حالت تاریک
  • یکشنبه, 1405/03/31 شمسی | 2026/06/21 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
پشت پرده تفاهم تهران‌ـواشنگتن،فرصت دیپلماتیک یا آزمونی دوباره؟
در میزگرد جنگ رمضان مطرح شد؛

پشت پرده تفاهم تهران‌ـواشنگتن،فرصت دیپلماتیک یا آزمونی دوباره؟

تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا بار دیگر مذاکرات را به کانون توجه افکار عمومی بازگردانده است؛ تفاهمی که از نگاه برخی می‌تواند زمینه‌ساز گشایش‌های اقتصادی باشد و از نگاه برخی دیگر تکرار تجربه‌های پرهزینه گذشته خواهد بود.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، در شرایطی که انتشار اخبار مربوط به دستیابی ایران و آمریکا به یک تفاهم اولیه، بار دیگر موضوع مذاکرات و آینده روابط تهران و واشنگتن را به یکی از مهم‌ترین مباحث سیاسی کشور تبدیل کرده است، پرسش‌های متعددی درباره ابعاد این تفاهم، تفاوت آن با توافقات گذشته، میزان پایبندی طرف مقابل به تعهدات، خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران و آثار احتمالی آن بر شرایط اقتصادی و امنیتی کشور مطرح شده است.

از یک سو، بخشی از افکار عمومی با یادآوری تجربه برجام نسبت به تحقق وعده‌های طرف مقابل تردید دارند و از سوی دیگر، برخی معتقدند شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی نسبت به گذشته تغییر کرده و همین مسئله می‌تواند معادلات جدیدی را شکل دهد.

در همین راستا، میزگردی تخصصی با حضور علی ذبیحی چاشمی و محسن محمدنژاد، دو تن از کارشناسان مسائل سیاسی، برگزار کرد تا ابعاد مختلف این تفاهم مورد بررسی قرار گیرد. کارشناسان حاضر در این میزگرد ضمن تشریح مهم‌ترین محورهای تفاهم، بر ضرورت پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، توجه به منافع ملی و اتکا به سازوکارهای راستی‌آزمایی تأکید کردند.

مهم‌ترین محورهای تفاهم ایران و آمریکا چیست؟

علی ذبیحی چاشمی در پاسخ به نخستین سؤال درباره مهم‌ترین محورهای تفاهم میان ایران و آمریکا گفت: اگر بخواهیم بر اساس اطلاعات منتشر شده و آنچه تاکنون از متن تفاهم استخراج شده، یک چارچوب کلی ارائه دهیم، می‌توان چند محور اصلی را برای آن برشمرد.

وی افزود: نخستین محور، توقف درگیری‌ها و پایان منازعات در تمامی جبهه‌هاست؛ موضوعی که به گفته او، مهم‌ترین بخش این تفاهم محسوب می‌شود و می‌تواند آغازگر ورود به مراحل بعدی باشد.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: محور دوم، موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده ایران است. بخشی از منابع مالی کشور طی سال‌های گذشته در خارج از کشور مسدود شده و آزادسازی بخشی از این منابع می‌تواند در شرایط کنونی اقتصاد ایران اثرگذار باشد.

وی تصریح کرد: رفع محاصره دریایی ایران از دیگر بندهای مهم مطرح‌شده است؛ موضوعی که به گفته او، نشانه‌ای از تغییر برخی شرایط میدانی محسوب می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: بازگشایی تنگه هرمز نیز از دیگر محورهای تفاهم است، اما این اقدام بر اساس ترتیبات مورد نظر جمهوری اسلامی ایران انجام خواهد شد و به معنای بازگشت به شرایط پیشین نیست.

ذبیحی چاشمی اظهار کرد: موضوع تعلیق تحریم‌های نفتی و امکان فروش آزادانه نفت خام، فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی ایران نیز از دیگر مواردی است که در صورت تحقق، می‌تواند آثار اقتصادی مهمی به همراه داشته باشد.

