به مناسبت سالروز بمباران شیمیایی سردشت؛
سردشت؛ شهری که قربانی سکوت جهان شد
هفتم تیر ۱۳۶۶، سردشت تنها هدف بمبهای شیمیایی رژیم بعث عراق نبود؛ این شهر به سندی زنده از مظلومیت غیرنظامیان، نقض آشکار حقوق بشر و سکوت تلخ جامعه جهانی در برابر جنایت جنگی تبدیل شد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، هفتم تیرماه ۱۳۶۶، شهر مرزی سردشت در استان آذربایجان غربی، شاهد یکی از تلخترین و بیسابقهترین جنایتهای جنگی دوران معاصر شد؛ جنایتی که نه در خط مقدم نبرد، بلکه در دل یک شهر مسکونی و علیه مردم غیرنظامی رخ داد. در این روز، هواپیماهای رژیم بعث عراق، مناطقی از شهر سردشت را با بمبهای شیمیایی هدف قرار دادند و گاز خردل، زندگی هزاران نفر از مردم این شهر را برای همیشه دگرگون کرد. سردشت از آن پس نه فقط نام یک شهر مرزی، بلکه نماد مظلومیت قربانیان سلاحهای کشتارجمعی و سندی زنده بر بیعملی نهادهای بینالمللی در برابر جنایت جنگی شد. [۱]
اهمیت حادثه سردشت از آن جهت است که این حمله، برخلاف بسیاری از حملات شیمیایی دوران جنگ تحمیلی که در مناطق عملیاتی رخ داد، مستقیماً جمعیت غیرنظامی را هدف قرار داد. مردم سردشت در بازار، خانهها، کوچهها و محلههای مسکونی با مادهای مواجه شدند که اثرات آن نه تنها در لحظه انفجار، بلکه در سالها و دهههای بعد نیز ادامه یافت؛ سرفههای مزمن، مشکلات ریوی، آسیبهای پوستی، نابینایی، اختلالات روانی و رنجهای خانوادگی، بخشی از میراث بهجامانده از این حمله بود.
بر اساس اعلام سازمان منع سلاحهای شیمیایی، در حمله شیمیایی ۲۸ ژوئن ۱۹۸۷، برابر با ۷ تیر ۱۳۶۶، مردم سردشت در معرض حملهای گسترده با گاز خردل قرار گرفتند؛ حملهای که بیش از ۱۰۰ کشته برجا گذاشت و زندگی هزاران نفر را با جراحات و آسیبهای ماندگار روبهرو کرد. [۱] این آمار، صرفاً عددی تاریخی نیست؛ پشت هر عدد، خانوادهای فروپاشیده، کودکی آسیبدیده، مادری داغدار و شهری زخمی قرار دارد.
گاز خردل؛ زخمی که با پایان جنگ تمام نشد
از منظر حقوق بینالملل، حمله شیمیایی به سردشت نقض آشکار پروتکل ژنو ۱۹۲۵ بود؛ پروتکلی که استفاده از گازهای خفهکننده، سمی و روشهای باکتریولوژیک در جنگ را ممنوع کرده بود. شورای امنیت سازمان ملل نیز بعدها در قطعنامه ۶۱۲، استفاده مداوم از سلاحهای شیمیایی در جنگ ایران و عراق را مغایر با تعهدات کشورها ذیل پروتکل ژنو دانست و آن را محکوم کرد. [۲] با این حال، مسئله اصلی این بود که محکومیتها دیرهنگام، کلی و فاقد ضمانت اجرایی مؤثر بود.
بررسی اسناد سازمان ملل نشان میدهد که موضوع استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی پیش از فاجعه سردشت نیز مطرح بوده است. در سالهای میانی جنگ، هیئتهایی از سوی دبیرکل سازمان ملل برای بررسی ادعاهای ایران درباره استفاده از سلاحهای شیمیایی اعزام شدند و گزارشهایی درباره کاربرد این سلاحها تهیه کردند. یکی از گزارشهای دبیرکل در سال ۱۹۸۷ با شماره S/18852، به بررسی استفاده از سلاحهای شیمیایی در جنگ ایران و عراق اختصاص داشت. [۳] این اسناد نشان میدهد که حمله به سردشت یک حادثه منفرد و تصادفی نبود، بلکه در امتداد روندی از کاربرد سازمانیافته سلاحهای شیمیایی از سوی رژیم بعث عراق قرار داشت.
