میراث سمنان در بندِ «میراثفروشی»؛
وقتی تاریخ قیمت میخورد
فروش مجتمع نمدمالی سمنان فقط یک خبر نبود؛ زنگ خطری بود برای میراثی که سالهاست میان بیبرنامگی، بودجههای برگشتی و بیتوجهی به بناهای تاریخی، آرامآرام به حاشیه رانده میشود.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، سمنان، شهرِ گذر؛ این عنوانی است که ما همیشه به آن افتخار کردهایم، اما انگار مدیران میراث فرهنگی شهر، راه را گم کردهاند. ماجرای فروش «مجتمع نمدمالی سمنان»، بیش از آنکه یک تصمیم اداریِ ساده باشد، جرقهای بود که انبارِ ناکارآمدیهای ادارهکل میراث فرهنگی استان را به آتش کشید.
این بنرِ فروش، بیش از آنکه برچسب قیمت بر یک بنا باشد، فریادی بود از بیبرنامگی در مرکز استانی که بهرغم قرارگیری در کریدور حیاتیِ تهران-مشهد-قم-تبریز، گویی در نقشه گردشگری کشور «غایب» است و در میان شهرک تعمیرکاران خودرو، مسیر توسعه گردشگری را به بیراهه برده است.
انتشار بنرهای فروش مجتمع نمدمالی سمنان، پرسشهای بنیادینی را درباره نگاهِ سکاندارانِ میراث استان ایجاد کرد. هرچند پس از موج انتقادات رسانهای و پیگیریهای میدانی، این بنرها جمعآوری شد، اما اصلِ بحران همچنان باقی است؛ آیا اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان سمنان برنامهای راهبردی برای تبدیل ظرفیتهای تاریخی به منابع درآمدی پایدار دارد، یا «فروش و واگذاری» به سادهترین راهبرد مدیریتی آنها تبدیل شده است؟
مجتمع نمدمالی میتوانست به عنوان ویترینی از صنایعدستی بومی، مرکز آموزش هنرهای سنتی و کانونی برای جذب گردشگرِ عبوری عمل کند. اما رویکرد فعلی نشان میدهد که به جای احیا، مسیرِ حذف در دستور کار است.
این در حالی است که آموزش و پرورش سمنان با تبدیل فضاهای مازاد خود به واحدهای تجاری در بلوار ۱۷ شهریور، الگویی از درآمدزایی پایدار ارائه داد؛ الگویی که میراث فرهنگی به جای تقلید از آن، به فکر «زمینفروشی» افتاده است.
شاهعباسی؛ زخمی بر پیکرِ بیتخصصِ مدیریت میراث
وضعیت کاروانسرای شاهعباسی سمنان، روی دیگرِ همین سکهیِ سردرگمی است. این اثرِ تاریخی که باید نگینِ گردشگری شهر باشد، امروز نه تنها خاک میخورد، بلکه در محاصره ساختوسازهای ناهمگون و خیابانکشیهای غیراصولی قرار گرفته است. ضلع شرقی کاروانسرا در حال تغییر کاربری و ساختوساز است و درختان در سایهیِ غفلت مسئولان، قربانی میشوند. پرسش اصلی اینجاست: مشاورانی که برای طرحهای این چنینی انتخاب شدهاند، با چه پیشینهای در حوزه مرمت و بافت تاریخی دست به قلم شدهاند؟ آیا نگاه آنان پیوند دهنده «تاریخ» و «توسعه» است یا تنها به دنبالِ نمره گرفتن از پروژههای عمرانیاند؟
بودجههای سوخته و مدیرانِ در حال فرار
اواخر سال گذشته، مریم جلالی، معاون پیشین صنایعدستی وزارت میراث، از بازگشتِ بودجههای اختصاصیافته به استان خبر داد. خبری که همچون پتکی بر سرِ گردشگری سمنان فرود آمد. در حالی که بناهای تاریخی استان تشنهیِ قطرهقطره اعتبارات مرمتی هستند، بودجههای میلیاردی به دلیل عدم توانایی در جذب یا بیبرنامگی، به تهران بازگردانده میشود.