محمدنژاد نیز در پاسخ به این سؤال با بیان اینکه نباید با نگاه صفر و صدی به موضوع مذاکرات نگاه کرد، افزود: برخی این تفاهم را تسلیم کامل تلقی می‌کنند و برخی دیگر از آن به عنوان یک پیروزی مطلق یاد می‌کنند؛ در حالی که هر دو نگاه می‌تواند به دور از واقع‌بینی باشد.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: باید با نگاهی مبتنی بر واقعیت‌های سیاسی و میدانی، موضوع را ارزیابی کرد و دید چه امتیازاتی دریافت می‌شود و چه تعهداتی مطرح است.

وی ادامه داد: بر اساس گمانه‌زنی‌های موجود، پایان منازعات، رفع تدریجی محاصره دریایی و آغاز فرآیند بازگشت منابع مالی بلوکه‌شده در دستور کار قرار گرفته است.

تفاوت این تفاهم با توافقات گذشته

یکی از مهم‌ترین محورهای این میزگرد، بررسی تفاوت تفاهم جدید با توافقات پیشین بود و محمدنژاد در این باره گفت: تجربه برجام نشان داد که اجرای یک‌جانبه تعهدات، بدون دریافت تضمین‌های عملی، می‌تواند هزینه‌زا باشد.

وی افزود: در برجام، ایران بخش مهمی از تعهدات خود را اجرا کرد اما طرف مقابل به بسیاری از وعده‌های خود عمل نکرد و حتی در ادامه، آمریکا از توافق خارج شد.

وی با اشاره به اینکه اگر اقدامات اولیه طرف مقابل محقق نشود، ورود به مراحل بعدی اساساً منتفی خواهد بود، تصریح کرد: همین تجربه موجب شد که این بار موضوع راستی‌آزمایی به‌عنوان یک اصل مهم مورد توجه قرار گیرد.

ذبیحی چاشمی نیز در این خصوص با اشاره به اینکه تفاوت اصلی این تفاهم با توافقات قبلی در «تعهد نقد» و «وعده» نهفته است، افزود: در توافقات گذشته، ایران تعهدات نقد ارائه می‌کرد اما طرف مقابل صرفاً وعده می‌داد؛ در حالی که اکنون قرار است اقدامات عملی طرف مقابل پیش از ورود به مراحل بعدی انجام شود.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: آزادسازی بخشی از دارایی‌ها، رفع محاصره دریایی و تحقق آتش‌بس، موضوعاتی هستند که قابلیت راستی‌آزمایی دارند و در صورتی که این اقدامات عملیاتی نشود، ایران نیز وارد مراحل بعدی نخواهد شد.

نگاه واقع‌بینانه به شرایط جدید منطقه

محمدنژاد در بخش دیگری از این میزگرد با اشاره به تغییر شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی اظهار کرد: برای تحلیل این تفاهم باید ابتدا شرایط امروز کشور را با دوره‌های گذشته مقایسه کنیم. در سال‌های اخیر بسیاری از جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی، از دولت آمریکا گرفته تا رژیم صهیونیستی، گروه‌های ضدانقلاب و جریان‌های مختلف معارض، بر این باور بودند که ایران در برابر فشارهای فزاینده ناچار به عقب‌نشینی خواهد شد.

وی افزود: تصور طرف مقابل این بود که جمهوری اسلامی توان ادامه مسیر را ندارد و در برابر فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی کوتاه خواهد آمد، اما تحولات اخیر نشان داد که این محاسبات با واقعیت فاصله داشته است.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: اگرچه ممکن است امروز برخی مقامات آمریکایی ادعا کنند که هدف آنها تغییر نظام سیاسی در ایران نبوده است، اما شواهد و مواضع گذشته نشان می‌دهد چنین رویکردی در محاسبات آنان وجود داشته و حتی برای تحقق آن برنامه‌ریزی‌هایی انجام شده بود.

