یادداشت؛
سرعت، رقیب خاموش فرهنگ
شتاب زندگی مدرن، فرصت اندیشیدن، مطالعه و گفتگو را از انسان گرفته است؛ روندی که اگر ادامه یابد، پیش از اقتصاد و سیاست، فرهنگ را از متن زندگی روزمره دور میکند و سرمایه اجتماعی جامعه را فرسوده میسازد.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، فعال رسانهای در یادداشتی اختصاصی نوشت: گاهی تصور میکنیم بزرگترین بحران روزگار ما، مشکلات اقتصادی، کمبود امکانات یا فشارهای معیشتی است؛ اما شاید پیش از همه اینها، بحران دیگری آرام و بیصدا در حال گسترش باشد؛ بحرانی که نه در خیابان دیده میشود و نه در آمارهای رسمی، اما آثارش را میتوان در سبک زندگی، روابط انسانی و حتی شیوه اندیشیدن جامعه مشاهده کرد. آن بحران، شتابزدگی است.
انسان امروز بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دسترسی دارد، اما کمتر از گذشته فرصت اندیشیدن پیدا میکند. هر روز صدها تصویر، خبر، ویدئو و پیام از برابر چشمانمان عبور میکند، بیآنکه مجال تأمل درباره آنها را داشته باشیم. ذهن ما به ایستگاه عبور محتوا تبدیل شده است، نه منزلگاه فهم و معرفت.
فرهنگ اما با شتاب سازگار نیست. فرهنگ، محصول مکث است؛ محصول خواندن، شنیدن، گفتوگو کردن و زیستن. کتاب را نمیتوان با عجله خواند، شعر را نمیتوان با سرعت فهمید و هویت را نمیتوان در میان انبوه اعلانهای تلفن همراه جستوجو کرد. فرهنگ، آهسته ساخته میشود و اگر از ریتم طبیعی خود خارج شود، به کالایی مصرفی تبدیل خواهد شد.
جامعهای که عادت کند همه چیز را در چند ثانیه ببیند، کمکم تحمل شنیدن یک سخن عمیق، خواندن یک مقاله تحلیلی یا حتی گفتگویی صمیمانه در جمع خانواده را از دست میدهد. این همان نقطهای است که فرهنگ، بیآنکه کسی متوجه شود، جای خود را به سرگرمی میدهد؛ سرگرمیای که الزاماً بد نیست، اما وقتی جای فرهنگ را بگیرد، جامعه را از اندیشیدن بازمیدارد.
امروز مسئله فقط کاهش سرانه مطالعه نیست. مسئله آن است که فرصت خلوت با خویشتن نیز در حال از بین رفتن است. زمانی انسان در سکوت کتاب میخواند، با خانواده گفتوگو میکرد، در مسجد، کتابخانه یا محفل فرهنگی حضور مییافت و از دل همین تجربهها، شخصیت فرهنگی او شکل میگرفت. اکنون اما سکوت، کالایی کمیاب شده و ذهن، دائماً در محاصره صداها و تصاویر است.
توسعه فناوری را نمیتوان و نباید انکار کرد. فناوری یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر است؛ اما آنچه باید درباره آن اندیشید، نسبت ما با فناوری است. اگر ابزار، سبک زندگی را تعیین کند و فرصت اندیشیدن را از انسان بگیرد، دیگر ما از فناوری استفاده نمیکنیم؛ این فناوری است که از ما استفاده میکند.
تمدنها زمانی فرو نمیریزند که کتابخانههایشان آتش بگیرد؛ بسیار پیشتر از آن، زمانی فرو میریزند که مردم دیگر نیازی به کتابخانه احساس نکنند. بحران واقعی آن نیست که کتاب کم چاپ شود؛ بحران آن است که میل به خواندن، فهمیدن و گفتگو کردن در جامعه رنگ ببازد.
شاید بازگشت به فرهنگ، از تصمیمهای بزرگ آغاز نشود. شاید کافی باشد هر روز چند دقیقه از هیاهوی بیپایان فاصله بگیریم؛ کتابی را که مدتهاست کنار گذاشتهایم دوباره باز کنیم، پای صحبت پدر و مادر بنشینیم، فرزندانمان را به کتابخانه ببریم یا در یک نشست فرهنگی شرکت کنیم. فرهنگ، از همین انتخابهای کوچک جان میگیرد.
جامعهای که برای فرهنگ وقت نگذارد، دیر یا زود ناچار خواهد شد برای درمان آسیبهای ناشی از فقدان آن، هزینههای بسیار بیشتری بپردازد. فرهنگ، هزینه نیست؛ سرمایهای است که اگر امروز برای آن وقت نگذاریم، فردا باید بهای سنگین غیبتش را بپردازیم.
یادداشت: محسن زمانپور– فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!