حالت تاریک
  • چهارشنبه, 1405/03/06 شمسی | 2026/05/27 میلادی
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن مرآت نیوز هستید؟
معلولی که با سه‌چرخه‌اش ستونِ شب‌های اقتدار شد
فاتحِ جاده‌های غیرت؛

معلولی که با سه‌چرخه‌اش ستونِ شب‌های اقتدار شد

معلول سمنانی در شب‌های اقتدار، محدودیت جسم را در اراده‌ پولادینش ذوب کرده، حضور در میدان را تکلیفی شرعی می‌داند تا ثابت کند برای دفاع از وطن، دل‌سپردگی مهم‌تر از توانِ ایستادن است

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت»، در شب‌های باشکوه اقتدار، آنجا که طنین گام‌ها با ضرب‌آهنگ غیرت گره می‌خورد، از هر قشر و مرامی و با هر نگاه و سلیقه‌ای، جان‌هایی بی‌قرار به میدان می‌آیند. گویی میثاقی نانوشته، دلهایی را که شاید در روزمرگی‌ها فرسنگ‌ها از هم دور بودند، در زیر چتر واحدِ وطن جمع کرده است.

هر نگاه در این میدان، حکایتی است از صبوری و هر لبخند، پاسخی است به بدخواهانی که اتحاد این ملت را نشانه رفته‌اند. اینجا، در تلاقی نگاه‌ها و هم‌نوایی قدم‌ها، واژه‌ی «ما» معنایی دوباره می‌یابد؛ معنایی به وسعت تمام ایران که در هیچ قاب و تصویری به‌طور کامل نمی‌گنجد، چرا که روحِ بلندِ یک ملت را در خود جای داده است.

در گوشه‌ای از این دریای خروشان، پیرمردی با محاسن سپید و دانه‌های تسبیحی که در میان انگشتانش می‌چرخند، ایستاده است؛ نگاهش نه به افق‌های دور، که به گام‌های استوار جوانانی است که امروز پرچم را از او تحویل گرفته‌اند. او نمادی از ریشه‌های عمیق این سرزمین است که طوفان‌های سهمگین تاریخ نتوانسته‌اند قامتش را خم کنند.

مردی که محدودیت را در میدان ذوب کرد

در میان این غوغای حضور، چهره‌هایی جلوه‌گری می‌کنند که خود، خط به خطِ کتابِ ایستادگی‌اند. سید علی نبوی یکی از همین نام‌های آشناست؛ مردی که سال‌هاست عصای صبوری به دست گرفته، اما هیچ‌گاه اجازه نداده است محدودیتِ جسم، سدی در برابر وسعتِ اراده‌اش باشد.

او با همان موتورِ سه‌چرخه‌ همیشگی‌اش، که حالا به بخشی از هویتِ این تجمعات بدل شده، در تمامی این شب‌های سرنوشت‌ساز پا به میدان گذاشته است.

بر روی وسیله‌اش، دست‌نوشته‌هایی از سرِ اخلاص و پرچم‌هایی به نشانه اقتدار برافراشته تا بگوید برای دفاع از آرمان‌ها، داشتنِ «پا» ملاک نیست، بلکه این «دل» است که باید برای وطن بتپد.

حضورِ مستمر و بی‌وقفه‌ی او در میان جمعیت، پیامی فراتر از یک همراهی ساده دارد؛ او به همگان یادآوری می‌کند که وقتی پای عزتِ میهن به میان بیاید، هر کسی با هر توان و بضاعتی، سربازِ این میدان است.

نگاهِ مصمم او در میان ازدحامِ شب، گواهی است بر این حقیقت که اقتدارِ ایران، ریشه در خونِ دل‌ها و پایمردیِ انسان‌هایی دارد که خستگی را نمی‌شناسند و حضورشان، تکیه‌گاهِ معنوی این خیزشِ جمعی است.

بهانه‌ گرفتاری برای دفاع از وطن فرمالیته است

این معلول سمنانی که دلتنگی و غیرت در چشمانش موج می‌زند در گفتگو با خبرنگار اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «مرآت» با صدایی برآمده از عمق جان می‌گوید: باور کنید این جمعیت به اراده شخصی نیامده‌اند؛ این تنها کششِ عشق و جذبه‌ رهبری است که وجودمان را پر کرده و ما را به اینجا کشانده است.

نبوی بی‌تفاوتی را در مرزِ نفاق می‌بیند و می‌گوید: نمی‌توانم بپذیرم کسی دم از وطن بزند اما نسبت به این صحنه‌ها سرد باشد. بهانه‌هایی مثل گرفتاری و وقت نداشتن، فرمالیته است؛ مگر می‌شود برای هویت و استقلالِ خاک، وقت نداشت؟

او معتقد است هر انسانی گرفتاری‌های خودش را دارد، اما تأکید می‌کند: اگر این امنیت حل شود، همه مشکلات حل خواهد شد. اما اینکه یک بیگانه بخواهد بر ما حکومت کند، اصلاً در کَتِ ما بچه‌بسیجی‌ها نمی‌رود و زیر بارش نخواهیم رفت.

این مردِ مقاوم، حضورش را یک تکلیفِ شرعی می‌داند: حتی اگر روی تخت بیمارستان هم باشم، وظیفه‌ام این است که اینجا باشم. ما فرزندانِ این انقلابیم و با نگاهِ آقا قد کشیده‌ایم. ایشان برای ما فراتر از یک رهبر، یک پدر بودند.

او با بغضی سنگین از احساسِ یتیمی می‌گوید: ما واقعاً یتیم شدیم. هفتاد و خورده‌ای شب است که آرام نداریم. من با این وضعیتِ جسمی آمده‌ام تا بگویم هر قدمِ ما، لرزه‌ای است که بر پیکره‌ استکبار جهانی و دشمنان می‌افتد.

نبوی در پایان، با آرزوی نابودی آمریکا و استکبار می‌گوید: امیدوارم زودتر این لعنتی‌ها از بین بروند تا بتوانیم یک دلِ سیر، عقده‌ این چندین شب را با عزاداری برای سرور و سالارمان، آقا خامنه‌ای، سبک کنیم و نشان دهیم راهش باقیست.

انتهای خبر/

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!