وقتی دادستان استان سمنان در جلسه رسمی استانداری و در حضور وزیر میراث فرهنگی، از وضعیتِ نابسامانِ گردشگری گله میکند، دیگر نمیتوان آن را به یک سلیقه شخصی تقلیل داد؛ این یک «مطالبهگریِ دادستانه» از وضعیتِ عمومی است. سوال اینجاست: کسانی که امروز برای جبرانِ خلأ بودجه، به فکر فروشِ داراییهای ماندگارِ میراث هستند، خود مسئولِ برگشتِ بودجهها نبودهاند؟ آیا این «شوالیههای فاتحِ میراث»، با فروش زمین چهار هزار متری، میخواهند روندِ نزولیِ ادارهکل را بپوشانند یا به آن دامن بزنند؟
آمارسازی به جای گردشگری؛ وقتی سمنان «تابلو» ندارد
معاونت سرمایهگذاری اداره کل، افتتاح دفتر جدید گردشگری را «نشانه پویایی» میداند، اما مسافری که با سرعت از کمربندی سمنان عبور میکند، حتی یک تابلوی راهنمایِ استاندارد از «مجموعه تاریخی شهر» (منار امامزاده یحیی، بازار، حمام پهنه و مسجد سلطانی) نمیبیند. سمنان از داشتنِ قطارِ گردشگری و مسیرهای حومهای محروم است؛ شهری که مسافرِ آن، حتی برای دقایقی پا به مرکزِ شهر نمیگذارد.
در حالی که همدان با برندسازی و جشنوارههای تخصصی مانند «حکیم هزارهها»، استانش را به مقصدِ سفر تبدیل میکند، سمنان تماشاگرِ محض است. ادارهکل میراث فرهنگی بهجای تمرکز بر بافت تاریخی، توجه خود را به مجتمعهای تجاریِ مدرن مثل ققنوس یا نقشجهان معطوف کرده تا با آمارهای نمادین، «گردشگری» را به «پاساژگردی» تقلیل دهد. آماری که هیچگونه ارزش افزودهای برای رونقِ محلاتِ تاریخی و احیای بافتِ کهن به همراه ندارد.
کمیتههای غایب؛ میراثی که ثبت نمیشود
گلایههای دادستان استان در نشست با وزیر میراث فرهنگی، پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد: «عدم تشکیل کمیته ثبت ملی». تا زمانی که بناها و محوطههای تاریخی ثبت ملی نشوند، بودجههای مرمت و حفاظت به آنها تعلق نمیگیرد. سکوتِ حاکم بر ادارهکل در برابر ساختوسازهای اطراف قلعهها و بیتوجهی به خانههای تاریخی نظیر «خانه ترابی»، نشان میدهد که بدنه مدیریتی میراث، نگاهِ «محرکِ توسعه» به بافتِ تاریخی ندارد.
خانههای تاریخی؛ فرصتهای سوخته توسعه
خانه ترابی و بناهای مشابه، فقط یک ملک تاریخی نیستند؛ اینها میتوانستند به محرک احیای محلههای قدیمی، پایگاه فعالیتهای فرهنگی و حتی محل استقرار نهادهای دانشگاهی و اجتماعی در متن بافت تاریخی تبدیل شوند. اما نگاه غالب در مدیریت میراث استان، همچنان نگاهِ حسابگرانه و مادی است؛ نگاهی که به جای آنکه بنا را به یک فرصت تبدیل کند، آن را به یک دارایی خام برای فروش، واگذاری یا سکوت اداری میبیند.
این در حالی است که اگر قرار باشد مسئولیت اجتماعی، صنایعدستی و ارتباط با دانشگاهها در استان معنا پیدا کند، باید از دل بافت تاریخی و در کنار همین بناها شکل بگیرد، نه بیرون از شهر و جدا از هویت تاریخی سمنان. دانشگاهی که در بافت تاریخی مستقر نباشد، نمیتواند در احیای آن نقش جدی ایفا کند؛ همانطور که مسئولیتی که فقط روی کاغذ تعریف شود، به رونق واقعی منجر نخواهد شد.
مدیریت میراث در آزمون پاسخگویی
از همینجا پرسش اصلی دوباره برجسته میشود: چرا در طول سالهای اخیر، مدیریت میراث فرهنگی سمنان به دست نیروهایی نیفتاده که نگاه فنی، علمی، اجرایی و بافتمحور داشته باشند؟ چرا خانههای تاریخی، کاروانسراها، محوطههای ارزشمند و ظرفیتهای بیبدیل مرکز استان، به جای آنکه در مدار توسعه گردشگری قرار بگیرند، یا به حال خود رها شدهاند یا در معرض فرسایش، تغییر کاربری و فروش قرار گرفتهاند؟
سمنان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک تغییر رویکرد جدی است؛ تغییری که میراث فرهنگی را از آمارسازی، نمایشهای اداری و تصمیمهای کوتاهمدت جدا کند و به سمت برنامهریزی، مرمت، احیا و بهرهبرداری پایدار ببرد.
فروش مجتمع نمدمالی شاید فعلاً متوقف شده باشد، اما مسئلهای که این ماجرا آشکار کرد، همچنان پابرجاست: میراث استان، بیش از آنکه مدیریت شود، در حال فرسوده شدن است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!