نکته مهم در تحلیل این فاجعه، نقش سکوت و مصلحتاندیشی قدرتهای جهانی است. رژیم بعث عراق در سالهای جنگ، تنها با توان داخلی خود به چنین سطحی از تولید و بهکارگیری سلاحهای شیمیایی نرسید. گزارشها و مطالعات مرتبط با جنگ ایران و عراق نشان میدهد که عراق از سالهای ابتدایی دهه ۱۹۸۰ میلادی استفاده از عوامل شیمیایی از جمله گاز خردل و عوامل اعصاب را توسعه داد و آن را به بخشی از راهبرد نظامی خود تبدیل کرد. [۴] در چنین شرایطی، ضعف واکنش بازدارنده از سوی جامعه جهانی، عملاً هزینه استفاده از این سلاحها را برای بغداد کاهش داد.
از منظر راهبردی، استفاده عراق از سلاح شیمیایی دو هدف اصلی داشت: نخست، جبران ضعفهای میدانی در برابر نیروهای ایرانی و دوم، ایجاد وحشت روانی در میان نیروها و مردم غیرنظامی. اما حمله به سردشت، فراتر از یک تصمیم نظامی بود؛ این حمله تلاشی برای شکستن روحیه اجتماعی، ناامنسازی پشت جبهه و انتقال جنگ از میدان نبرد به زندگی روزمره مردم بود. انتخاب یک شهر غیرنظامی، نشان میداد که رژیم بعث در استفاده از ابزارهای غیرانسانی، مرزی میان رزمنده و کودک، جبهه و خانه، نظامی و غیرنظامی قائل نیست.
سردشت؛ سند زنده استانداردهای دوگانه جهان
از منظر انسانی، سردشت هنوز پایان نیافته است. قربانیان شیمیایی برخلاف بسیاری از مجروحان جنگی، با جراحتی خاموش و تدریجی زندگی میکنند. گاز خردل تنها در لحظه حمله قربانی نمیگیرد؛ سالها بعد در ریهها، چشمها، پوست، اعصاب و روان بازماندگان خود را نشان میدهد. همین ویژگی، جنایت شیمیایی را به جنایتی ممتد تبدیل میکند؛ جنایتی که زمان وقوع آن در تقویم ۷ تیر ۱۳۶۶ ثبت شده، اما آثار آن در زندگی نسلهای بعد نیز ادامه یافته است.
سردشت از منظر حافظه تاریخی ملت ایران نیز جایگاهی ویژه دارد. این شهر، نماد مظلومیتی است که همزمان دو چهره دارد: نخست، مظلومیت مردم بیدفاعی که قربانی سلاح ممنوعه شدند؛ دوم، مظلومیت حقیقتی که در هیاهوی سیاست جهانی نادیده گرفته شد. اگرچه شورای امنیت در قطعنامه ۶۲۰ نیز بار دیگر استفاده از سلاحهای شیمیایی را محکوم کرد و خواستار تقویت کنترل صادرات مواد شیمیایی مورد استفاده در تولید سلاح شد، اما این موضعگیریها پس از تکرار گسترده حملات و پس از وارد آمدن آسیبهای جبرانناپذیر صورت گرفت. [۵]
تحلیل فاجعه سردشت بدون توجه به مفهوم «عدالت بینالمللی گزینشی» کامل نیست. در حالی که استفاده از سلاح شیمیایی طبق قواعد حقوق بشردوستانه بینالمللی ممنوع بود، واکنش مؤثر جامعه جهانی در برابر عراق با تأخیر و احتیاط همراه شد. این رفتار، نشان داد که در نظام بینالملل، گاهی درد قربانیان تابع ملاحظات سیاسی قدرتها میشود. سردشت از این منظر، سندی تاریخی علیه استانداردهای دوگانه در مواجهه با جنایات جنگی است.
