یک جامعهشناس:
مالکیت کتاب، توهم دانایی میآورد
یک جامعهشناس گفت: خرید کتاب و نخواندن آن، پدیدهای فراتر از یک عادت شخصی است؛ رفتاری که میتواند از علاقه به یادگیری و امید به مطالعه در آینده تا مصرفگرایی فرهنگی، نمایش منزلت اجتماعی و حتی شکلگیری توهم دانایی را دربرگیرد.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، خرید کتاب برای بسیاری از افراد با نیت مطالعه و افزایش آگاهی انجام میشود، اما همه کتابهای خریداریشده الزاماً خوانده نمیشوند. برخی کتابها به دلیل مشغلههای روزمره، کمبود زمان، تغییر سبک زندگی یا کاهش فرصت تمرکز، ماهها و حتی سالها در قفسه باقی میمانند.
با این حال، وجود کتابهای خواندهنشده در یک خانه را نمیتوان بهتنهایی نشانه بیعلاقگی به مطالعه یا ضعف فرهنگی دانست. کتاب علاوه بر انتقال دانش، میتواند بخشی از هویت فرهنگی فرد و خانواده باشد و حتی در برخی موقعیتها، کارکرد نمادین و اجتماعی پیدا کند.
در این میان، این پرسش مطرح میشود که چرا فاصله میان خرید کتاب و خواندن آن ایجاد میشود و آیا داشتن کتاب میتواند جای مطالعه واقعی را بگیرد؟
احمد فرزانه، جامعهشناس، کتاب را فراتر از یک ابزار یادگیری میداند و معتقد است کتاب یک «شیء فرهنگی» است که میتواند در شکلگیری هویت و جایگاه اجتماعی افراد نقش داشته باشد.
وی درباره چرایی خرید کتابهایی که خوانده نمیشوند، اظهار کرد: افراد گاهی کتاب را برای شرایط فعلی خود خریداری نمیکنند، بلکه آن را برای تصویری که از فرد مورد انتظار خود در آینده دارند میخرند؛ به این معنا که خرید کتاب میتواند تلاشی برای نزدیک شدن به «خود آرمانی» باشد.
فرزانه افزود: در جامعه مصرفی امروز، خودِ عمل خرید میتواند احساس دستاورد ایجاد کند و در نتیجه، میان خرید یک کتاب و کسب دانش از آن فاصله ایجاد شود.
این جامعهشناس با اشاره به شرایط زندگی امروز گفت: سرعت بالای زندگی، مشغلههای روزمره، شبکههای اجتماعی و اقتصاد توجه، فرصت تمرکز عمیق و مطالعه مستمر را کاهش دادهاند، در حالی که علاقه افراد به فرهنگ و داشتن کالاهای فرهنگی همچنان وجود دارد.
وی ادامه داد: سرعت خرید کتاب با سرعت مطالعه قابل مقایسه نیست؛ خرید یک کتاب ممکن است چند دقیقه زمان ببرد، اما خواندن و فهمیدن همان کتاب به ساعتها و گاهی هفتهها زمان نیاز دارد.
فرزانه تأکید کرد: کتاب نخوانده لزوماً نشانه بیعلاقگی به مطالعه نیست و ممکن است فرد علاقهمند به یادگیری باشد، اما فرصت کافی برای خواندن همه کتابهایی که خریداری کرده نداشته باشد.
وی درباره جنبه اجتماعی خرید و نگهداری کتاب نیز گفت: کتاب و کتابخانه در برخی شرایط میتوانند به بخشی از هویت فرهنگی فرد تبدیل شوند و حتی در روابط اجتماعی نقش نمادین پیدا کنند.
این جامعهشناس با اشاره به مفهوم «سرمایه فرهنگی» در اندیشه پییر بوردیو اظهار کرد: برخی اشیای فرهنگی، از جمله کتاب و کتابخانه، میتوانند در ایجاد تمایز اجتماعی و نمایش جایگاه فرهنگی افراد نقش داشته باشند.