وی خاطرنشان کرد: آنچه موجب تغییر رویکرد طرف مقابل شد، قدرت و انسجام جمهوری اسلامی ایران بود؛ قدرتی که صرفاً به حوزه نظامی محدود نمی‌شود و ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و مردمی را نیز در بر می‌گیرد.

تعهد نقد در برابر وعده؛ تفاوتی که نباید نادیده گرفته شود

ذبیحی چاشمی نیز در تکمیل این بحث اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های این تفاهم با توافقات گذشته، نوع تعهدات طرفین است.

وی افزود: در توافقات پیشین، ایران تعهدات مشخص و غیرقابل بازگشت را اجرا می‌کرد، در حالی که طرف مقابل وعده‌هایی درباره رفع تحریم‌ها و انجام تعهدات اقتصادی ارائه می‌داد که در عمل تحقق پیدا نمی‌کرد.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: در تفاهم جدید، شرایط متفاوت است؛ بخش عمده تعهدات ایران در قالب وعده‌هایی مطرح شده که قابلیت بازگشت دارند، اما طرف مقابل باید اقدامات عملی و قابل سنجش انجام دهد.

وی تصریح کرد: آزادسازی بخشی از منابع مالی بلوکه‌شده، رفع محدودیت‌های دریایی و اجرای آتش‌بس از جمله اقداماتی است که باید به صورت عینی محقق شود تا امکان ورود به مراحل بعدی فراهم شود.

ذبیحی چاشمی گفت: حتی موضوع تنگه هرمز نیز به گونه‌ای طراحی شده که در صورت عدم اجرای تعهدات طرف مقابل، امکان بازگشت به شرایط قبلی وجود داشته باشد و این مسئله از منظر راهبردی اهمیت ویژه‌ای دارد.

مراحل اجرای تفاهم و سازوکار راستی‌آزمایی

محمدنژاد در ادامه درباره زمان‌بندی اجرای تفاهم گفت: بر اساس آنچه مطرح شده، مرحله نخست توافق با امضای رسمی آغاز خواهد شد و در این مرحله، طرف مقابل باید طی بازه‌ای حدود ۳۰ روز، بخشی از تعهدات خود را اجرایی کند.

این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: رفع محاصره دریایی، آغاز آتش‌بس و تعیین تکلیف منابع مالی بلوکه‌شده از جمله موضوعاتی است که باید در این مرحله انجام شود و پس از راستی‌آزمایی اقدامات اولیه، ورود به مرحله دوم امکان‌پذیر خواهد شد.

ذبیحی چاشمی نیز گفت: موضوعات پیچیده‌تر همچون رفع تحریم‌های گسترده، مسائل هسته‌ای و برخی جزئیات دیگر در مراحل بعدی مورد بررسی قرار خواهد گرفت و مرحله‌بندی توافق باعث می‌شود که تجربه‌های تلخ گذشته تکرار نشود.

موضوع هسته‌ای و خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران

ذبیحی چاشمی در ادامه درباره مسائل هسته‌ای اظهار کرد: یکی از نکات مهم این تفاهم آن است که در متن اولیه، اشاره‌ای به موضوع موشکی و محور مقاومت نشده است.

این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه با اشاره به اینکه برخلاف برخی فضاسازی‌ها، در این مرحله بحثی درباره توقف کامل غنی‌سازی مطرح نشده است ، تصریح کرد: در صورت ورود به مراحل بعدی، مذاکرات درباره جزئیات برنامه هسته‌ای انجام خواهد شد اما اصل فناوری هسته‌ای و ظرفیت‌های علمی کشور قابل چشم‌پوشی نیست.

وی ادامه داد: انتقال اورانیوم غنی‌شده از کشور مطرح نیست و اگر تصمیمی درباره تغییر سطح غنی‌سازی اتخاذ شود، این اقدام در داخل کشور انجام خواهد شد.

