مرآت گزارش میدهد؛
حراج هویت سمنان در سایه تخریب تکیهها
بیتدبیری مسئولان و فقدان استراتژی، بافتهای تاریخی را به مسلخ برده و میراثِ گرانبهای سمنان را در مسیرِ نابودیِ کامل قرار داده است.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، فضاهای شهری، فراتر از آجر و خشت و فرمهای معماری، حامل معنایی عمیقتر به نام «مکانرویداد» هستند؛ فضاهایی که «روح و هویت» یک شهر را در خود جای دادهاند.
این مکانها بستر وقوع حوادثی هستند که حافظه جمعی یک محله را شکل میدهند. در کشورهای توسعهیافته، حفظِ این اماکن، یک استراتژیِ حیاتی برای پیوندِ نسل نو با ریشههای تاریخی است که در نهایت به «ایمنسازی فرهنگی» جامعه در برابر تهاجمهای بیگانه منجر میشود. اما در سمنان، گویی جریانی نانوشته در حال پاک کردنِ این هویت است.
تراژدی «تکیه جهادیه»؛ نابودی سندِ زنده انقلاب
در بازدیدهای میدانی اخیر، با صحنه دردناک تخریبِ کاملِ بافت سنتی خشتی در ضلع شمالی «تکیه جهادیه» مواجه شدیم. این تکیه، صرفاً یک فضای کالبدی نبود؛ بلکه شناسنامه مبارزات انقلابی مردم سمنان محسوب میشد.
مرحوم «ادب»، بهعنوان معمارِ تظاهراتِ آن دوران، در همین مکان بذر همبستگی را در دلِ اهالی میکاشت. همچنین، تاریخِ حضور آیتالله محمدعلی عالمی در سمنان با این تکیه گره خورده است؛ سندی که گزارشهای محرمانه مرکز اسناد تاریخیِ دوران ساواک نیز بر اهمیت سیاسی و اجتماعی آن در سازماندهی نیروهای انقلابی صحه میگذارد.
نکته تأسفبار اینجاست که این بافت، قربانیِ یک سیاستِ غلطِ دهساله شد؛ همان زمان که شهرداری با کشیدن یک معبر، پیکرهی واحدِ این محله را به دو نیم کرد و آن را در تعلیقی ده ساله رها ساخت تا سرانجام، تیشه به ریشه این میراث بزند. تخریبِ اخیر، نه یک ضرورت عمرانی، بلکه گواهی بر نگاهِ تقلیلگرایانه مدیران شهری به تاریخ است که بهجای احیای ظرفیتها، سادهترین راه یعنی «پاکسازی» را انتخاب کردهاند.
بافتِ تاریخی؛ اعضای به هم پیوسته یک پیکره
ساختارِ ارگانیک شهر سمنان بر پایه «تکیهمحلهها» بنا شده است؛ منظومهای شامل تکیه، حمام، آبانبار و خانههای پیرامونی که هر یک مکمل دیگری است. تخریبِ این بافتها، دقیقاً شبیه به جراحیِ ناشیانه بر پیکر انسان است؛ همانگونه که با قطع کردنِ اعضا، بیماری درمان نمیشود، با تخریبِ تکههای این بافت، نمیتوان توسعه ایجاد کرد.
بافت تاریخی با تمام اجزای ساده و پیچیدهاش معنا مییابد؛ وقتی بخشی از این شبکه حذف شود، سایر اجزا نیز کارکردِ اجتماعی خود را از دست میدهند.
تجربه شهرهایی چون یزد ثابت میکند که با مرمتِ خانههایی نظیر خانه مرحوم ادب و تبدیل آنها به «خانهموزه» یا «پاتوقهای فرهنگی»، نهتنها میتوان هویت را حفظ کرد، بلکه میتوان با ایجاد اشتغالِ محلی، اقتصادِ ساکنان را نیز توانمند ساخت.
اما در سمنان، بیست سال است که شاهدِ رویکردی «دستوری و مکانیکی» هستیم که بافتهای تاریخی را صرفاً «مخروبه» و «بارِ اضافه» میبیند. در حالی که همین خشتهای کهنه، زیرساختهای میلیاردی و غیرقابلجایگزینی هستند که با هیچ بودجهای در آینده دوباره ساخته نمیشوند.
بحرانِ مدیریت؛ از فقدان استراتژی تا انفعالِ نهادی
سؤال اصلی اینجاست: چرا در شهرداری سمنان، علیرغم وجود نیروهای انسانیِ پرشمار، خروجیِ فرهنگی برای صیانت از هویت شهری دیده نمیشود؟ ریشهی این معضل، در فقدانِ «دانشِ تخصصی» و نبودِ «استراتژیِ کلان» در شورای شهر نهفته است.
نهتنها شهرداری، بلکه اداره میراث فرهنگی و حتی بخشهای فرهنگیِ فرمانداری و سایر اداراتِ مسئول، در این حوزه به شدت غیرعملیاتی عمل کردهاند.
این دستگاهها نه تنها آموزشِ لازم برای توانمندسازیِ جامعه محلی را ندیدهاند، بلکه با بیتوجهی به فعالانِ فرهنگی، این میراثِ گرانبهای خشتی را به دستِ ویرانی سپردهاند. عدم تعامل درست با هنرمندان و فعالانِ اجتماعی، باعث شده تا مدیریتِ شهری در یک خلأ فکری عمل کند. وقتی نگاهِ فرهنگی در بدنه اجرایی غایب باشد، شهرداری تنها به مثابه «پیمانکارِ تخریب» عمل میکند، نه نهادی توسعهگرا.
پرسش اینجاست که راه و شهرسازی بهعنوان متولیِ طرحهای ویژه در بافتهای تاریخی و واحد بافت تاریخی شهرداری، چه اولویتهای مهمتری از حفظِ میراثِ هویتی شهر دارند؟
سمنانِ بیتکیه؛ افقِ تاریک آینده
صدورِ دستورِ اخیرِ فرمانداری مبنی بر ایجاد معبر در نزدیکی «تکیه میرمحمدخانی» نشان میدهد که جریانِ هویتزدایی همچنان با شتاب در حال حرکت است. این تکرارِ یک فاجعه است؛ فاجعهای که پیشتر در «تکیه کدیور» و «مسجد تاریخی» آن دیده شد و اکنون با نادیده گرفتنِ هویتِ تکیه میرمحمدخانی، در حال کامل شدن است. اگر این روند متوقف نشود، تا سه یا چهار سال آینده، حتی یک «تکیه» که نماد اصیلِ شهر سمنان باشد، باقی نخواهد ماند.
در این روزهای حساس که کشور نیازمندِ تکیه بر اصالت و انسجامِ ملی برای خنثیسازی تهاجمهای فرهنگی است، نادیده گرفتنِ این سرمایههای نمادین، گناهی نابخشودنی است.
مدیران باید بدانند که با هر تخریب، بخشی از تاریخ و روحیه سلحشوری و همبستگی مردم سمنان را نابود میکنند. آیا مسئولانِ امر پاسخی برای آیندگان دارند که چگونه شهری را بدون «هویت» و «حافظه» به دست آنها سپردهاند؟
برای جلوگیری از این خسران، بازنگریِ فوری در استراتژیهای شهری و توقفِ فوریِ پروژههای تخریبی، مطالبهای است که باید بهطور جدی از سوی دستگاههای نظارتی پیگیری شود.
شهر، بدون حافظه، تنها مجموعهای از خیابانهای بیروح است؛ بیایید پیش از آنکه سمنان به گورستانِ خاطراتش تبدیل شود، از میراثِ زندهاش محافظت کنیم.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!