فرزانه افزود: در برخی موارد، خرید و نگهداری کتاب ممکن است جنبه نمایشی پیدا کند؛ بهویژه زمانی که کتابخانه شخصی یا مجموعه کتابها برای نشان دادن تصویری از فردی اهل مطالعه، فرهنگ و دانش در برابر دیگران مورد استفاده قرار گیرد.
وی درباره نقش کتابخانه خانگی گفت: حضور کتاب در خانه میتواند بخشی از محیط فرهنگی خانواده باشد و به کودکان نشان دهد که مطالعه و یادگیری رفتاری طبیعی و ارزشمند است.
این جامعهشناس افزود: کودک تنها از طریق آموزش مستقیم یاد نمیگیرد و محیط زندگی نیز در شکلگیری نگرشها و عادتهای او مؤثر است؛ بنابراین حضور کتاب در خانه میتواند در فرآیند جامعهپذیری فرهنگی کودک نقش داشته باشد.
فرزانه درباره کتابهای نخوانده نیز اظهار کرد: حتی اگر همه کتابهای موجود در خانه خوانده نشده باشند، حضور آنها میتواند نشانهای از علاقه به دانستن و میل به یادگیری باشد؛ با این حال، نباید داشتن کتاب را با خواندن و فهمیدن آن یکسان دانست.
وی همچنین نسبت به احتمال شکلگیری «توهم دانایی» هشدار داد و گفت: ممکن است فرد به دلیل داشتن یک کتاب احساس کند دانش مربوط به آن را نیز در اختیار دارد، در حالی که مالکیت فیزیکی کتاب با شناخت محتوای آن تفاوت دارد.
فرزانه تصریح کرد: کتاب زمانی به سرمایه واقعی تبدیل میشود که خوانده و فهمیده شود و محتوای آن بتواند وارد فرآیند تفکر و زندگی فرد شود.
وی برای کاهش فاصله میان خرید کتاب و مطالعه پیشنهاد کرد افراد کتاب را بر اساس نیاز واقعی خود انتخاب کنند و کتاب را در محیطی در دسترس قرار دهند تا مطالعه به بخشی از برنامه روزمره آنها تبدیل شود.
این جامعهشناس ادامه داد: مطالعه نباید صرفاً به خواندن کتابهای حجیم محدود شود و حتی اختصاص زمان کوتاهی در طول روز برای خواندن چند صفحه نیز میتواند به تدریج عادت مطالعه را تقویت کند.
فرزانه همچنین توصیه کرد افراد کتابهایی را انتخاب کنند که با مسائل و نیازهای واقعی زندگی آنها ارتباط دارند؛ زیرا ارتباط میان موضوع کتاب و مسئلهای که فرد با آن مواجه است، میتواند انگیزه مطالعه را افزایش دهد.
خرید کتاب و نخواندن آن را نمیتوان با یک دلیل واحد توضیح داد. برای برخی افراد، کتاب نخوانده حاصل علاقه به یادگیری و امید به مطالعه در آینده است و برای برخی دیگر، ممکن است تحت تأثیر سبک زندگی، مصرفگرایی فرهنگی یا نمایش منزلت اجتماعی قرار گرفته باشد.
در این میان، کتابخانه خانگی نیز میتواند بخشی از فضای فرهنگی خانواده باشد؛ اما حضور کتاب بهتنهایی کافی نیست و زمانی میتواند در ترویج فرهنگ مطالعه اثرگذار باشد که با رفتار واقعی اعضای خانواده و اختصاص زمان برای خواندن همراه شود.
رهبر انقلاب نیز در بیانات مختلف بر اهمیت کتابخوانی و ضرورت گسترش عادت مطالعه در جامعه تأکید کردهاند و کتاب را از ابزارهای مهم رشد فکری و فرهنگی دانستهاند.
از این منظر، مسئله اصلی فقط افزایش تعداد کتابهای خریداریشده یا پر شدن قفسههای خانه نیست؛ بلکه باید میان خریدن، خواندن، فهمیدن و بهکار بستن پیوند برقرار شود.
کتاب میتواند نقطه آغاز باشد، اما زمانی به سرمایه فرهنگی واقعی تبدیل میشود که از قفسه به ذهن راه پیدا کند و در شکلگیری اندیشه، نگرش و رفتار فرد اثر بگذارد.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!