محمدنژاد نیز در ادامه میزگرد در این خصوص تصریح کرد: حق ایران برای بهره‌مندی از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای همواره مورد تأکید بوده است.

وی افزود: جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که به دنبال سلاح هسته‌ای نیست و این موضوع پیش‌تر نیز در مواضع رسمی کشور مطرح شده است.

این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: در صورت ورود به مذاکرات مرحله دوم، حفظ حقوق هسته‌ای کشور باید مورد توجه قرار گیرد.

نگرانی افکار عمومی درباره بدعهدی آمریکا

موضوع بدعهدی آمریکا و نگرانی‌های ناشی از تجربه‌های گذشته، بخش دیگری از این میزگرد را به خود اختصاص داد.

در همین رابطه محمدنژاد با بیان اینکه نمی‌توان انتظار داشت که افکار عمومی بدون دغدغه به این موضوع نگاه کند، افزود: تجربه خروج آمریکا از برجام و عدم اجرای تعهدات، نگرانی‌هایی را ایجاد کرده که طبیعی است.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: با این حال، تفاوت این دوره در آن است که شروط قابل سنجش و راستی‌آزمایی پیش‌بینی شده است و اگر منابع مالی آزاد نشود و اقدامات عملی صورت نگیرد، ورود به مراحل بعدی انجام نخواهد شد.

ذبیحی چاشمی نیز در این خصوص  اظهار کرد: اعتماد به آمریکا همچنان دشوار است و کسی منکر این واقعیت نیست. اما باید توجه داشت که شرایط منطقه‌ای و موازنه قدرت نسبت به گذشته تغییر کرده است.

این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: گزینه نظامی که سال‌ها به‌عنوان ابزار فشار مطرح می‌شد، دیگر کارآمدی سابق را ندارد و تحولات اخیر نشان داده که معادلات دچار تغییر شده است.

صندوق بازسازی و جبران خسارت‌ها

محمدنژاد در ادامه در پاسخ به  این سوال آیا صندوق جبران خسارات عملی خواهد شد یا نه  با اشاره به برخی گمانه‌زنی‌ها درباره تشکیل صندوق بازسازی گفت: بر اساس اطلاعات مطرح‌شده، قرار است برخی کشورهای منطقه در تأمین مالی این صندوق نقش داشته باشند.

وی افزود: طبیعی است که تجربه‌های مشابه گذشته، از جمله آنچه درباره غزه رخ داد، موجب تردیدهایی در افکار عمومی شود.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: اما نباید صرفاً بر اساس بدبینی مطلق درباره موفقیت یا شکست چنین سازوکاری قضاوت کرد.

ذبیحی چاشمی نیز اظهار کرد: ادامه درگیری‌ها هزینه‌های سنگینی برای کشور ایجاد می‌کند و باید همه راهکارهای ممکن برای کاهش خسارت‌ها را مورد بررسی قرار داد.

وی افزود: حتی اگر توان ایستادگی وجود داشته باشد، جلوگیری از تحمیل هزینه‌های بیشتر نیز بخشی از عقلانیت سیاسی محسوب می‌شود.

تنگه هرمز و ملاحظات راهبردی

ذبیحی چاشمی در پاسخ به سوالی در خصوص و.ضعیت تنگه هرمز بازگشایی این گذرگاه را به معنای از دست رفتن اهرم‌های راهبردی ایران نیست، هستم افزود: ترتیبات جدید به گونه‌ای طراحی شده که مدیریت و کنترل آن همچنان در چارچوب تصمیمات جمهوری اسلامی ایران باشد.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: مهم‌تر آنکه این اقدام، در صورت عدم پایبندی طرف مقابل، قابلیت بازگشت دارد.

محمدنژاد نیز اظهار کرد: بازگشایی تنگه هرمز علاوه بر آثار بین‌المللی، می‌تواند منافع اقتصادی برای ایران نیز به همراه داشته باشد.

