حالت تاریک
  • پنج‌شنبه, 1405/06/26 شمسی | 2026/09/17 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
۱۵ سال زندگی مشترک زیر سایه بی‌احترامی
از آرامش تا فرسایش یک زندگی؛

۱۵ سال زندگی مشترک زیر سایه بی‌احترامی

۱۵ سال زندگی مشترک از آرامش شروع شد، اما به مرور گفت‌وگوها جای خود را به مشاجره، قهر و پرخاشگری داد؛ تا جایی که فرزندان نیز از ادامه این وضعیت خسته شدند و این زوج سرانجام برای مشاوره و نجات زندگی خود اقدام کردند.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی مرآت، زن ۳۵ ساله و مرد ۴۰ ساله، هر دو اهل یک شهر و یک محله بودند. آشنایی آن‌ها به ازدواج رسید و زندگی مشترکشان را در شرایطی آغاز کردند که رابطه میانشان خوب و آرام بود.

سال‌های نخست زندگی بدون اختلاف‌های جدی سپری شد، اما به مرور شرایط تغییر کرد. رابطه‌ای که روزی با صمیمیت آغاز شده بود، آرام‌آرام سرد شد و اختلاف‌ها افزایش یافت.

خودشان زمانی که برای مشاوره مراجعه کردند، وضعیت رابطه را این‌گونه توصیف می‌کردند: «ابتدا با هم خوب بودیم، اما مدتی است هر روز بدتر می‌شویم و به جای پیشرفت، پسرفت می‌کنیم.»

همین احساس باعث شد برای پیدا کردن ریشه اختلافات، زندگی مشترکشان را در جلسات مشاوره بررسی کنند.

صحبت‌هایی که چند دقیقه بیشتر دوام نمی‌آورد

یکی از مشکلات اصلی این زوج، ناتوانی در گفت‌وگو درباره مسائل زندگی بود.

صحبت‌ها معمولاً خوب شروع می‌شد، اما چند دقیقه بعد به دعوا و رد و بدل شدن حرف‌های نامناسب می‌رسید. گاهی پایان این گفت‌وگو با گریه زن، عصبانیت مرد یا شکستن وسیله‌ای در خانه همراه بود و در کنار همه این‌ها، صدای گریه فرزندان نیز به فضای پرتنش خانه اضافه می‌شد.

بعد از هر مشاجره، قهر آغاز می‌شد؛ گاهی برای چند روز.

ارتباط میان زن و شوهر در این مدت تقریباً قطع می‌شد و تنها مسائل ضروری زندگی دوباره آن‌ها را پای صحبت می‌آورد؛ مثلاً خرید نان، تهیه وسیله‌ای برای خانه یا موضوعی مربوط به مدرسه و فرزندان.

اما حتی همین گفت‌وگوهای ضروری نیز گاهی دوباره به همان چرخه قدیمی برمی‌گشت؛ چند دقیقه صحبت، مشاجره و بعد قهر.

این روند، به مرور به بخشی از زندگی روزمره این خانواده تبدیل شده بود.

فرزندانی که از دعوای پدر و مادر خسته شدند

در کنار رابطه آسیب‌دیده زن و شوهر، فرزندان نیز از این وضعیت بی‌تأثیر نماندند.

فرزندان خانواده که بزرگ‌تر شده و در آستانه ورود به دوره نوجوانی بودند، بیش از گذشته اختلافات والدین را درک می‌کردند.

آن‌ها در نهایت به پدر و مادر خود اعلام کردند که از این وضعیت خسته شده‌اند و اگر نمی‌توانند با یکدیگر زندگی کنند، از هم جدا شوند.

اما بررسی رابطه والدین با فرزندان نیز نشان داد که مشکلات ارتباطی تنها میان زن و شوهر وجود نداشت.

سرزنش و برچسب زدن نیز بخشی از شیوه ارتباط در این خانواده شده بود؛ از جمله زمانی که پدر، توانایی یا آینده فرزندش را زیر سؤال می‌برد یا درباره آینده دخترش با جملاتی تحقیرآمیز صحبت می‌شد.