با این حال، سردشت تنها روایت رنج نیست؛ روایت مقاومت نیز هست. مردم این شهر با وجود دردهای جسمی و روانی، حافظه این جنایت را زنده نگه داشتهاند. بازماندگان سردشت، با شهادتهای خود، با زندگی سخت پس از مصدومیت و با مطالبه دائمی عدالت، به بخشی از حافظه ضدسلاح شیمیایی جهان تبدیل شدهاند. سازمان منع سلاحهای شیمیایی نیز در سالهای مختلف، از جمله در سالگردهای اخیر، سردشت را به عنوان نمادی مهم در ضرورت منع کامل سلاحهای شیمیایی یاد کرده است. [۱]
از منظر رسانهای، بازخوانی فاجعه سردشت یک ضرورت امروزین است، نه صرفاً یادآوری یک واقعه تاریخی. در جهانی که همچنان تهدید بازگشت سلاحهای ممنوعه، جنگهای نامتقارن و نقض حقوق غیرنظامیان وجود دارد، سردشت باید به عنوان یک پرونده باز انسانی و حقوقی مطرح بماند. فراموشی سردشت، تنها فراموشی یک شهر نیست؛ فراموشی این حقیقت است که سکوت در برابر جنایت، خود میتواند زمینهساز تکرار آن باشد.
در نهایت، بمباران شیمیایی سردشت را باید در سه سطح فهم کرد: در سطح تاریخی، به عنوان یکی از آشکارترین نمونههای استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه غیرنظامیان؛ در سطح حقوقی، به عنوان نقض روشن پروتکل ژنو و اصول حقوق بشردوستانه؛ و در سطح انسانی، به عنوان زخمی ماندگار بر پیکر مردم ایران و وجدان بشریت. سردشت هنوز سخن میگوید؛ نه فقط با اسناد و آمار، بلکه با نفسهای سخت بازماندگانی که هر دم، سند زنده یک جنایت فراموشنشدنیاند.
سخن پایانی
سردشت، شهر قربانیان خاموش نیست؛ شهر شاهدان زنده تاریخ است. حمله شیمیایی ۷ تیر ۱۳۶۶ نشان داد که وقتی سلاح ممنوعه با سکوت جهانی همراه شود، فاجعه فقط در میدان جنگ رخ نمیدهد، بلکه به خانهها، بازارها، کودکان و نسلهای آینده سرایت میکند. امروز وظیفه رسانه، دانشگاه، نهادهای حقوقی و دستگاه دیپلماسی آن است که پرونده سردشت را از سطح مناسبتهای سالانه فراتر ببرد و آن را به مطالبهای دائمی برای عدالت، حقیقت و منع واقعی سلاحهای کشتارجمعی تبدیل کند.
مستندات و منابع استفادهشده
[۱] سازمان منع سلاحهای شیمیایی در بیانیه سالگرد ۳۸ سالگی حمله سردشت تصریح کرده که مردم سردشت در ۲۸ ژوئن ۱۹۸۷ در معرض حمله گسترده با گاز خردل قرار گرفتند؛ بیش از ۱۰۰ نفر، از جمله کودکان، کشته شدند و هزاران نفر با آسیبها و رنجهای ماندگار زندگی کردند. همین بیانیه تأکید میکند که کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی در سال ۱۹۹۷ لازمالاجرا شد و OPCW در همان سال ایجاد شد.
[۲] قطعنامه ۶۱۲ شورای امنیت سازمان ملل، مصوب ۹ مه ۱۹۸۸، استفاده مداوم از سلاحهای شیمیایی در جنگ ایران و عراق را خلاف تعهدات ذیل پروتکل ژنو ۱۹۲۵ دانست و از کشورها خواست کنترل صادرات مواد شیمیایی قابل استفاده در تولید سلاح شیمیایی را اعمال یا تقویت کنند.
[۳] گزارش دبیرکل سازمان ملل با شماره S/18852، منتشرشده در ۸ مه ۱۹۸۷، درباره مأموریت بررسی ادعاهای استفاده از سلاحهای شیمیایی در جنگ ایران و عراق است و در کتابخانه دیجیتال سازمان ملل با موضوع «استفاده از سلاحهای شیمیایی» ثبت شده است.
[۴] مطالعه منتشرشده در The Nonproliferation Review درباره سلاحهای شیمیایی در جنگ ایران و عراق توضیح میدهد که عراق از گاز خردل و عامل عصبی تابان استفاده کرد و کاربرد سلاح شیمیایی را در راهبرد نظامی خود گسترش داد.
[۵] قطعنامه ۶۲۰ شورای امنیت، مصوب ۲۶ اوت ۱۹۸۸، بار دیگر استفاده از سلاحهای شیمیایی در جنگ ایران و عراق را محکوم کرد و از دبیرکل خواست در برابر ادعاهای استفاده از سلاحهای شیمیایی یا بیولوژیک تحقیق کند؛ همچنین بر کنترل صادرات مواد شیمیایی مرتبط با تولید سلاح تأکید کرد.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!