یادداشت؛
کودکی در ویترین
ظهور کودک بلاگرها فقط یک موج مجازی نیست؛ نشانهای است از تغییری آرام اما عمیق در تعریف کودکی، جایی که دوربین زودتر از انتخاب، وارد زندگی میشود.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، فعال رسانهای در یادداشت اختصاصی نوشت: کودک بلاگری پدیدهای است که بیسروصدا و آرام، درست وسط اتاقهای نشیمن ما جا خوش کرده؛ نه با سر و صدای فناوری، بلکه با لبخندهای تمرینشده، دیالوگهای حفظی و دوربینی که اغلب از چشم پدر و مادر خاموش نمیشود. گاهی اصلاً معلوم نیست این ضبطکردنِ مداوم قرار است کِی تمام شود.
کودک بلاگر پیش از آنکه فرصت تجربه بیواسطه کودکی را داشته باشد، وارد صحنهای میشود که قواعدش را بزرگسالان نوشتهاند و تماشاگرانش غریبههایی هستند که او هرگز نخواهد شناخت. صحنهای که خروج از آن، حداقل روی کاغذ، چندان ساده نیست.
مسئله فقط دیدهشدن نیست. دیدهشدن، اگر انتخاب باشد، شاید حتی بخشی از رشد فردی محسوب شود. اما کودک بلاگر انتخابی ندارد. او به جای بازی آزاد، بارها و بارها «تکرار» میکند؛ به جای اشتباهکردن، «اصلاح» میشود و به جای خستهشدن، یاد میگیرد خستگیاش را پنهان کند، چون ضبط هنوز تمام نشده است. چون یک برداشت دیگر «بهتر» هم ممکن است.
کودکی که باید در امنیت نادیدهماندن بزرگ شود، ناگهان در معرض قضاوت مداوم قرار میگیرد؛ قضاوتهایی که نه چهره دارند و نه توضیحی میدهند.
یکی از آسیبهای کمتر گفتهشده این فضا، شکلگیری هویتی وابسته به واکنش دیگران است. لایک، کامنت و بازدید به معیار ارزش تبدیل میشوند، آن هم پیش از آنکه کودک معنای واقعی ارزشمندی را بفهمد.
اگر ویدئویی کمتر دیده شود، اگر لبخندش به مذاق مخاطب خوش نیاید، این حس شکست جایی در ذهن او حک میشود؛ شکستی که ربطی به توانایی واقعیاش ندارد اما اثرش، بسیار واقعی است.
از سوی دیگر، مرز حریم خصوصی عملاً پاک میشود. لحظههایی که باید شخصی باشند (گریه، عصبانیت، ترس، حتی اشتباهات کودکانه) به محتوا تبدیل میشوند. مثلاً تولدی که قبل از فوتکردن شمعها، باید چند ثانیه صبر کرد تا نور درست تنظیم شود.
کودک یاد میگیرد که هیچ چیز واقعاً «مال خودش» نیست. این حذف تدریجی حریم، در آینده میتواند به سردرگمی در روابط، ناتوانی در نه گفتن و حتی اضطراب مزمن منجر شود.
بُعد اقتصادی کودک بلاگری هم قابل چشمپوشی نیست. وقتی درآمد به حضور کودک گره میخورد، او ناخواسته به ابزار تبدیل میشود. حتی اگر نیت والدین خیر باشد، سازوکار محتوا کمکم تصمیمگیر اصلی میشود: این ویدئو ضبط میشود، آن یکی نه؛ این رفتار فروش دارد، آن احساس نه. در چنین شرایطی، منافع کودک خیلی راحت زیر سایه الگوریتمها گم میشود.
شاید مهمترین نکته این باشد که آثار کودک بلاگری اغلب فوری نیست. آسیبها آرام، تدریجی و دیرهنگام خودشان را نشان میدهند؛ زمانی که دوربینها خاموش شدهاند و مخاطبان رفتهاند، اما کودکی که فرصت کودکبودن را از دست داده، تازه میخواهد بفهمد واقعاً کیست و آیا بیرون از قاب هم دیده میشود یا نه.
کودک بلاگری فقط یک ترند نیست؛ آزمونی است برای مسئولیتپذیری ما. اینکه آیا حاضریم برای چند ثانیه توجه بیشتر، سالها از آرامش روانی یک کودک هزینه کنیم یا نه.
در این میان نباید همه چیز را به «نسل جدید» یا «اقتضای زمانه» حواله داد. زمانه همیشه عوض میشود، اما مسئولیت بزرگکردن انسان، بندهای ثابت خودش را دارد. کودک قرار نیست بارِ میل به دیدهشدن والدین، یا عقبنماندن از قافله فضای مجازی را به دوش بکشد.
هر لباسی که زودتر از سنش به تنش میکنیم، جایی از رشد طبیعی او را تنگ میکند؛ حتی اگر آن لباس، لباس شهرت باشد.
آنچه نگرانکنندهتر است، عادیشدن این وضعیت است. وقتی دوربین به عضو ثابت خانه تبدیل میشود، وقتی «بگو دوباره» و «یه بار دیگه بخند» جای «بازی کن» و «ولش کن» را میگیرد، ما عملاً تعریف جدیدی از کودکی میسازیم؛ تعریفی که در آن، کودک همیشه آماده اجراست و هیچوقت واقعاً رها نیست.
شاید لازم باشد گاهی از خودمان بپرسیم: اگر این تصاویر روزی پاک شوند، اگر این صفحات بسته شوند، چه چیزی برای کودک باقی میماند؟ خاطرهای امن، یا حسی مبهم از اینکه از همان ابتدا، برای دیدهشدن کافی نبوده مگر وقتی که مقابل دوربین بوده است.
بازنگری در کودک بلاگری، نه مخالفت با تکنولوژی است و نه دشمنی با رسانه؛ تلاشی است برای یادآوری چیزی ساده اما فراموششده: اینکه بعضی لحظهها، فقط وقتی ارزشمندند که هیچکس جز خود کودک شاهدشان نباشد.
یادداشت: سمانه عرب_ فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!