یادداشت؛
وقتی بوقچیها استراتژیست میشوند
با ظهور شبکههای اجتماعی، این بیماری در سطح جامعه جهشی چشمگیر پیدا کرد؛ اما در بحبوحه تقابلهای نظامی اخیر، این سندروم به خطرناکترین شکل خود بروز یافته و به تولد «ژنرالهای کیبوردی» انجامیده است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: امیرالمؤمنین علی (ع) در توصیف یکی از مرگبارترین آفات عقلانیت میفرمایند: «أَعْظَمُ الْجَهْلِ، جَهْلُ الْإِنْسَانِ بِقَدْرِهِ»؛ بزرگترین نادانی آن است که انسان حد و اندازه خود را نشناسد. در روانشناسی و جامعهشناسی سیاسی نیز این عارضه با عنوان «توهم دانایی» شناخته میشود؛ پدیدهای که در زمان صلح شاید تنها به نسخهپیچیهای خندهدار برای درمان بیماریهای لاعلاج ختم شود، اما وقتی پای یک جنگ تمامعیار و امنیت ملی در میان باشد، میتواند به تهدیدی استراتژیک برای کشور تبدیل شود.
با ظهور شبکههای اجتماعی، این بیماری در سطح جامعه جهشی چشمگیر پیدا کرد؛ اما در بحبوحه تقابلهای نظامی اخیر، این سندروم به خطرناکترین شکل خود بروز یافته و به تولد «ژنرالهای کیبوردی» انجامیده است.
طنز تلخ ماجرا اینجاست که افرادی که تا دیروز نهایت کنشگری و کارنامهشان فعالیت در گروههای مجازی یا بوقچیگری برای ستادهای انتخاباتی محلی بود، امروز به لطف فضای ملتهب منطقه، یکشبه در قامت استراتژیستهای ارشد خاورمیانه ظاهر شدهاند.
این جماعت نوظهور دیگر به تحلیل کردن قانع نیستند، بلکه عملاً در جایگاه حکمران مطلق تصمیم میگیرند. پشت کیبورد مینشینند و در قامت فرمانده کل قوا برای زمان شلیک موشکها، آرایش پدافند هوایی و مختصات برخورد پهپادها تعیین تکلیف میکنند.
صبح از خواب بیدار میشوند و نسخه میپیچند که «امروز باید فلان پایگاه را هدف قرار دهید» و عصر با دیدن یک تیتر خبری فریاد میزنند که «چرا دیپلماتها پای میز مذاکره رفتند».
از منظر رفتارشناسی، این جسارت کورکورانه ریشه در پدیدهای به نام «خطرپذیری بدون هزینه» دارد. این افراد در ناخودآگاه خود میدانند که در ساختار تصمیمگیری کشور، عقلانیت و تدبیری وجود دارد که اجازه نمیدهد سرنوشت کشور قربانی هیاهوی مجازی شود.
وضعیت آنان شبیه کودکی است که چون میداند پدرش مراقب اوست، با خیال آسوده در کنار انبار باروت با کبریت بازی میکند.
اما این بازی در نهایت بیهزینه نیست. برخی از این تندروهای زماننشناس جنگ را با فیلمهای اکشن هالیوودی اشتباه گرفتهاند و درک نمیکنند که در جهان واقعی سیاست، هیچ موشکی بهتنهایی ضامن صلح نیست؛ مگر آنکه قدرت آن در لبه دوم شمشیر، یعنی دیپلماسی، به یک توافق سیاسی پایدار تبدیل شود.
تخریب ماشین دیپلماسی در میانه یک نبرد حساس و ساختن دوگانهای کاذب میان «میدان و مذاکره» نتیجه همان جهل مرکبی است که حد و مرز خود را نمیشناسد. از این هیزمکشان بیمزد باید فاصله گرفت؛ زیرا در شرایط خطیر امروز، شلیک کور جهالت آنان دقیقاً همان چیزی است که دشمن برای تضعیف عقلانیت تصمیمگیری به آن نیاز دارد.
یادداشت: حسن عرفانیان_کارشناس مسائل سیاسی
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!