وقتی عصبانیت از حرف فراتر رفت

اختلاف‌ها به مرور شدت بیشتری گرفت.

در یکی از موارد، عصبانیت مرد به پرتاب گلدان منجر شد و دست زن شکست؛ اتفاقی که نشان داد تنش‌های این خانواده دیگر تنها در حد اختلاف لفظی باقی نمانده است.

در کنار این رفتارها، توهین به یکدیگر و خانواده‌های طرف مقابل نیز باعث شد مرزهای احترام میان زوجین آسیب ببیند.

از اینجا به بعد، مسئله فقط این نبود که زن و شوهر با یکدیگر اختلاف دارند؛ بلکه بنیان ارتباطی آن‌ها، یعنی احترام و امکان گفت‌وگو، نیز آسیب دیده بود.

تلاش برای بازگرداندن رابطه

این زوج در حدود پنج جلسه مشاوره شرکت کردند تا بتوانند ریشه مشکلاتشان را پیدا کنند.

در جلسات مشاوره، مهارت‌های مختلفی از جمله محبت‌ورزی، شیوه ابراز محبت به همسر و فرزندان، بیان احساسات، گفت‌وگوی مؤثر، اختصاص زمان مناسب برای باهم بودن و کنترل خشم به آن‌ها آموزش داده شد.

هدف این بود که زوجین بتوانند ناراحتی‌های خود را بدون تبدیل کردن گفت‌وگو به دعوا بیان کنند و هنگام عصبانیت نیز از رفتارهایی که ممکن است به فرد یا اموال آسیب بزند، جلوگیری کنند.

اما در ادامه، همکاری لازم برای اجرای این مهارت‌ها شکل نگرفت.

لجاجت و عدم مسئولیت‌پذیری نیز به مشکلات اضافه شده بود؛ گاهی هر کدام از طرفین از سر لجبازی رفتاری انجام می‌داد که در نهایت نه فقط به طرف مقابل، بلکه به خود او و زندگی مشترکشان آسیب می‌زد.

با ادامه این وضعیت، میل و همکاری لازم برای ادامه زوج‌درمانی نیز کاهش یافت و در نهایت زندگی مشترک ۱۵ ساله این زوج به جدایی رسید.

روایت مشاور از آنچه بر این زندگی گذشت

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد روشن‌بین، مشاور این خانواده، معتقد است اختلاف در زندگی مشترک امری طبیعی است؛ چراکه زن و مرد از نظر فردی و جنسیتی تفاوت دارند و اختلاف سلیقه نیز بخشی از زندگی مشترک است.

به گفته او، حتی ممکن است فرد بدون اینکه قصد ناراحت کردن طرف مقابل را داشته باشد، رفتاری انجام دهد که همسرش را آزرده کند.

روشن‌بین تأکید می‌کند مسئله اصلی، وجود اختلاف نیست، بلکه شیوه مواجهه با اختلاف است.

او می‌گوید زوجین باید مهارت گفت‌وگو را تقویت کنند و احساسات و ناراحتی‌های خود را پیش از آنکه روی هم جمع شوند، بیان کنند؛ چراکه ناراحتی‌های انباشته‌شده می‌توانند به مرور به فکر و سپس به رفتار تبدیل شوند.

به گفته روشن‌بین، در ادامه این روند ممکن است شکافی میان زوجین شکل بگیرد که ترمیم آن دشوار شود.

از نگاه او، مهم‌ترین درس این پرونده این است که زوجین نباید مسائل زندگی را از ابتدا رها کنند؛ بلکه باید برای حل مسئله یا یادگیری شیوه درست مدارا با آن اقدام کنند.

این زوج پس از ۱۵ سال زندگی مشترک به جدایی رسیدند؛ اما روایت آن‌ها نشان می‌دهد پایان یک زندگی لزوماً از یک اتفاق بزرگ شروع نمی‌شود. گاهی اختلاف‌های کوچک، وقتی بارها حل‌نشده باقی می‌مانند، به مرور به قهر، خشم، بی‌احترامی و فاصله‌ای تبدیل می‌شوند که بازگرداندن رابطه را دشوار می‌کند.

 

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!