وی افزود: این موضوع باید در کنار رفع محاصره دریایی مورد تحلیل قرار گیرد و نه به‌صورت جداگانه.

ضرورت حفظ وحدت ملی و پرهیز از دوقطبی‌سازی

دو کارشناس حاضر در بخش پایانی این میزگرد بر ضرورت حفظ انسجام داخلی تأکید کردند.

محمدنژاد گفت: نباید این موضوع به رقابت‌های سیاسی و جناحی تقلیل پیدا کند و ارائه تصویری کاملاً سیاه یا کاملاً سفید از شرایط، می‌تواند به جامعه آسیب بزند.پ و ارمروز آنچه اهمیت دارد، حفظ منافع ملی و تقویت امید مبتنی بر واقعیت است.

ذبیحی چاشمی نیز اظهار کرد: هنوز توافق نهایی اجرایی نشده و بسیاری از جزئیات نیازمند بررسی و راستی‌آزمایی است.

وی افزود: تحلیل‌های شتاب‌زده و مبتنی بر هیجان می‌تواند افکار عمومی را دچار سردرگمی کند.

این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: رسانه‌ها باید در مسیر تبیین واقعیت‌ها، افزایش آگاهی عمومی و تقویت انسجام اجتماعی حرکت کنند.

هزینه‌های تداوم بحران و ضرورت تصمیم‌گیری عقلانی

ذبیحی چاشمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به هزینه‌های ناشی از استمرار تنش‌ها اظهار کرد: تردیدی وجود ندارد که جمهوری اسلامی ایران توان ایستادگی و مقاومت را دارد و در صورت لزوم می‌تواند مسیر خود را ادامه دهد، اما باید به هزینه‌های چنین وضعیتی نیز توجه کرد.

وی افزود: هرگونه تداوم درگیری و بحران، علاوه بر خسارت‌های اقتصادی، می‌تواند زیرساخت‌ها و سرمایه‌های انسانی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: هنر سیاست آن است که ضمن حفظ عزت و اقتدار، از تحمیل هزینه‌های غیرضروری به کشور جلوگیری کند و اگر بتوان با حفظ اصول و خطوط قرمز، از گسترش بحران جلوگیری کرد، باید آن را با دقت مورد بررسی قرار داد.

محمدنژاد نیز در تأیید این موضوع اظهار کرد: آنچه امروز اهمیت دارد، حرکت بر مدار عقلانیت و واقع‌بینی است؛ نه خوش‌بینی افراطی و نه بدبینی مطلق.

وی افزود: جامعه نیازمند تحلیل‌های دقیق و مبتنی بر واقعیت است و باید اجازه داد روند تحولات بر اساس نتایج عملی مورد قضاوت قرار گیرد، نه بر مبنای پیش‌داوری‌ها و فضاسازی‌های سیاسی.

جمع‌بندی

برآیند سخنان کارشناسان حاضر در این میزگرد نشان می‌دهد که تفاهم اخیر را نه می‌توان یک پیروزی مطلق و نه یک شکست قطعی دانست. آنچه اهمیت دارد، نحوه اجرای تعهدات، میزان پایبندی طرف مقابل و قدرت سازوکارهای راستی‌آزمایی است.

از نگاه آنان، بهره‌گیری از فرصت‌های دیپلماتیک برای کاهش هزینه‌های سیاسی و اقتصادی کشور، در کنار حفظ خطوط قرمز و اتکا به توان داخلی، می‌تواند مسیر منطقی‌تری پیش روی تصمیم‌گیران قرار دهد.

کارشناسان تأکید کردند که قضاوت نهایی درباره موفقیت یا ناکامی این تفاهم، نه بر اساس متن اولیه و گمانه‌زنی‌ها، بلکه بر پایه نتایج عملی و میزان تحقق تعهدات طرفین امکان‌پذیر خواهد بود؛ موضوعی که در هفته‌ها و ماه‌های آینده، ابعاد روشن‌تری به خود خواهد گرفت.

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!