانالهای مذاکره همچنان فعال بود. این اتفاق یک واقعیت مهم را آشکار کرد: صرف حضور در میز مذاکره، بهخودیخود مانع تهدید و تجاوز نمیشود. گفتوگو زمانی میتواند به نتیجهای پایدار منجر شود که طرف مقابل بداند عبور از مرزهای سیاسی و نظامی، برای او هزینهای جدی و غیرقابلچشمپوشی به همراه خواهد داشت.
واکنش کماثر جامعه جهانی نیز بر تلخی این تجربه افزوده است. ابراز نگرانی، دعوت دو طرف به خویشتنداری و صدور بیانیههای کلی، نمیتواند جای محکومیت صریح تجاوز و اقدام عملی برای توقف آن را بگیرد. قرار دادن مهاجم و کشوری که هدف حمله قرار گرفته در یک سطح، نه نشانه بیطرفی، بلکه نوعی چشمپوشی از واقعیت میدان است.
بر این اساس، «گفتوگوی سازنده با جهان» دیگر نمیتواند همانند گذشته و مستقل از مؤلفههای قدرت، در صدر اولویتهای کشور قرار گیرد. این به معنای کنار گذاشتن دیپلماسی یا بستن مسیر مذاکره نیست؛ بلکه به معنای بازتعریف جایگاه آن در سیاست خارجی است.
امروز، تقویت چندبرابری بنیه دفاعی کشور، بهویژه در حوزههای بازدارنده، باید به یکی از مهمترین اولویتهای ملی تبدیل شود. بازدارندگی مؤثر میتواند دشمن را پیش از آغاز هر اقدام نظامی، نسبت به پیامدهای آن مردد سازد و هزینه تجاوز را تا سطحی افزایش دهد که گزینه جنگ عملاً از روی میز کنار گذاشته شود.
قدرت نظامی جایگزین دیپلماسی نیست، اما پشتوانه ضروری آن است. مذاکره زمانی سازنده، متوازن و محترمانه خواهد بود که از موضع قدرت صورت گیرد. تجربه اخیر نشان داد گفتوگو بدون بازدارندگی، نه تضمینکننده امنیت، بلکه ممکن است زمینهساز تکرار فشار، تهدید و تجاوز باشد.
یادداشت: مقداد احمدی- فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!